مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
پی روزا pay roozaa پریروزها – روزهای پیشین
اتر ater سطحی که در زمین کشاورزی که به علت بالا بودن ارتفاع آن،کمتر ...
قارق ghaargh سفت محکم
پت هاکردن pet haakerdan کچ کردن – پیچاندن – منحرف کردن
گشاد گشاد geshaad geshaad ۱گشاد گشاد ۲گشاد گشاد راه رفتن
شیره shire ۱آب انگور جوشیده و قوام آمده ۲جوشیده ۳سوخته ی تریاک
گنم gannem
خطه – ترق Khatte torogh جاده ی شوسه
ور هم کار var hamkaar دو یا چند نفر که در کنار هم در مزرعه کار کنند
پرچ – بویین parch baviyen همواره شدن زمین آبخیز
په خونی peKhoni پی خوانی – هم خوانی کردن در آواز
نوه nove نوبت
چار خر chaar Khar از انواع بازی های محلی
کال سرشالی kaal sar shaali گوسفندی قهوه ای رنگ با پیشانی سفید و پاهای سفید و قهوه ای ...
روک روکی rook rooki پرنده ای بزرگتر از گنجشک به رنگ قهوه ای سیر که در تابستان ...
ام سواهی am sevaahi امروز صبح
غاز بال ghaaz baal نام فنی در کشتی لوچو غاز وال
دانه بپاتن daane bepaaten ۱بذر پاشیدن ۲مقدمه چینی برای گول زدن
پسه پسه pese pese واژه ای که برای صدا زدن گوساله ی نر به کار رود
لپر laper ۱زمین آب خیز و هموار ۲ازتوابع بابل کنار ۳توابع بندپی بابل ...
چند و چون chand o choon ۱بگو مگو ۲اوضاع
تاهدائن taa hedaaen ۱کش دادن ۲دنباله دار شدن
گال مال چو gaal maal choo دو قطعه چوب کوتاه و بلند مربوط به بازی الک و دولک
په نهار pe nehaar عصرانه
اندو خئرما andoo Khoermaa خرمالو
روپشت roo pesht از توابع زیر آب سوادکوه
اون – دفه oon dafe دفعه ی قبل
زه بزوئن ze bazooan ۱اظهار ناتوانی کردن ۲به ناچار از عملی دست کشیدن ۳از پا در ...
مرسه marese از توابع چهاردانگه ی هزارجریبی ساری
زنون zanoone زنانه
چایی پاس chaaei paas تفاله ی چای
زنستا zanastaa زن حمامی
شب چره shab chare تنقلات – شب چره
قمچی ghamchi شلاق
او پاچک ow paachek ۱پاشیدن ناگهانی و تند آب به جایی ۲بازی با آب و پاشیدن آن ...
آله aale ۱لوس مسخره ۲شرمنده
جول jool گود عمیق
زرت و زورت zert o zoort ۱نوعی توهین به معنای:سر و صدای بیهوده ۲تهدید کردن ۳لاف بی ...
زنگیچه zangiche آرنج
تنبکو tanbakoo تنباکو
نشان neshaan ۱هدف – علامت گذاری – نشانه ۲سنگ قبر
کاشن دار kaashon daar درختی که بر پوست آن خزه روییده باشد
دروک تا dorook taa نخ کلفت دوخت و دوز
بلف balef ۱ببلع – بخور ۲امر به خوردن از سر تحقیر و تحکم
بلماغ belmaagh ۱نان مخصوصی که از آرد روغن،شکر و آب تهیه شود ۲نوعی خورشت ...
مزه قلاش meze ghallaash ماهی نر کوچکی که سفید رنگ است
چل چلی chel cheli ۱تازه راهافتاده ۲کسی که در راه رفتن تعادل ندارد ۳کسی که ...
پسیک pessik شکلات کنجدی – حلوای کنجدی
خارجین khaarjin خورجین
چشم رم بیموئن cheshm ram beyamon نادرست دیدن و نادرست دریافت نمودن

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۶۳۸
mod_vvisit_counterديروز۴۵۳۸
mod_vvisit_counterاين هفته۱۵۲۳۰
mod_vvisit_counterاين ماه۱۵۰۹۸۵
mod_vvisit_counterجمع۱۳۹۶۲۴۱۶

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني