مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
سنگ سرک sange sarak ۱قله ای به ارتفاع ۳۰۵۰متر در کلاردشت ۲از توابع دهستان بیرون ...
بلفسن balefessen خوردن بی ادبانه – آداب معمول را به هنگام خوردن غذا رعایت ...
کله هرفه kale harfe ابزاری فلزی که توسط آن آتش را جابجا کنند
چمبه chombe چاق – فربه – خیلی چاق
ضرت zert صدای خروج گاز شکم از ماتحت
گوک په gooke pe نگهدارنده ی گوساله
ول vel بیکاره – سرگشته – آزاد – رها
شو نشین sho neshin شب نشینی
اسبنا esbenaa اسفناج
گگلی gegeli ۱از اجزا و لوازم گهواره ۲بسیار صمیمی و نزدیک
ولگ valg نوعی گیاه انگلی بالا رونده از درختان جنگلی
ضرب بزان zarbat bezaan زخم زدن – مجروح ساختن
درشتن dareshten ۱از هم پاشیده شدن ۲باز شدن
خرفنی Khar feni آدمی که بینی اش بزرگ باشد
هاده بهیر haade bahir هاده بییر
لیلرد leylord نام محلی در ناییج نور
گوشواره gooshvaare از توابع پشتکوه ساری
سک sek ۱گوساله ی از شیر گرفته شده ۲نوجوان
سنگ سو sange so با سنگ ساییدن – سنگی که کارد و چاقو را با آن تیز کنند
زمین کین zamin kin از توابع خرم آباد تنکابن
دمخت اولی damKhetooli ۱تودار رازدار ۲مرموز
غارته غرینگ ghaartte ghering برآمده و ناصاف – چاله چوله
دس پاش das paash بذری که به ردیف کاشته نشودبذرپاشی با دست
دزماهی dez maahi ماهی پخته شده در دیگ – ماهی بخارپز
میهن mihen میان وسط
شور برده shoor borde ۱کوتاه شده ۲کوتاه شد
ملتانه moletaane برای کاری وقت معینی در نظر گرفتن
لورچال loor chaal از توابع بیرون بشم کلاردشت
او جار هکردن oo jaar hakerdan ۱بد غذایی کردن ۲خوراندن آب و علوفه به احشام
چنگه لاش change laash
پنج شنبه ای panj shanbai مقدار خوراکی یا وجهی که شاگرد مکتب خانه در هر پنج شنبه برای ...
خالوک Khaalook مرد زن صفت
سال مزیر saal mezzir ۱کارگر سالانه ۲کارگری که براساس قراردادی عرفی و در برابر ...
چو خر choo khar ۱سوداگر چوب ۲چوب بلندی که پا را روی شاخک آن قرار داده و برای ...
سررجه sar raje ۱قسمتی از کوه که دو طرف آن دره باشد ۲نوعی بیماری در سم اسب ...
داغ مال daagh maal اثر سوختگی
تیم کاری tim kaari زمان تخم پاشیدن گندم و جو
آراق aaraagh کره کره ی اسب
کارو بکشیئن kaaroo bakshiyen نزدیک شدن رشد گیاه به مرحله ی گل دهی – بیش از اندازه رشد ...
چلم chalem همیشک – از انواع گیاه(همیشه سبز)
ورزا سره varzaa sere از مراتع لنگای عباس آباد
امه – ره ame re امه
سیرایی siraaeI از روی شکم
اون گل ooon gal آن بار – آن مرتبه
تل کینه talekine قسمت انتهایی برخی میوه ها مثل خیار که تلخ مزه است
شنو shenoo شنا
بگ beg ۱بزرگ – بیگ – خان ۲در گذشته لقبی برای بزرگان و رجال مشخص ...
بالا – لموک baalaa lamook از توابع دهستان نوکنده کای قائم شهر
خرم دشت Kherream dasht دره ای در منطقه علم کوه کلاردشت
انگوران angooraan از توابع کوهستان غرب چالوس

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۵۷۵۸
mod_vvisit_counterديروز۷۸۳۵
mod_vvisit_counterاين هفته۵۷۵۸
mod_vvisit_counterاين ماه۱۸۰۶۷۴
mod_vvisit_counterجمع۱۶۵۲۹۱۲۱

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني