مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
سره سر sere sar ۱خانه – سرا ۲زمینی که جهت ساختن خانه پیش بینی شود
برف چال barfe chaal از ارتفاعات بخش یا نه سر،واقع در هزارجریب از منطقه ی شهرستان ...
ایتون itoon اینجور – این طور – این گونه
گپ گپه gap gape ۱گفتگو ۲به گوش رسیدن صدای گفتگوی دیگران همهمه
پپی papi گیاهی است
ریون rayyon ریحان
ورفو varfo ۱آب برف ۲آب ناشی از ذوب یخ
جزپوست joz poost پوست سبز گردو
لیسی lisi از توابع بندپی بابل
زنا zenaa زن – همسر مرد
لنگه دوری lange doori مجمعه ی غذاخوری
بره bare ۱شیر و محصولات دامی ۲سنگ چین ۳مکانی زاویه مانند که احشام ...
لیمونده limoonde از توابع چهاردانگه شهریاری بهشهر
گوشواره gooshvaare از توابع پشتکوه ساری
آرود aarood نام دهکده ای در منطقه تنکابن و در نزدیکی عباس آباد
سه مخ بویین semeKh baviyen پافشاری کردن – سمج شدن – اصرار در کاری
کوتل kotal سربالایی – تپه
هدر هادان hadar haadaan به هدر دادن – تلف کردن
جوونی هاکردن javooni haakerdan ۱کاری را از روی کم تجربگی انجام دادن ۲دلاوری کردن – کاری ...
انبارسر enbaar sar روستایی از دهستان گلیجان ییلاقی ساری
لویزی lavizi ۱سرکشی کردن ۲مخالف عقیده و یا عمل دیگری کار کردن ۳بدمستی ...
آبکوله سر aab koole sar روستایی از دهستان خرم آباد تنکابن شامل آبکوله سرکوچک و آبکوله ...
جرکن jar kan کسی که خندق حفر کند
آدمک aademak مترسک
یک خالم yak Khaalem مقیاس سطحزمینی باریک با عرضی که گاو شخمی با خیش بتواند در ...
دکلم dakelem به کلی
کت باد kote baad ۱پازدن –دست و پا زدن ۲پافشاری درکارها
مبال mabaal جایی که در آن بول کنند – مستراح – آبریزگاه
موشت بزئن moosht bazoen مشت زدن
سو هکانی soo hekaani آفرین بر تو – دعایی است که در مقابل کردار نیکوی کسی به او ...
پاجوش paajoosh جوانه ی روییده در پای درختان
تجه teje ۱دماغه – پیش رفتگی خشکی در دریا ۲محلی از رودخانه که عبور ...
خنی Kheni چشمه
رفچه rafche تاقچه
النگ aleng ۱چمن زار نمور ۲نمور
چل پیی chel peI کنار زائو نشستن در شش شب اول زایمان
رشخن تیتال reshKhan titaal با چرب زبانی و وعده وعید کسی را فریفتن – شیره مالیدن
سبز ماچکل sabze maachkol از انواع مارمولک
چپلاق cheplaagh از ابزار آبدنگ متصل به تیر آبدنگ که با هر چرخش ضربه ای به ...
کتی keti ۱کدام سوی ۲تپه ۳پیشانی
بهدشت behdasht از توابع دهستان ناتل رستاق نور که بیشت beyasht نیز تلفظ شود
کتلی kateli قسمت عرضی و پهنای هر چیز
رادکان raadkaan روستایی در دهستان چهارکوه شهرستان کردکوی که به گویش بومی ...
تل مج tal mej تلخ مزه
هسه hase سهم – قسمت
ناکش naakash نکشیده – وزن نکرده
دریا بزن daryaa bezan ۱ماجراجو ۲اهل ریسک و خطر ۳دل به دریا زدن
کافور kaafoor ۱نوعی حالت انزجار ۲ماده ی معطری که از برخی گیاهان گیرند ...
ککوک kakkook گل شپیوری
پهاشت pehaasht چرای صبحگاهی رمه

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۶۸۲
mod_vvisit_counterديروز۷۴۷۴
mod_vvisit_counterاين هفته۲۳۲۵۹
mod_vvisit_counterاين ماه۱۹۸۱۷۵
mod_vvisit_counterجمع۱۶۵۴۶۶۲۲

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني