مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
سم بیاردن sam biyaarden ترسانیدن
گذشت چال gezasht chaal دره ای در کلاردشت چالوس
چو تاشی choo taashi ۱نجاری ۲تراشیدن و آماده کردن مصنوعات چوبی از قبیل:قاشق و ...
گت کوتی gat kooti قله ای به ارتفاع ۲۲۲۶ متر در کلاردشت چالوس
شال زیتون shaalzaytoon
لمر lemmer ۱لبه ی دامن ۲بخش پایین پیراهن
اشپیج eshpije شپش
اسپوتن espooten ۱فرو کردن ۲سپوختن
سمبش sembesh نوعی نفریننوعی زخم که در کف پا ایجاد شود
تیم شو tim shoo ۱مقدار بذر مصرفی زمین که خود وسیله ای برای مقیاس مساحت زمین ...
ستاره سو setaare soo نور ستاره – در زیر روشنایی ستاره یا نور خفیف به کاری پرداختن ...
چک چکی chak chaki ۱لاغر ۲آدم بی ثبات ۳نر و ماده ی دکمه
بابو baaboo باباکلان
هلی کتنی hali ketenni نوعی غذا – آلوچه ی کوبیده شده که با پونه و نمک مخلوط شده ...
شلمبر shelember ۱آدم نامرتب شلخته ۲نفرت داشتن
جانه jaanne ۱یار – رفیق ۲هم بازی ۳هم ردیف – هم طراز – نبور،نیروی برابر،هم ...
غرنش ghornosh بانگ خر
بوزانیئن bavezaanniyan ۱از میدان بدر کردن ۲غلبه کردن ۳در رفتن اشیای فنری از جای ...
لنه بین lanne bayyen خیس شدن
شدببیین zed babeyan دشمن و مخالف شدن
تل گزنه tal gazne ۱نوعی گزنه – این گیاه در اوایل بهار در دل صخره می روید و ...
خارم khaarrem خرم – شاد
ارسی – دوج orosi dooj کفش دوز کفاش
کله شا kale shaa از توابع بندپی واقع در منطقه ی بابل
قارق بویین ghaargh baviyen سفت شدن جایی از بدن در اثر ضرب دیدگی
ازارسی ezaarsi از توابع دهستان بندپی بابل – آزارسی
لت و پردی lato pardi قرینه – قرینه ی هم
خام بویین Khaam baviyen ۱رام شدن ۲قانع شدن ۳گول خوردن
خوکار Khoo kaar کار سنگین – آن که بیش از اندازه کار کند
کپل بزوئن kappe bazoen پرتاب کردن
لم هدائن lam hedaaen یک پهلو دراز کشیدن – نوعی استراحت کردن
آمون aamin فغان امان
اروشن کر o rooshen kar ۱رقاصک ۲حشره ای که روی آب حرکت کرده و به عقیده عوام سبب روشنی ...
چورو chooroo ۱حرف ها را بزرگ کردن ۲دوجاگویی ۲چند پهلو حرف زدن
انبار ده anbaar de از توابع دهستان ناییج نور
شرشرک sher sherak تخته سنگ لبه داری که در گذرگاه آب های تند و تیز قرار دهند ...
دنگ چاله dange chaale چاله ای که دنگ در آن فرو آیدچاله ای که شالی بعد از پوست کندن ...
چرخ هایتن charKh haayten ۱گردیدن – گردش کردن ۲جستجو کردن – دنبال گم شده گردیدن
ته جه te je از تو
پاشه پریت paashe perit ۱داد و فریاد ۲طلب کار بودن ۳مورد حمله قرار دادن
چر chor ۱زمین پر وجین ۲علفی هرز که در کشتزارهای برنج و مرداب ها روید ...
ویرگا vire gaa شقیقه
اوسار سری osaar sari شاگردانه
وردار var daar ۱پهن عریض ۲ینگه ی همراه عروس
میان سدمه meyaan sedme فنی در کشتی لوچو
چمبله chambela چمالهپارچه یا کهنه ی تاب داده که به دور دیگ پلو و زیر درپوش ...
جهت jaht جهت
اجنبی ajnebi ۱غریبه ۲بیگانه
دل گو del gav کنایه از:شجاع و نترس
کوچ و بنه کاردن kooch o bene kaarden مهاجرت و کوچ کردن

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۹۳۱
mod_vvisit_counterديروز۳۶۷۹
mod_vvisit_counterاين هفته۲۲۴۹۷
mod_vvisit_counterاين ماه۶۶۳۱۷
mod_vvisit_counterجمع۱۱۸۰۵۵۸۶

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني