مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
توقه کا towgheh kaa کودکان به تقلید از رانندگان اتومبیل رینگ خالی از لاستیک ...
پهی pehi ۱کنار برو ۲ازکنارم دور شو
دمدمی dam dami ۱آدم سست عنصر – کسی که نتواند تصمیم قاطع بگیرد ۲بهانه گیر ...
پمت pemet ۱پوشیده – متضاد عریان و لخت ۲پوشاک نو ۳پوسیده
لرخمن ler Khemen از توابع بابل کنار بابل
پکال pekaal کوتاه – کوتاه قد
حبه چپ دار habbe chap daar کسی که صورتش ورم داشته باشد
سیب هاکردن sib haakerdan سوار کردن
بدکان badkaan کتک بزن
رجنه rajone نشانه – هدف گیری
سخت کش saKhte kash ۱زه و هر چیزی که به دشواری کشیده شود ۲آدم مقاوم و پایدار
بشکافتن beshkaaften شکافتن – بازکردن
دخون بخون daKhoon baKhoon آواز خواندن جمعی و مستانه
پیلم سره paylem sere نام مرتعی در حوالی چهاردانگه ی هزارجریب بهشهر
بوه bave بابا
ساتره saatere روستایی در کوهستان غرب چالوس
تنگ و تاش tang o taash در محاصره و در تنگنا قرار گرفتن
چائوش chaaoosh پیش خوان زوار – آنندراج و فرهنگ نظام آن را واژه ای ترکی و ...
بینه هکردن bine hekorden بینه هکردن
جغون jaghoon گلاویز – دعوا – بهم پریدن
اشمارتی eshmaarti آمار
لار او laar oo ۱از آب معدنی های دشت سر آمل ۲چشمه ای که دارای خواص آب معدنی ...
دم کش dam kash بز پیشاهنگ گله
ال – پر ale par ۱نور شدید و آنی ۲آذرخش – برق آسمان ۳شعله ی آتش
اتا ataa نخ
په دکتن pe daketen ۲معشوقی که بدون اجازه ی پدر و مادر به همراه عاشق روانه شود ...
لیس چال lis chaal از روستاهای سجارود بابل
پریکه perikke پرپر زدن – جهش و پرش
برمال baremaal راه اریب برای بالا رفتن از ارتفاعات
جروه jarooh ۱رود ۲مسیر رود
روجا roojaa ستاره ی صبح گاهی که همان سیاره ی زهره،است
بسراب beseraab حرف بزن – سخن بگو(از روی تحکم و تحقیر)
گلیه کلا galeye kelaa از توابع نوکنده کای شهرستان قائم شهر
تیم پلیس tim palis سبدی که جهت حمل و نقل جوانه های برنج از خزانه به شالی زار ...
بالا – چونه baalaa choone آرواره ی بالایی
بسخ bos Kho بس
سیا باد seyaa baad بادی که از سمت غرب به طرف کتول وزد
بال baal عضو پرواز پرندگان است که به کنایه به دست انسان نیز گفته می ...
چل گوک chale gook چوبی میان تهی در چرخ نخ ریسی
کاشت کارزار kaasht kaarezaar کنایه از:خشتگی زیاد
دمه سر dame ser نزدیک خانه – جلوی راه
گنیما ganimaa ۱علفی است که برگ هایش شبیه شوید بوده و غیرخوراکی است ۲زگیل ...
زپه زپه zeppe zeppe ۱آهسته خوردن نوشیدنی یا غذا ۲قطره قطره چکیدن
زن خاس zene Khaas خواستگاری
فرته فرته ferte ferte ۱تندتند – با شتاب ۲یک ریز حرف زدن
خربازی Khar baazi ۱لودگی کردن ۲مسخره بازی در آوردن ۳بازی بی قائده که همراه ...
سگ سکی sag saki صفت سگان از درندگی و سماجت داشتن
ورسن varsen نام روستایی در غرب گرگان که تپه ای تاریخی نیز در آن قرار ...
غریب مبه سر gharib male sar جای غریب مکان غریب غربت
پنبول panbol گیاهی شبیه به پنبه

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۴۷۷
mod_vvisit_counterديروز۵۵۱۲
mod_vvisit_counterاين هفته۵۹۸۹
mod_vvisit_counterاين ماه۱۰۷۴۴۲
mod_vvisit_counterجمع۱۳۲۵۷۷۸۲

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني