مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
شنزده shionzde شانزده
تسینار tesinaar انار سیاه
رک rek ۱کاردکی که به وسیله ی آن تخم کدو را از داخل کدو خارج کنند ...
چرت و پرت بئوتن carto pert baooten حرف های بیهوده گفتن
چلب چلی chalbe cheli چیز خیلی چرب
گوز بخارده شال goz beKhaarde shaal
تمسک tamsesk از توابع هرازپی آمل
زگ زگ هکاردن zeg zeg hekaarden ناله و زاری کردن
بنه bane ۱بیفت ۲بخواب
گلپیر golepir نام قلعه ای قدیمی در شمال روستای دویلات از کوهستان نور
اسلما asselmaa ۱گیاهی است که نام لاتین آنmacooata saisb aeta – graeca iriioca moech است و ...
بجییه bojiye غله ی پاک و بو جار شده
شب خس میدان shabKhos miydaan از توابع زوار تنکابن
آلا aallaa حمله ی ناگهانی –مورد هجوم قرار دادن – برگرفته از آلامان ...
بهارلو نسوم behaarloo nessoom نام مرتعی در آمل
بیدبزه bid baze ۱سن زده ۲کرم زده
پرندر parender بی حس شدن از تن – بر اثر نرسیدن خون
شال ترس shaal tars شال ترس
چینو chino نام روستایی در جنوب شرقی شهرستان علی آباد کتول
سیابنه siyaa bene زمینی که هنگام بارش برف،بر آن برف نمانده و سطح زمین پیدا ...
کالوک kaalook کاسه کوچک
پرستائن perestaaen برخاستن
پفن pafen ۱باد کرده و متورم ۲چاق
چپی چلندر chapi chalende خرد و ریز شده – شکسته
نشت و پشت nasht o pasht دعوا و نزاع
خرگوش چر Khargoosh char محل چرای دسته جمعی خرگوش ها
ملرد melerd نام محلی در سوادکوه
بینج سوس binje soos پوسته شالی یا ارزن
ان تیکه an tike این مقدار کم
قلافر ghalaafer میخک سفید کوهی
چغه cheghghe زغال افروخته – گل آتش اخگر
باتن baaten گفتن
اسکک askek سکسکه
دره په dare pe کناره های دره
روک روک rook rook ۱راه رفتن بسیار ۲مشغول بودن به کارهای کم اهمیت در محدوده ...
په گرد pe gard بازگشت از راه رفته – عقب گرد – پس گرد
پیش دار pish daar ۱جلودار ۲کنده سنگین اجاقهای روستایی که نقش مضاعف نمودن ...
الومجش aloo mejesh ۱درخشش ۲آذرخش – برق ناگهانی
شفته باد shefte baad از انواع بادهای محلی – باد بسیار تند و خطرناک که از چند سو ...
خمیار Khamyaar نوکر – کلفت
فل بیمئن fel beyamoen ۱برانگیخته شدن ۲آماده شدن جهت جفت گیری
شیر بشلاغ shir beshlaagh ترکیب شیر ولرم و ماست که بر پارچه ای نهند و بر چشم گذارند ...
بوشا booshaa ۱گشاد – باز ۲امر باز کردن – بازکن
د جت de jet گاو آهنی که دو گاو نر آن را کشند
رغان داغ raghaan daagh ۱روغن داغ ۲کره ی داغ شده
تنه وافه tone vaafe تار و پود پارچه
روش بکشیین roosh bakeshiyen ۱حرکت کردن ۲همانند حرکت خزندگان خزیدن آهسته
یه – تپو ye teppoo ۱مقدار کمی – اندکی ۲روستایی در قائم شهر ۳روستایی از نرم ...
لاپه دار laappe daar ۱مرتعی در روستای چینوی کتول ۲تنه ی درخت پوسیده و شکاف دار ...
موره داغ moore daagh نوعی داروی گیاهی – گندواش را پخته و جهت مداوا در محل درد ...

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۶۳۰
mod_vvisit_counterديروز۸۳۵۱
mod_vvisit_counterاين هفته۳۶۳۰
mod_vvisit_counterاين ماه۱۸۰۴۹۴
mod_vvisit_counterجمع۱۴۱۸۰۷۸۹

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني