مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
شوجه shooje کرم ابریشم که تازه از تخم بیرون آمده باشد
دنجکلا denjekelaa از توابع علی آباد قائم شهر
سی پی si pi از روستاهای بلوک کسلیان قائم شهر
پوشاله زئن poshaale zean سوت زدن
جابییت jaabait ۱جاگرفته شده ۲قالب شده
کلاس kalaas نانی که با آرد ارزن درست کنند
چون choon کسی که از شدت سرما بی حرکت شود
ولاغوز velaaghooz روستایی جنب شهر کردکوی
چنه وند chane vand پوزه بند
لکنه lakenne ۱کسی که تلوتلو خوران راه می رود ۲مندرس و از کار افتاده
آروس طرفی aaroos tarefi از اقوام عروس
ناودون naavdoon ناودان
تکه takke ۱عمل بلند کردن دو دست اسب و فرو افتادنش وقتی که بار زیادی ...
چلک – بزئن chellek bazoen به طور ناگهانی تکان دادن
دودک dodok ۱جفت پا پریدن پرندگان ۲جهیدن
ناسور naa soor عضوی که صدمه ببیند و پس از بهبود حساس باشدزخمی که التیام ...
پیش دمبل pish dambel بازی کن دوم درارغم بازی که نوعی بازی با گردو است
قراچه gheraache ۱دیگ شیردوشی با دهنه ای تنگ که دسته ی آن از زنجیر است ۲توانا ...
سردی هاکردن sardi haakordan ۱بی مهری ۲از عوارض غذهای سرد چون دل درد و جمع شدن آب در دهن ...
لله جار lale jaar ۱نی زار ۲از مراتع پنجک رستاق
جل دی jel di دودی که از سوختن پارچه بلند شود
والت vaalet از توابع کلاردشت
کندل بزوئن kandel bazooen تلمبه زدنتلم برای تبدیل ماست به دوغ و کره
کپوک kapook نام پرنده و مکانی در کتول
او تب o tab پهلو – پهلوی انسان و حیوان
تنگی تنگو tongi tongoo سبوی پلاستیکی که در آن آب می ریزند
نو no ناوچوبی،که مصارف گوناگونی از جمله انتقال آب از جایی به جای ...
خرس کین Kherse kin باسن کلفت – کون کلفت
اسپی دره espi darre دره ای در منطقه ی هزارجریب بهشهر
پرچونگ per choong چمباته – به صورت جمع شده روی پا نشستن
مالسه malese ترشحات داخل رحم همراه نوزاد که پس از زاییدن از مهبل خارج ...
لینگ ون ling van پارچه ای که برای بستن پای نوزاد در گهواره مورد استفاده قرار ...
سگ به خو کاردن sag be Khoo kaarden ۱از روی خشم فردی را تحقیر کردن ۲کسی را در منگنه قرار دادن ...
چلینگر chelinger چلنگر
خال سره Khaal sere ۱برگ درختان خشک شده که روی زمین را بپوشاند ۲خانه ی خاله
پسخون pasKhoon کنفت نمودن کسی را از رونق و اعتبار انداختن
ارزم arzem ۱دانه ی ارزن ۲نوعی علف هرز
زن برک zen berek کفش دوزک
چنسک هادائن chenesk haadaaan انبوه بودن فرآورده ی درختپرمحصولی،باردهی زیاد درخت
پی نماز pey nemaaz به هنگام غروب آفتاب – عصر
سر کله – بزئن sar kalle bazoen کلنجار رفتن
نازیر naazir سازیر نرم
بینج تاش binj taash ۱زمان درو کردن برنج ۲دروگر
تماکو tammaakoo تنباکو
تنبوران tanbooraan مرتعی در روستای نرسوی کتول
چندلیک chendelik چمباتمه – به صورت جمع شده روی پا نشستن
زنندن zanendon از جنس زن
تلزی تله talezi tale از انواع تله که در شکار برخی پرندگان مورد استفاده قرار گیرد ...
زلیک zelik قی چشم
اسپریک – ماره esperik maare از پرندگان دریایی

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۱۹۷
mod_vvisit_counterديروز۳۶۳۳
mod_vvisit_counterاين هفته۱۲۰۰۸
mod_vvisit_counterاين ماه۷۶۶۲۴
mod_vvisit_counterجمع۱۵۳۳۲۵۷۶

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني