مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
لودار مجمع lo daar majme
چس چو chese choo ۱مزاحم ۲مترسک ۳چوب لرگ
بجی boji ۱پاک شده ۲جدا شده ۳کنده شده
تیرکلا tir kolaa از توابع دشت سر آمل
حیره hire تخت کوچک روی ایوان خانه های روستایی
نقلک noghlak حبه شیرین و ریز که از بادام و شکر سازند
مرغ اله mergh ole آبله مرغان
دار دنییه daar deniye ۱بی قرار ۲در کاری سر رشته نداشتن
تش تو tashe too ۱غم و غصه – رنج و اندوه – بی تابی ناشی از رنج ۲حرارت و تف ...
ختی Khati سفره ی پارچه ای مربع شکل که آن را دامنی نیز گویند و در هنگام ...
کندا kendaa چارچوب – قسمتی از چارچوب که درب بر آن می نشیند
غش ghesh تخته هایی با ابعاد تقریبی دو در شش سانتیمتر و به ارتفاع سه ...
پیته نو pite no روستایی از دهستان عشرستاق هزارجریب بهشهر
بغم baghem ۱گیاهی که از آن رنگ متمایل به بنفش حاصل نمایند ۲مطلق رنگ ...
چرخندیین charKhendiyen ۱چرخاندن ۲به گردش و تفرج بردن
شلته shelte ۱شاخه ای از درخت ۲یک خوشه از شالی یا گندم ۳شانس
لاچ بزه چشم laach baze cheshm
پیسه – بپیس pisse bapis لاغر و رنگ پریده
پردار – چمپا par daar champaa یکی از انواع برنج چمپا
دبشوس dabshoos ۱اشیای نامرتب و درهم ریخته ۲ژولیده
حمبم سری سما hambom sari semaa رقص ویژه ای که به هنگام حمام رفتن عروس و داماد انجام می پذیرفت ...
هلوم سر heloom sar از توابع میان دورود ساری
کله قو kalle ghoo درخت خرمالویی که میوه ندهد
کرت kart انباشته
تا تیپ هاکردن taatip haakerdan ۱آرایش کردن ۲آراستن لباس و هیأت ظاهر اشخاص خاصه کودکان
غش غش ghash ghash خنده ی بلند – قهقهه
بی قراری bi gheraari بی تابی
سروکلا seroo kelaa از توابع دهستان گیل خواران قائم شهر
زلت zalet موذی زیان کار
دل غش del ghash ۱غش – صرع ۲اذیت و آزار
لوچه – ترکاردن loochche tarkaarden از چیزی کمی نوشیدن
هریجان harijaan از توابع کوهستان شرق کلاردشت
پی نماز pey nemaaz به هنگام غروب آفتاب – عصر
پسین دری pasin dari ۱از پشت سر ۲در پشتی – دری که در عقب خانه قرار داشته باشد
بورا booraa از توابع دهستان بندپی شهرستان بابل
کنجی kenji کنجد
بابل baabel ۱باول – رودی در کناره غربی بابل کنونی ۲نام شهرستان بابل ...
گوش پر goosh par محفظه ی آب شش ماهی
بزکله bez kole بزغاله
کش کف هکاردن kesh kaf hekaarden کنایه از:به سن بلوغ رسیدن
بالا بابلکان baalaa baabelkaan از توابع دهستان لاله آباد بابل که بابلکان بالا نیز نامیده ...
ول جو vale joo نحویده
الا الا elaa elaa ۱گشاد گشاد ۲گشاد گشاد راه رفتن
ون دمت van damet بیماری پوستی عفونی که از تماس حشره ی موریانه مانند با بدن ...
لیت lit هر چیز له شده
شتر روش shrter roosh شتر فروش از انواع بازیها،و نمایش های بومی استدر این بازی ...
راس بوتن raas botan ۱راست گفتن – راست گویی ۲سخن درست و مطابق واقع گفتن
چماز تپه chemaaz tappe از توابع دهستان میان دورود شهرستان ساری
کارکش kaar kash طناب کلفت که یک سر آن به کار یعنی تار پارچه وصل است و سر دیگر ...
سوا sevaa روستایی از ناییج نور

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۴۰۴۷
mod_vvisit_counterديروز۷۷۳۰
mod_vvisit_counterاين هفته۴۰۵۱۰
mod_vvisit_counterاين ماه۱۳۶۵۱۵
mod_vvisit_counterجمع۱۴۵۶۲۰۱۲

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني