مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
خاشکه بریج Khaashke berij خوب برشته شده – برشته
جل بزئن jol bazoen جل زنده
بشین بموئن bashyan bomoan رفت و آمد
زن فامیل zan faamil بستگان و فامیل های زن
خجیر Khejir ۱آرایش ۲درست – نیکو
داغکر daaghkar ۱وسیله ی فلزی برای داغ کردن حیوانات ۲داغ کننده ی حیوانات ...
سییومرز siyo marz کرت بزرگ در شالیزار
خدا وره Khedaa vare خدایی به خدا سوگند به خدا – در مقام سوگند گفته می شود
غاچه ره بزوئن ghaachche re bazoen کنایه از بی سر و صدا در رفتن
موروکنی moorookkoni غضروف
تن بموئن tan bemooen ۱جلو آمدن – نزدیک شدن ۲کنار آمدن
حرف در بوردن harf dar baverden ۱راز کسی را به کسی گفتن ۲مورد اعتماد قرار گرفتن و راز دیگران ...
گل تب بوس gol tab boos وسیله ای که با آن چای دم کنند
چلو دکت chelo daket ۱در باور عوام زنی که در روز عقد خود،غذای تازه متوفایی را ...
گارجی gaarji گرجی اهل گرجستان،که شاه عباس اول بخشی از آنان را در مناطق ...
وجر vejer درختچه ای که از شاخه هایش جهت بافتن جارو استفاده کنند
هستم هستم hastem hastem نوعی بازی
کرباس kerbaas کرباس
لس کاری las kaari تنبلی
واهادان vaa haadaan ۱کوتاه آمدن – منصرف شدن از چیزی ۲خم کردن دیوار و غیر آن
پروک پروک perook perook ۱باز و بسته کردن پلک چشم ۲حالت لرزیدن شعله ی چراغ
پلو pelo ۱پلو ۲برنج پخته شده همراه با مخلفات پلویی که در طبخ آن از ...
چاله پل chaale pel نام پلی قدیمی که در میان دو رود قره طغان بهشهر واقع بود
گت گتی کاردن gat gati kaarden ۱خود نمایی کردن ۲سرپرستی کردن ۳نقش کاذب مهتران را ایفا نمودن ...
گچال gechaal نام محلی در حوزه ی آلاشت شهرستان سوادکوه
شال ساجه shaal saaje نوعی گیاه وحشی که شباهت زیادی به جارو دارد
جدو jedo ۱زخمی که سرش باز شده ۲زخم بسیار عمیق و عفونی
خاک رو آر Khaak rooaar نام مکانی در منطقه ی سوادکوه
بوریشتن bavrishten ۱سرخ کردن ۲برشته کردن
درزچاک darz chaak شکاف – روزنه – درز
چم chem ظرفی به شکل نیمه مخروطی،بافته شده از ترکه های درخت توت و ...
دمکل بویین demkal vayyan به دنبال هم بودن
گله دار gele daar گله مند
پرچ – بویین parch baviyen همواره شدن زمین آبخیز
جمیت jamiyyet گروه – جمعیت
غارغه aghghrghe دانه دانه شدن پوست بدن – کهیر زدن بدن
تیردار tir daar توت نر که از برگ هایش برای تغذیه کرم ابریشم استفاده می شود ...
سور هکاردن saver hekaarden ۱حوصله کردن ۲درنگ کردن
هابین haabiyan شدن
یل yal ۱نوعی نیم تنه ی زنانه ۲پهلوان و نیرومند
مخمنین تل maKhmenine tol تپه ای در غرب آلاشت
تاریک مله taarik male روستایی در منطقه ی گلیجان قشلاقی تنکابن
زکه زز zeke zoz گریه و زاری همراه با سر و صدا و شیون کردن
یه لو ye loo تک بیضه – فرد تک بیضه
چلنگر chelengar آهنگر
ازالی ezaali ۱گاوی که برای شخم تربیت شده باشد ۲رام
کل هکاردن kal hekaarden ۱کوتاه کردن ۲کچل کردن
پالونی paalooni پالانی حیوان رام شده
درایتن daraaytan ۱درآمیختن ۲پوشاندن
تلی گالچه tali gaalche بوته ی پرخار – چند بوته ی پرخار که در کنار هم روید

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۶۳۸
mod_vvisit_counterديروز۴۵۳۸
mod_vvisit_counterاين هفته۱۵۲۳۰
mod_vvisit_counterاين ماه۱۵۰۹۸۵
mod_vvisit_counterجمع۱۳۹۶۲۴۱۶

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني