مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
تلخن telKhan ۱خوف کردن – پنهان شدن از ترس ۲شکمو
کورکلاج koor kelaaj کلاغ
چنگلی بزوئن changeli bazoen چنگ زدن – ناخن زدن
تهلن – هاکردن tahlan haakardan کدر کردن – گل آلود کردن – تیره کردن
سگ دم sage dem
کرسه karesse ۱شانه ی عسل ۲ته مانده ی عسل در کندو پس از زمستان
یارمه – هاکئردن yaarme hakoerden خرد کردن جو
سوزی پلا soozi pelaa سبزی پلو
شلم قلم shalam ghalam بریدن و شکستن
ورفه چال varfe chaal چاله هایی که جهت ذخیره ی برف برای تابستان ساخته شده باشد ...
بزی bezzi ۱نوعی نفرین ۲یکه و تنها ۳بیماری سیاه زخم
شاش میزه shaash mize بند آمدن ادرار
سو واشم soo vaasham ۱مکانی را که شب ها با شمع یا چراغ روشن کنند ۲سووشن
غریچه gherichche صدایی که از به هم ساییدن دندان ها برخیزد
تل زن شیش tale zan shish چوب تله ی پرنده گیری
پالنی هکاردن paaloni hekaarden ۱اسب را رام کردن ۲اسب جوان و تازه کار را به تحمل پالان و بار ...
کل وی هر kal vi her نام مرتعی در لفور واقع در شهرستان سوادکوه
کله بردن kalle borden ۱سرشاخ شدن ۲بی حوصله شدن – خسته شدن از سر و صدا
چرخ گیتن charKh gitan ۱جستجو کردن ۲گشت و گذار
جرت جرته هاکردن jert jerte haakerden رجز خوانی در نزاع
بنیشتن banishten نشستن
خمیر بردن Khamir borden ریختن خمیرنان از بدنه ی تنور که در اثر سرد بودن و یا ازدیاد ...
زائو zaaoo زنی که تازه زایمان کرده باشد
چارک chaarak به اندازه ی یک پابیل
بجیین bajiyen ۱پریدن ۲پرواز کردن ۳فرار کردن
ملا کیله mollaa kile یکی از نهرهایی که به خلیج استرآباد می ریزد
آغوز بن aaghooz ben ۱روستایی از دهستان پایین لیتکوه آمل ۲از توابع دهستان بیشه ...
کل کور kale koor جامع عیوب جسمی شدن – کاملا بدبخت
بئن been قرار دادن – گذاشتن
بسوته پول basoote pool از وصول طلبی ناامید شدن
لزمی lezmi ۱ترس ۲ابر – رطوبت ۳سرزمین – ملک
دال بزه daal baze پاره – چاک خورده
بلگ baleg بهانه
لوت loot از توابع لاریجان آمل
ارغنه arghene نوعی از گیاهان وحشی و خودرو که در صحراه و یا مزارع جلگه ای ...
اپره apre ۱برخی بعضی ۲باری
سک چیک sake chik نوعی گل باباآدم
پاره پندلیک paare pendelik پاره – چیز کهنه و مندرس
دس جر هاکردن das jor haakerdan دست بالا نمودن – دامن همت به کمربستن
بارانک baaraanek گیاه زنگ – درختچه ای با گل های سفید و میوه ی ریز قهوه ای با ...
ساق پیچ saagh pich پاتاوه
دم هاکردن dem haakerden موی دماغ کسی شدن
اشکل eshkel ۱قیافه – ظاهر ۲ادا
نا خاخری naa KhaaKheri خواهر خوانده
خورد اشکم Khoord eshkem ۱زیر ناف – قسمت پایین شکم ۲کسی که شکمش کوچک باشد
پلاس pelaas نوعی فرش پشمی زبر که ارزش آن کمتر از قالی و از صنایع دستی ...
لینگ تکی linge teki پنجه ی پا
کیل kil ۱مقیاسی برای حجم پیمانه یا ظرفی برای اندازه گرفتن مایع یا ...
کشته قد keshte ghad واحدی است به طول یک کشت که با آن ریسمانی به طول حدود دومتر ...
وجه veje وجب

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۷۶۷
mod_vvisit_counterديروز۲۹۴۰
mod_vvisit_counterاين هفته۶۰۰۲
mod_vvisit_counterاين ماه۸۱۱۳۱
mod_vvisit_counterجمع۱۳۳۶۸۴۹۴

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني