مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
بتوشتن batoshten ضربه ی ناگهانی وارد ساختن
دس چنگ بزوئن dasse chang bazooan از چنگ در آوردن – قاپیدن
ارزت arzet روستایی از دهستان چهاردانگه ی شهریاری بهشهر
پلک پتی pelke peti ۱دست و پا زدن ۲پرش و جهش ماهی
سرا کوگر sara koo gar
دل هادائن del haadaaan ۱دقیق شدن ۲عاشق شدن
او چک o chek ۱آبچک ۲فاصله ی دیوار خانه ها و محل ریزش آب باران از شیروانی ...
هلساگ halsaag چند لحظه ی پیش
اوجی خامن ooji khaamen مرتع پرتاسی حوزه لفور قائم شهر
باشه baashe دلیجه – قرقی
دس جابسوسن dase jaabasossan چنگ مالی کردن – چیزی را میان دو کف دست ساییدن
او گل oo gal آگل
پیش کشه pish kashe قسمت پیشین چادرشبی که زنان به کمر بندند
لن ون گاک lanvengaak نام مرتعی در لفور سوادکوه
سنده سلام sende selaam گل مژه
بهارچر behaar char چراگاه بهاره ی دام
مازو پشته maazoo peshte از توابع کلارستاق چالوس
چارپوکی chaar pooki چهار دست و پا
هکرسن hak keresen با بیل یا پارو سطح زمین یا چیزی را به صورت لایه ی نازک در ...
ولا ببه velaa babe پاشیده شده
سس sas ۱بی نمک ۲بدمزه
نر تران norteraan ناودان چوبی که در مکان های ویژه ای ازعبور نهر تعبیه شود و ...
نیم چنگه nim change سنتی در واحد اندازه گیری سنتی در تقسیم گوشت گاو که براساس ...
کلاچ سک kelaache sak سگی که به رنگ سیاه و سفید باشد
هالا پیسه haalaa pise ۱رنگارنگ ۲چند تکه
گوشواره gooshvaare از توابع پشتکوه ساری
کنار انجام kenaar anjaam از توابع بالا لاریجان شهرستان آمل
سندوق سری sandogh sari ۱از سنت ها و مراسم مربوط به حمل جهیزیه ۲رو صندوقی
کتل katel ۱خشک شدن زبان دراثر کار زیاد ۲خشک شدن زبان در اثر پرحرفی ...
وغه وغه vaghe vaghe سر و صدا
سوآل sooaal ۱پیشانی ۲بی اعتنایی
چفت و چمک cheft o chamek نوعی بیماری
اوجی آباد ooji aabaad روستایی از دهستان هرازپی آمل
خون شو Khoon shoo انسان یا حیوانی که ادرارش خونی باشد
پت pot باد کردن و برآمدن سبزیجات هنگام پختن
پنج انگوس panj angoos پنج انگشت – گیاهی است که مصرف غذایی دارد
کرکک ker kak قارچ استوانه ای شکل که اوایل فروردین روید و پس از کباب کردن،طعم ...
گنجی ganji ۱حیوان خال خالی و دو رنگ ۲افرادی که دارای لک های پوستی باشند ...
رسه هاکردن rese haakerden رشته رشته کردن
هسته بکشین haste bakshiyen تقسیم پوست گاو برای چرم و چارق
آخش aaKhesh وه چه خوب ۱در مقام خوشحالی و لذت
آب دشت aab dasht دره ای در منطقه ی کلاردشت
ونگ رس vange res فاصله ای که صدا به آن برسد
او تره o tere آبشار کوچک ناشی از ریزش آب از ناودان چوبی
کوکنار kookenaar خشخاشگل خشخاش که از آن شیره ای سفیدرنگ استحصال شده و با جوشاندن ...
یاسه yaase ۱آرزو ۲هوس بسیار کردن ۳دلتنگی
پی وری بزوئن pi vari bazooen از پشت سر حمله کردن
لو هییت loo haeit لگدکوب شده
شمبه یکشنبه shambe yekshanbe شمبه یکشنبه
هو how از اصوات،برای دستور به بازگشت دادن به گاوان شخمی به هنگام ...

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۹۶۳۹
mod_vvisit_counterديروز۱۳۰۱۹
mod_vvisit_counterاين هفته۲۲۶۵۸
mod_vvisit_counterاين ماه۱۸۷۸۹۴
mod_vvisit_counterجمع۱۶۲۸۸۸۶۳

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني