مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
تاک جت taake jet یوغی که برای شخم زدن برگردن گاو نر قرار گیرد
قر به قر ghar be ghar قر به قر
تپیل tapil گل و لای بسیار
سدا رس sedaa res مقدار فاصله ای که در اثر هر صدایی طی شود
بریم ور اسب berim var asb اسبی که در خرمن کوبی در مدار بیرونی خرمن می چرخد
پادنگ دنون paadang dannoon دندانه های پادنگ که تعدادی معادل یازده عدد و برخی مواقع ...
ارغش arghash نام مرتعی در آمل
چغه cheghghe زغال افروخته – گل آتش اخگر
یکه – یکه yakke yakke ۱گاهی اوقات ۲تک تک
پیلم سره paylem sere نام مرتعی در حوالی چهاردانگه ی هزارجریب بهشهر
لینگ ling در عرف منطقه یک چهارم مجموع گوشت گاو را گویند
چرخ هاکردن charKh haakerdan ۱کارد و چاقو را با چرخ تیز کردن ۲تفرج کردن
تر کینه tor kine پشت تبر
اترب atreb روستایی از دهستان قره طغان بهشهر
تریر terir از توابع کوهستان غرب چالوس
پش بخاردن pesh beKhaardan از جلوی کسی گذشتن – راه کسی را بریدن – جلوی راه سبز شدن
ضایه بیین zaaye babeyan خراب شدن
دلنگ و سلنگ deleng o seleng سلانه سلانه
پارسالینه paarsaaline ۱مربوط به پارسال پارساله ۲آنچه در پارسال گذشت
کهر کنار کشتله kehar kenaar keshtele از توابع بندپی شهرستان بابل
دم دمی زن dam dami zan ۱نوازنده ی دهل ۲در آنندراج دمدمه به معنی:آواز طبل و دهل و ...
نوکجار nookjaar از توابع دهستان بابل کنار بابل
نی گزاری na goozaari مانع شدن – جلوگیری
عرعر ar ar ۱عرعر – نوعی درخت ۲بانگ خر
اشکه eshke سرشاخه های شکسته شده ی درخت که روی زمین پراکنده باشد و دامداران ...
بپرسن – بپرسن bapersen bapersen پرسان پرسان
زرگل zar gel گاو زرد رنگ
نسخه nosKhe نوشته ای که از روی کتاب یا نوشته ای دیگر تحریر کرده باشندرونوشتمعین/ج۴/ص۴۷۲۱ ...
کنده kende کنده ریشه ی درخت –تنه ی تکه تکه شده ی درخت
میرزا mirzaa مخفف امیرزاده – اگر پیش از اسم بیاید معنی کاتب و نویسنده ...
سیالی seyaali غاری در روستای بهشهر
کامین تا kaatim taa کدام یک
نکول هکاردن nekool hekaarden دبه در آوردن در معامله
کردی کلا kerdi kalaa از توابع حومه ی نوشهر
گلیون galyoon از توابع ولوپی واقع در منطقه ی قائم شهر
پلنگان palengaan قلعه ایست در شبه جزیره میانکاله ی بهشهر
چخس پخس cheKhes peKhes حالت به هم چسبندگی نان و پلو
مازی بن mazi ben از مراتع لنگای عباس آباد تنکابن
سوروسات soor o saat سیورسات – جشن – سور
گفتاره goftaare ۱بگومگوی مردم ۲همهمه
جار jaar بالا
چیک chik تکه ای از آتش
گرم دکتن garm daketan
دگردانیین dagerdaaniyen ۱قی کردن ۲برگرداندن ۳غلیظ کردن شیر با جوشاندن و احیانا مایع ...
پاتک هگیتن paatok hagiten ۱با نوک پا بازی کردن ۲بی ارزش ساختن و به زیر پا انداختن
مغز maghez ۱بزی که گوش های پهن و بلندی دارد ۲بز با گوش خال خالی
خونی سر Khooni sar نام قسمتی از زمین های کشاورزی دهستان دشت سر آمل
نیم پت nim pat نیم پخته – نارس
وجین هکاردن vejin hekaardan علف های هرز مزرعه را پاک سازی کردن – وجین کردن
لکه پیس lakke pis ۱لکه لکه ۲لک و پیسه

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۲۰۴
mod_vvisit_counterديروز۳۶۵۵
mod_vvisit_counterاين هفته۱۶۹۱۰
mod_vvisit_counterاين ماه۶۱۳۶۰
mod_vvisit_counterجمع۱۱۶۹۹۷۹۷

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني