مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
کاتل بن kaatel ben زیر کتل
تاب دئن taab deen ۱تاب دادن ۲پرتاب کردن ۳پیچاندن
بالا بابلکان baalaa baabelkaan از توابع دهستان لاله آباد بابل که بابلکان بالا نیز نامیده ...
او بکشیه o bakeshiye ۱آب کشیده – خیس شده – غسل داده شده ۲کدوی آب پز شده
شرپاس sherappaas صدای افتادن جسمی در آب یا جایی
بالا کلسی baalaa kelessi صدراتاق
بن پری ben peri ۱زیر آب رفتن مرغابی ۲طغیان آب رودخانه ۳پریدن در آب – جست ...
در رزه او dar raze oo از باورهادر قدیم برای دفع ترس،قفل و زنجیر را در آب گذاشته ...
بجم bajem ۱بجنب – تکان بخور ۲ عجله کن
گرم پشتی garm peshti ریزش خمیر نان در تنور در اثر ازدیاد گرمای تنور
بزمی لافن bez mi laafen ریسمانی از موی بز
تزیه خن taziye Khon تعزیه خوان – ایفا کننده ی نقش در تأتر مذهبی
بنین benyon ۱دیوار گلی – چینه ی کوتاه ۲پایه ی ساختمان ۳بخش صاف و همواره ...
پرچونگ per choong چمباته – به صورت جمع شده روی پا نشستن
گالخت gaalaKht گلخن
تساپه tesaa pe پابرهنه
ورآوری varaavari ۱روبرو – مقابل ۲از پهلو مورب ۳کم کم
پس هنیشتن pas henishten عقب نشینی کردن
بادامچه baadaamche از زینت آلات – گردن بندی با دانه هایی به شکل بادام زمینی ...
تنیج tannij دامن
هجلاستن hejlaasten پلاسیدن – پژمردن
سابسن saabessen ساییدن
بن اولی ben ooli پایین ترین کرت در هر زمین
هلا helaa چوبی که در بام ساختمان های چوبی روستایی کاربرد دارد
لوچه – تتو lochche toto ۱لب و لوچه ی آویزان ۲نومید سرخورده
آیجه aayije دندانه های اره و چیزهای شبیه به آن
به خال beh Khaal روستایی از شهرستان قائم شهر
په گردی pe gerdi تعقیب – دنبال کردن و به دنبال گشتن
رزه هاکردن reze haakerden جفت کردن درب – کلون درب را بستن
و ره ve re ۱وی را ۲به او
جزی jozi گوسفندی که به رنگ چوب گردو باشد
ولگوم چال valgom chaal از مراتع لنگای عباس آباد تنکابن
اوزود oozood از توابع دهستان پل سفید سوادکوه
وارش باد vaaresh baad از بادهای محلی در منطقه ی هزارجریب بهشهر
اسلف aslef نوعی ماهی کوچک به اندازه ماهی کولی – نوعی ماهی کوچک اندام ...
زه بزئن ze bazoen متصل شدن
چنگه change یک شانزدهم هر چیز
پاپالوس paapaaloos سفره مار
کلند kelend در حیاط – دروازه
جار امئن jaar omaen جور بیموئن – جریمان
بغم baghem ۱گیاهی که از آن رنگ متمایل به بنفش حاصل نمایند ۲مطلق رنگ ...
ول ولی vel veli حرکت مورب و کج کجکی،جنبش،حرکت اریب
قرئل ghareol جوانه ی صیفی جات
درشم dershem علامت داغ بر بدن حیوان
تلی تلاس tali telaas خار تیغ
ارمنجی پشت armenji pesht مرحله ای از رشد شالی در خزانه – سبز شدن ابتدایی شالی در خزانه ...
رزه raze زنجیر درب های قدیمی
پوس مز poos mez ۱کار کردن در برابر غذا در مقابل سیر شدن شکم ۲نوعی از روابط ...
خایه پشت Khaye pesht گوسفند یا بزی که خایه هایش در سمت داخلی بدن و زیر پوست پنهان ...
جان به تنه jaan be tane در تنگنا قرار گرفته

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۵۷۵۳
mod_vvisit_counterديروز۷۴۷۲
mod_vvisit_counterاين هفته۳۹۴۲۳
mod_vvisit_counterاين ماه۱۱۴۵۵۲
mod_vvisit_counterجمع۱۳۴۰۱۹۱۵

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني