مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
دار بنه –هکاردن daar bene hekaarden بالا و پایین کردن
پوت poot ریزه سنگ به اندازه های تسبیح که به عنوان ابزار بازی استفاده ...
اجن ajon ۱بیکار – بیکارگی ۲سرگشته ۳این کلمه در موارد نهی و منع کاربرد ...
پی در بیاردن pi dar biyaarden ۱چاق شدن ۲پیه آوردن بدن
شاکل shaa kel ۱گردوی درشت ۲خسته و فرسوده
بالا – بود baalaa bood ۱بهره ی پول – اضافه بر قیمت ۲اضافه بر آن
سر هکاردن ser hekaarden تأمین معاش و قوت اهل خانه – سیر کردن
پیاده چپر piyaade chaper ۱کمک ۲مجازا به معنی یار ۳پیاده
دم سو دم سو demso demso ۱خایه مالی کردن ۲چاپلوسی
چاچ بن chaach ben قسمت انتهایی دیوار که متصل به سقف است
خر لمچه Khar lamche کسی که لب برآمده و غیرمتعارف داشته باشد لب کلفت
لهر leher از دهکده های دلارستاق آمل
سرن sern از توابع سه هزار تنکابن
با کله baa kalle آدم با شعور و خوش فکر
تیم تابله tim taabele عزیز دردانه
هلاکن helaaken بتکان – تکان بده
اسر aasser آستر – پارچه ی زیرین کت یا لباس
چسن پتال chesene petaal ۱سوسک خانگی درشت و چاق
هدی – هرشا hedi hershaa رقابت
چاغه مراغه chaaghe meraaghe خوش و بش – احوالپرسی
شیرک shirak دلاور و جسور
روکش rookash از توابع دهستان پایین خیابان لیتکوه بخش مرکزی آمل
میین خرج miyon Kharj خرج و هزینه ی دانگی
رونما roonemaa هدی های که به عروس داده شود
کله kole ۱زمینی که درختان آن را تراشیده و برای زراعت آماده کرده اند ...
کئی kaeI کدو تنبل – کدو
کوروکی koorooki چشم بسته
دکنسه dakenesse ۱در منبت کاری شده ۲کنده شده
تلپوسی talpoosi پوست کندن گردو
جور به جور joor be joor گوناگون
سر شور بویین sar shoor baviyen لبریز و سرریز شدن مایعات
بام شی – خاسک bamshi khaasek سخت تن دریایی که عوام برای رفع چشم زخم بر پیراهن کودکان آویزند ...
افتر after نام روستایی در میانه ی مازندران و سمنان در سمت جنوب شرقی ...
بن بشتن ben boshten ۱یکه خوردن ۲جست و خیز
کش په جان kosh pe jaan سکو،بهار خواب
تنگه تامن tange taamon شلوار تنگ زنانه
رج هدائن raj hedaaen نشان دادن – راهنمایی کردن
داد در آردن daad dar aarden ۱سر و صدای کسی را در آوردن ۲کسی را تنبیه کردن
دل غشی del ghashi صرع
کوت روبار koot roobaar از ارتفاعات بخش یانه سر واقع در هزارجریب بهشهر
آقا شابالو aaghaa shaa baaloo بنایی است هشت ترک گچکاری شده،داخل بنا نیز هشت ضلعی است که ...
منپل menpel مکانی در بین راه لفور و آلاشت
اسائون essaaoon استادان – افراد ماهر و صاحب تخصص
افتاب – کارسو eftaab kaarsoo محل تابش خورشید – محلی که آفتاب گیر باشد
واوند vaa vand چوبی تخته مانند به ضخامت ۱۲۲ سانتیمتر و به ارتفاع سه تا چهارمتر ...
ززول zezool از توابع قائم شهر
رواج revaaj رایج
ده دم dedem
کمری غاز kameri ghaaz تنجه – نام پرنده ای است
ریگ چشمه rig cheshme ۱از توابع دهستان بابل کنار بابل ۲مرتعی در راستوپی سوادکوه ...

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۹۸۵
mod_vvisit_counterديروز۷۲۲۹
mod_vvisit_counterاين هفته۲۸۹۴۹
mod_vvisit_counterاين ماه۱۳۸۰۶۲
mod_vvisit_counterجمع۱۴۳۴۹۹۴۸

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني