مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
هش hesh لفظی برای حرکت دادن گوسفند
ویو veyo شوق بی اندازه
وولی تو veveli too از توابع بابل کنار بابل
متخال metKhaal ۱متخال ۲نوعی پارچه ی آهار زده
زر زر کاردن zer zer kaarden حرف بی جا گفتن – پرحرفی کردن
هستا hestaa ۱بلند شو برخاست ۲ایستاده
گردوا gerdevaa گردباد
سینه زل sinezel زنگوله هایی که به سینه ی اسب بندند
جاجی کرک jaaji kerk مرغی که پرهای پف کرده دارد
گاز بزوئن gaaz bazooen گاز زدن
مرغ mergh مرغ – ماکیان – اسمی عام برای مرغابی وحشی
خرمای چم Khermaai cham مایل به خرمایی – متمایل به رنگ خرمایی
چوه cheve چرا – برای چه
درزی مله darzi male از محله های قدیمی آمل
پئه چو pee choo چوبی که جهت پایه ی پرچین و حصار به کار رود
بترو bat roo کسی که راه رفتن را به اشکال و نادرست انجام دهد
پتکاله petkaale ۱پرنده ی ماهی خوار کوچک – ماهی گیرک ۲جغد
اوهاکت o haaket میوه ی پخته شده – میوه های بسیار رسیده و آبدار
بن تکه ben tekke ۱از بنیاد ۲از نخست
سلپوک selpook زمینی که خاک زرد رنگ داشته و سخت و سفت است
جاوازه داشتن jaavaaze daashtan ۱گنجایش داشتن ۲فاصله داشتن
جره جور jare joor ۱خرت و پرت ۲سیل بند – سر
هپنک haponek بادکنک داخل شکم ماهی
پکلی pekali نوعی بستن روسری
پیلا مار pilaa maar مادربزرگ
هک hek ۱فرصت ۲غنیمت شمردن فرصت
پیرزا pirzaa فرزندی که بلافاصله پس از بچه ی قبلی به دنیا آید
هابر برو haabor boro ۱هرج و مرج ۲نوعی بازی
پاتختی paa taKhti هدیه هایی که روز بعد از عروسی از طرف زنان فامیل به عروس داده ...
وشیل veshil ۱آدم سبک عقل ۲آبدزدک ۳شرمنده
تغ tagh بوته ی کدو،خیار و هر نوع جالیز
سراو sar oo زمینی که آبش به طور مستقیم از نهر اصلی تأمین گردد
کیله kile نهر جویبار
افتا – زردی eftaa zardi ۱هنگام غروب ۲شفق
دستاب dastaab مستراح دستشویی
ول مرز vale marz ۱مرزهای موربی که در انتهای هولی مرزها زده می شود تا آب را ...
کمرودی kemroodi نام قبایلی در دوره ی هخامنشیان که در حاشیه ی دریای خزر به ...
سازه کتینگ saaze kating دسته ی جارو
شک بزوئن shak bazooen عصاره گیری به وسیله برش پوست گیاه و با کمک کارد یا هر چیز ...
دمخت اولی damKhetooli ۱تودار رازدار ۲مرموز
خییک Khiyek ۱نوعی بیماری مخصوص ماکیان که دچار گرفتگی صدا شوند ۲گیاهان ...
چس دماغ ches demaagh ۱مغرور – متکبر ۲حساس
گل کتک gel katek کلوخ
دندون زنی هکاردن dandoon zani hekaarden یک و دو کردن – مجادله کردن
گره کلا gere kelaa از توابع پشتکوه شهرستان ساری
چسن chesen کسی که زیاد می چسد
شم به دس sham be das یکی از مراسم سمبلیک زناشویی به این ترتیب که عروس پس از آمدن ...
بزتی bezti بزتی لا
پایین گناب paaein gataab از توابع دهستان گنج افروز بابل
چال – بیین chaal biyen دفن بودن – پنهان بودن

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۴۴۱۹
mod_vvisit_counterديروز۶۳۸۶
mod_vvisit_counterاين هفته۴۴۱۹
mod_vvisit_counterاين ماه۱۱۲۸۰۸
mod_vvisit_counterجمع۱۵۱۸۳۱۱۲

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني