مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
خش خش Khesh Khesh صدایی که از لگدمال کردن برگهای خشک برخیزد
دریولب deryoo lab ساحل دریا
دس ونجن dasvenjen انتخاب از روی دقت و وسواس
قر gher ۱گردوی بزرگ و سنگین که از آن به عنوان تیله استفاده شود ۲زنگ ...
چرخه تو charKhe too جستجو و کنکاش – برای یافتن چیزی به این طرف و آن طرف رفتن ...
ولش آباد valesh aabaad روستایی در منطقه ی گرگان
شل شور shele shoor خیس آب
عقدکانی aghd kaani عقدکنان
چموک chamook لگد پران – جفتک زن – سرکشچموش
هستمک hastomak وسیله ای که زیر چرخ آسیاب قرار گرفته و چرخ بر روی آن بچرخد ...
هل نی hol nay ۱نترس ۲شتاب نکن
مگه mage مگر
جفت بپرسن jeft bapperesan پرش – جفت پا – جفت پا پریدن
دده dada ۱خواهر ۲مادر ۳مادربزرگ
زبلیک zebelik کوچک و ریز – به مقدار بسیار کم خرد
قلعه تاق ghale taagh قلعه ای قدیمی در جنوب منطقه ی بالا جاده ی کردکوی
کور کور سر koor koor sar از توابع شهرستان نوشهر
هته – پته hete pete حالتی شبیه لال شدن به طوری که نتوان حرف زد – سخن گفتن نارسا ...
که آ ke aa کی؟ چه وقت؟
ر re پسوندی است به معنی:برای مانند:علی رهبرای علی
ونگردن vanne gerden مکانی درمرتع هلیشت ولوپی سوادکوه
کرب چشم karb cheshm چشم درشت – چشم برآمده
بسوتن basooten سوختن
توتو toto آویزان – آویخته
بری بزوئن beri bazoen برش دادن چوب
اسبه – آش esbe aash ۱نوعی آش محلی که چاشنی و مواد اصلی آن انار ترش است ۲آش دوغ ...
نج noj جوانه
کمر سر kamer sar ۱از ارتفاعات بخش یانه سر واقع در هزارجریب بهشهر ۲کمرکش کوه ...
اوهاکت o haaket میوه ی پخته شده – میوه های بسیار رسیده و آبدار
تفنگ شیش tefengeshish سمبه ی تفنگ
پله pele ۱یک کفه ی ترازو ۲هر لنگه از چیزی مانند یک لنگه ی در و غیر
موسیار mooseyaar مرتعی جنگلی در کنار جاده مالرو کدیر نوشهر
از نقس az anghas ۱عمدا –از روی قصد و اراده ۲برای شوخی و تفنن
ولم velem از توابع یخکش بهشهر
لر lor خل آدم صاف و ساده
سر ser ۱سیر – مخالف گرسنه ۲سیر – واحد وزنی معادل ۷۵ گرم
بهلم bahlem خاکستر آتش که به هوا خیزد – خاکستر سبک
شو جل کره بویین sho jol kare baviyen پاسی از شب گذشته
له le ۱ته نشین شدن ۲سیل
الان alaan حالا – اکنون
چپک chepak نام مرتعی در حوزه ی شهرستان آمل
چس افاده ches efaade متکبر
تاقه لی taaghe li حلقه ی متصل به افسار بره و یا گوساله
بوزین baveziyan خروج شدید آب از نقطه ای در سد که سبب ایجاد حفره در آن شود
هیاو hiyaav از اصوات برای دور کردن خوک از مزرعه
پا گل paa gal ساق پا تا مچ
لمسو lamasoo از طوایف بومی ساکن در کلاردشت
تیفاک tifaak ۱تحریک ۲خارش بدن ۳وسوسه ۴درد مفاصل
ورف لم varf lem ۱نوعی سبزی صحرایی ۲آنچه که پس از ذوب شدن برف باقی بماند
نپر neper ازتوابع دهستان پنجکرستاق کجور

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۷۴۸
mod_vvisit_counterديروز۳۶۷۹
mod_vvisit_counterاين هفته۱۷۴۸
mod_vvisit_counterاين ماه۶۷۱۳۴
mod_vvisit_counterجمع۱۱۸۰۶۴۰۳

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني