مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
خاک بییئن Khaak baiyen ۱با خاک برابر شدن ۲خرد و خمیر شدن ۳در خاک حریف افتادن
شکه و شه sheko she باران نرم
رد هاکردن rad haakerden ۱رد کردن ۲دور کردن
سان saan ۱باد گرمی که در پاییز از باختر می وزد ۲هوای صاف و بی ابر
گلی ته یی gali tayi زیرگلویی – نوعی زینت –که به گردن آویزند
تلب بکردن teleb bakerden میهمان ناخوانده شدن
دوستن davesten بستن
اشتوس eshtoos ۱شنیده شده ۲زیرگوشی
پوخه poKhe ۱پوسته هایی همانند پوسته ی تخمه ۲تفاله ی هر چیز مثل چای
دنگ چو dange choo چوب آسیاب پایی
جزمقاد jez meghaad
سفت دار sefat daar نمک نشناس – با صفت – فرد با معرفت
یکتا دگه yaktaa dege یکی دیگر
سک شیر sake shir نوعی ناسزا – بدسرشت – روح پلید داشتن
ونسه venesse برای او – به خاطر او
امان ammaan از متعلقات تیرکمان یا رزین است و آن چرمی به طول تقریبی ده ...
پول وره pool vare به وسیله ی پول – به کمک پول به انجام امور توفیق یافتن
بکلسن bakelessen ۱فرو ریختن ۲ریخته شدن
کک نشین kak neshin نام مرتعی در کوهستان لنگای عباس آباد
تتونه tetoone میوه ی زالزالک وحشی
پرخال par Khaal ۱پایه های چوبی به شکل عدد هفت که برای پرچین کردن به کار رود ...
شه she باران نرم کج باران
میرکی mireki میرکی
پل آرام pol aaraam مرتعی در روستای شیر نوای علی آبادکتول
شال پینک shaal pinak وصله ی ناجور – نچسب
تیرنگ پشو tirang peshoo گشت شبانه برای پیدا کردن جای خواب قرقاول
زفت zeft ۱قیر مشمع آلوده به قیر جهت بهبود درد عضلات و استخوان ها – ...
پی سو pey so ۱هموار کردن شالیزار با پا ۲به جلو هل دادن ۳آب دستمال کردن ...
چایی نون chaaei noon ۱نان و چای ۲نوعی نان کلوچه ای سفت که بیشتر در چای خیسانده ...
ولگ valg برگ
چالی کیاده chaali kiyaadeh از دهستان بالا خیابان لیتکوه آمل
شور چشم shoor cheshm ۱کسی که با نگاهش چشم زخم زند ۲هیز و چشم چران
کوشک kooshek قارچی بر روی تنه ی درخت
یله yale ۱آدم هرزه گرد – ول گرد ۲سرگشته
میشکا با کله mishkaa baakkele نوعی علف هرز
ریزین rizin تیر و کمان کشی
میاوند meyaa vand شالی که بجای کلاه و سرپوش استفاده می شود – دستار
همواز hemvaaz شریک
پلاهلیمو pelaa halimoo آب جلو آب برنج غلیظ و لعاب دار که پس از آب کشی برنج آن را مقداری ...
پله کاردن pele kaarden ۱سمج شدن کودک نسبت به مادر – پیله کردن ۲تنبیه شدید کردن ...
پیچک pichak ۱آهنگ انجام کار – تصمیم ۲باور
هرو کر هکاردن hero ker hekaarden ۱داد و فریاد – عربده ۲قلدری
تو بیاردن to biyaarden ۱تب کردن ۲شدت گرما که بر اثر آن زراعت تباه شود ۳به درد آمدن ...
پا تئه paa toe ساق بند پاتاوه
خوندش Khondesh ۱خواندن ۲صدای برخی از اشیا و حیوانات
خال Khaal منطقه ای با پستی و بلندی که بلندی های آن را خال گویند
سینه سرخی sine sorKhey سینه سرخ – نام پرنده ای است
زیواری zivaari سهمی غیر از سهم اصلی
افلاچی eflaachi نوعی هدیه برای عروسی که معمولا گاو و گوسفند یا محصول زراعی ...
کل kel ۱شخم ۲ورز دادن ۳کسی که سرزبانی حرف می زند

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۵۶۸۵
mod_vvisit_counterديروز۷۰۹۶
mod_vvisit_counterاين هفته۳۷۸۶۸
mod_vvisit_counterاين ماه۱۰۷۶۸۸
mod_vvisit_counterجمع۱۵۱۷۷۹۹۲

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني