مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
دگمار degmaar برانگیخته
نرشیشک nar shishek مرحله ای از رشد گوسفند – گوسفند نر شش ماهه
اشکم eshkem شکم
شغله shaghele گردویی که از آن به عنوان تیله استفاده کنند
سراجر saraajor ۱بالا ۲سربالا – راه بالایی
اله – اهله ale ahle لک های پوستی
سراجه seraaje ۱سرفه ی گوسفند که در باور چوپانان ریزش باران را در پی دارد ...
مندیل mandil دستاری که زنان زیر روسری می بستند
سوت سی soot si از توابع دهستان بندپی بابل
خره Khare جمع کردن چوب در یکجا برای سوزاندن یا ساختن بنا
پیلا بابا pilaa baabaa پدربزرگ
بی مار وره bi maar vare ۱بره ی بی مادر ۲در اصطلاح:آدم بی سرپرست و بی کس
مایه maaye ۱اصل هر چیز ۲هر نوع مخمر مانند خمیر ترش – آن چه برای تهیه ...
هچه گلس heche geles کز کرده و جمع شده
بکاته bakaate از توابع دهستان جنت رودبار رامسر
پیندر pinder دری که به پشت حیاط گشوده شود
خونئی مهر KhooneI mahar مار سیاه خانگی
خرپات Kherpaat از توابع دهستان چهاردانگه ی سورتچی ساری
گرما پشته garmaa poshte از توابع خرم آباد تنکابن که نام قدیمی آن جور پشته بوده است ...
افتو aftoo ۱رنگ بزرگ که برگردن گاو اندازند ۲ظرف آب
روجا roojaa ستاره ی صبح گاهی که همان سیاره ی زهره،است
جن مونا jen moonaa ۱مانند جن
شکم بوردن shekem boordan اسهال – شکم روی
م me ضمیر ملکی(مال من)
قلعه دوک ghale dook از ارتفاعات بخش یانه سر واقع در هزارجریب بهشهر
بچفسن bachefessan مکیدن
زاغ پیچا zaaghe pichaa ۱لفظی در جهت تحقیر آدم های زاغ کبود چشم که آن ها را به گریه ...
جزوبز jezo bez ۱بریان کردن ۲صدای سرخ کردن چیزی در روغن
پک کا pak kaa نوعی بازی
چو قرد cho gherd چانه ی اسب
چرخه تو charKhe too جستجو و کنکاش – برای یافتن چیزی به این طرف و آن طرف رفتن ...
پرپری par pari مرغی که پرهای سیخ شده و برآمده دارد آدم جلد و چالاک
دوروک dorook از روساهای کوهسار فندرسک استارآباد
سه چله se chelle سه شاخه
پهلم جار pahlem jaar زمین پوشیده ازگیاه آقطی – جایی که گیاه آقطی به طور انبوه ...
چبلیک chebelik ۱چالاک ۲مقداری کم و اندک
وغ vagh ۱حالت چشمی که از حدقه در آمده باشد ۲درمقام توهین و به معنی:واغ ...
چین پارچ chin paarch ۱از توابع دهستان چهاردانگه ی شهریاری بهشهر ۲مرتعی از توابع ...
بی لجون bilajoon ۱افسار گسیخته ۲بی بندبار
خاجره khaajere ۱خوب – قشنگ ۲منظم ۳سالم تندرست
بدی badi ۱دیدی؟ ۲دیده شده
سر خاد sar Khaad بی اجازه – خودسرانه
درگا dergaa بیرون – خارج از خانه
تیساپلینگ tisaa peling پای برهنه
زلفه zelfe زلف موی
آرشه aareshe شری غلیظ و مقوی که پس از زاییدن گاو دوشیده شود آغوز
زایج بز zaayej bez بز ماده ی بزرگ
زرجو zar joo کوهی در پانزده کیلومتری جنوب خاوری شهرستان کتول و به ارتفاع ...
لت به سر lat besar ساختمانی که بام پوش آن تخته ای باشد
تپینه تلا tapine telaa خروس کاکل دار

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۶۸۶
mod_vvisit_counterديروز۴۴۴۱
mod_vvisit_counterاين هفته۱۷۷۱۹
mod_vvisit_counterاين ماه۱۵۳۴۷۴
mod_vvisit_counterجمع۱۳۹۶۴۹۰۵

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني