مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
غشکو ghashkoo گوسفند پیشانی سفید
سه یک se yek یک سهم از سه سهم – نوعی قرارداد زراعی بین مالک زمین و مستاجر ...
پشت گردو کو pesht gerdoo koo از مناطق کوهستانی و ییلاقی شاه کوه و ساور استرآباد
مغزه maghze کنجاله ی پنبه
موتره motere لب بالا و پایین
کور kaver کویر
اسپری esperi ۱نوعی پرنده ی سفید مهاجر ۲پرستوی دریایی
اسم شقه esme shaghghe گاو سیاه با پیشانی سفید
مئن بار meen baar بار اضافی که بر بالای بار اسب یا قاطر گذارند
شد و مد هدائن shadd o mad hedaaen شد و مد هدائن
شیرینی هادان shirini haadaan پاداش دادن – هدیه و مژدگانی دادن در قبال خبر مسرت بخش
اسبه – روشن esbe rooshen سفید چهره – سفید رو
عالی کلا aali kelaa از توابع چهاردانگه ی سورتچی ساری
جلد jald ۱چابک – تند – زرنگ ۲پرس و جو ۳بازیابی
ماریم maarim ۱بوته هندوانه،خربزه،کدو و غیره ۲جوانه ی در حال رشد ۳ترمیم ...
کریس karis منطقه ای از رودخانه که آن را با ترکه های چوب محدود کنند تا ...
شیوار سری shivaa sari جشنی که چوپانان به مناسبت تولد گوسفند کرم رنگ پیشانی سفید ...
کته لام kete laam ابزار نخ ریسی دستی
پمبه خال pambe Khaal بوته ی سبز پنبه که بعد از سه چین برای چرای گاو و گوسفند به ...
بابل baabel ۱باول – رودی در کناره غربی بابل کنونی ۲نام شهرستان بابل ...
گوخدا goo Khedaa حشره ای با شاخک های بلند و بدن سیاه
کپاسری kopaa seri مراسم جشن و سرور بعد از اتمام کار درو و جمع آوری زراعتجشن ...
پرتو perto انداختن – پرتاب کردن
بلم balem موم سیاه رنگ
فل بیمئن fel beyamoen ۱برانگیخته شدن ۲آماده شدن جهت جفت گیری
دراز دمباله deraaz dembaale ادامه دار طولانی
پک به پک pek be pek پی در پی – پیاپی
چم رگی cham ragi قلق روش
بنیشتن banishten نشستن
پیچارش pichaaresh آراستن لباس – مرتب کردن سر و وضع
ماتیکه maa tikke ۱تکه ی ماه ۲به زیبایی ماه
کرسه karesse ۱شانه ی عسل ۲ته مانده ی عسل در کندو پس از زمستان
زیچ zich انبوه – متراکم
پوزما poz maa حرکات آغازین کشتی گیله مردی که با نوعی رجز عملی و نمایش حماسی ...
آفتاب مار aaftaab maar هنگام غروب شام گاه
کئرک koerak ۱زایده های بالا و پایین در ۲چارچوب در
دشت هاکردن dasht haakerdan ۱دشت کردن – مسطح کردن ۲اولین وجه دریافتی از کسب روزانه
ور ور ver ver ۱آب و تاب دادن در بیان موضوعی ۲گفتگوی نامفهوم ۳یاوه
نئور naoor نگو سخن مگو حرف نزن
دم گربزن dem ger bazen گره زدن دم اسب به منظور آلوده نشده به گل و لای در روزهای بارانی ...
خل بویین Khale baviyen زیاد شدن
ولیک پایین valik paayin از توابع دهستان بندپی بابل
زگال zegaal نوعی پوشش گیاهی برای بام
مین رود miyon rood از توابع بیشه سر شهرستان قائم شهر
کشت kesht ۱دو گردوی روی هم قرار داده شده ۲کشت و زرع ۳زوج هر چیز
میاوند دوستن meyaavand davesten بستن میاوند که نوعی شال استطریقه ی بستن میاوند به این شکل ...
سر منی نداشتن ser moni nesaashten سیری ناپذیری
گولو گولو gooloo gooloo صوتی برای فراخوانی گوساله
دوکلان dokelaan چوپانی که کارش پختن دوغ و تهیه ی کشک و سرج است
خارما khaarmaa ۱خرما – نام درختی است ۲خرمایی ۳رنگ خرمایی ۴نام گاو

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۳۳۴
mod_vvisit_counterديروز۳۷۳۶
mod_vvisit_counterاين هفته۱۲۸۸۶
mod_vvisit_counterاين ماه۵۳۲۸۵
mod_vvisit_counterجمع۱۱۷۹۲۵۵۴

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني