مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
رکم rekem نهالی که در مرز بین دو زمین روید و با برش دادن از یک طرف خمش ...
گوونی go vanni عمل شخم زدن با گاو
چوباغ choo baagh از توابع دهستان گیل خواران قائم شهر
شیره shire شیهه ی اسب
تله یل tale yel دام گستر – تله گذار
په خونی peKhoni پی خوانی – هم خوانی کردن در آواز
رونا roonaa راه های باریک سینه ی کوه
دتکه detakke تأخیر زمانی در انفجار چاشنی تفنگ که گاه موجب فرار شکار شود ...
چرچی charchi فروشنده ی دورگرد پیله ور
پرپتو بزوئن parpato bazoen ۱در آب گرم فرو بردن ۲برای پرکدن آسان تر مرغ،آن را در آب جوش ...
سو soo شکار در شب – پسوندی است
روشنا rooshenaa روشنی
دمزه دمزه damze damze ۱کاری را از خستگی به دیگری واگذار کردن ۲آهسته کاری
پتور potoor مورچه
پیاشت peyyaasht ۱چرای شبانه ی گوسفندان ۲پستن موی سر ۳شب چره
بهنام beh naam بیماری های درمان ناپذیر
سک کولی sak kooli ۱لانه ی سگ ۲آلونک – خانه ی محقر
تا توره taa toore نوعی گیاه از تیره بادمجانیان با نام علمی stramonioom datoora که علفی ...
مور قاب moor ghaab کیسه ای کوچک از ترمه و انواع پارچه که توسط زنان ایل دوخته ...
کالا kaalaa کلاه
کت چشمه kat cheshme از مناطق کوهستانی و ییلاقی شاهکوه و ساور استرآباد
آروس غاز aaroos ghaaz عروس غاز،پرنده ای مهاجر که از غاز کوچکتر است
کچامه kechaame نهال – نهال نشایی درختان
آتشه aateshe پسوند تعیین نوع قدرت باروت مانند دو آتشه یا سه آتشه
میک میک mik mik از اصوات – صدای جوجه ی پرندگان
لوچو loochoo ۱سر به سر گذاشتن ۲کسی را باد کتک گرفتن
برز barez انار میخوش
چم chem ظرفی به شکل نیمه مخروطی،بافته شده از ترکه های درخت توت و ...
زنون zrnnoon زندان
دل سو اینگن del soo ingen نشاط آور – شاداب
چو سر choo sar ۱محلی از جنگل که عمل جمع آوری چوب در آن جا انجام شود ۲کار ...
پرتوشه pertooshe بخار غلیظی که از ریختن آب روی خاکستر گرم به هوا برخیزد
دمال انگتن demaal angeten ۱پشت سر گذاشتن ۲به همراه داشتن کسی
گوگالش go gaalesh گاوچران – گاوبان
پنبه گره panbe gere تخم پنبه
تونسن toonessen توانستن
کانده ی چپ kaandeye chap از فنون کشتی محلی استدر کنده ی چپ،فن زننده به جای این که ...
پسکل peskel ۱کوچک – ریز ۲قدکوتاه
جیش jish ادرار به زبان کودکان
رسن rasen ریسمان – طناب
الی شاوار ali shaavaar الی شا
تج tej ۱نوک تیز – تیز ۲در بستر بیماری افتادن
چپری chapri ۱دری که از شاخه ی درخت بافته شود ودر آغل و مزرعه به کار رود ...
کتی سر kotisar کشت زاری نزدیک روستای کردیچال کلاردشت
جوکلاس jow kolaas نان جو
دراجاندن daraajaandan تقسیم کردن آب در ملک و باغ
حقنه هاکردن heghne haakerden اماله کردن سپوختن
ترش نون tershe noon نانی که از گردو و ترشی درست شود
چلشک هایتن cheleshk haaytan فشرده شدن دست یا پا در لا به لای چیزی
بسر basero ۱حرف بزن،پارس کن ۲امر به حرف زدن از روی تحقیر(از مصدر بسروسنbaroossen) ...

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۹۴۲
mod_vvisit_counterديروز۷۹۸۹
mod_vvisit_counterاين هفته۹۴۲
mod_vvisit_counterاين ماه۱۱۷۷۳۰
mod_vvisit_counterجمع۱۳۴۰۵۰۹۳

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني