مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
خاخری khaakhori ۱خواهر کوچک – خواهر ۲خواهری
سر بلندکاردن sar belend kaarden ۱شورش کردن – طغیان کردن ۲رشد کردن ۳به نوایی رسیدن
یک فرا yek feraa دوره ای کمتر از ده روز که کرم ابریشم برگ های ریز توت را می ...
لاچار laachaar ۱متلک ۲سخن یاوه
مرگنه margene نام روستایی از فیروزجاه بابل
ساریس saaris نام محلی در کوهستان کجور
دمش دغلتی damesh daghelti غذای ناجور و آلوده
لوه lave دیگ
نشت آب nasht aab
سنگسری sang serey از توابع دهستان چلندر نوشهر
سمور samoor نوعی گیاه صحرایی که دام ها پس از خوردن آن دچار بی حسی و منگی ...
پرکوب par koob وسیله ای شبیه به گوشت کوب که یک سوی آن پهن بوده و در آن میخ ...
دلنگتن delangetan ۱داخل کردن ۲خرد کردن
قشار ghoshaar فشار دادن – فشار هول دادن
شومنزل shoomenzel بیتوته ی شبانه ی دام دار به هنگام کوچ
بن لا ben laa ۱کنار ۲پرچین ۳زیرانداز
رنگه رج خانه range rej Khaane کارگاه رنگرزی
ترشه مازو tersh e maazoo
تس tes درختان تک پایه که گل و میوه ی آن ها موجب لقاح نوع ماده ی آن ...
شم sham سنبله ی درخت گردو و توسکا به هنگام رویش برگ های بهاری
توره سن tooressen مرتعی جنگلی در حومه ی نوشهر
سر شور بویین sar shoor baviyen لبریز و سرریز شدن مایعات
پکاب pekaab پاشنه ی پا
مندیل mandil دستاری که زنان زیر روسری می بستند
مرغانه سه تیکه merghaane se tikke خوراکی که بعد از حمام رفتن زائو به او دهنداین غذا ترکیبی ...
اسما asmaa ناسزا و توهین زنان به یکدیگر به گونه ای که یکی دیگری را به ...
پک پکی pak paky از انواع بازی های بومیاین بازی با گردو انجام می شود و بازی ...
ونی – زک veni zek آب بینی
گرم پشتی نون garm peshti noon خمیری که به هنگام گرمی تنور به آن بچسبانند
پخ peKh ۱خنده ی ناگهانی و یک باره – معادل پگ و پگی فارسی ۲کلمه ای ...
تب کا تب چو tab kaa tab choo وسیله ی بازی:توپی کوچک(به اندازه ای که در مشت جای گیرد)و در ...
دفترلی dafterli غاری واقع در نزدیکی روستای نشل بابل
آویز هاکردن aaviz haakerden آویزان کردن
دراز کتار deraaz ketaar ۱چانه دراز ۲پرحرف
کینان kinaan ۱خشتک – کمر به پایین – آلت تناسلی ۲دور و اطراف
حرف دله بیاردن harf dele beyaarden با سخن انحرافی سخن اساسی و اصلی دیگران را تحت الشعاع قرار ...
سیوتره siyoo tare تره ای شبیه سیر
کال توبویین kaal to baviyen خوب نپختن غذاطبخ ناقص
هیریز hiriz ۱جوانه ی درخت ۲شاخه ی تازه روییده
اشلیکا ashlikaa انجیر غیرخوراکی – انجیر وحشی
زن خاخر zan KhaaKher خواهرخانم
لبرده laberde چاقی بی اندازه
توتو too too ۱تاب خوردن – آویزان شدن ۲تلوتلو آویزه
رش هکاردن rosh hekaarden ۱روان بودن – روان شدن ۲جنبش داشتن
شرته بویین sherte baviyen خیس شدن به واسطه ی عرق بدن
کلاب kelaab ۱برگ ۲گیاهی است با برگ پهن و ساقه ی کوتاه که در کوهپایه می ...
لکس leks ۱نوزاد نارس – نوزادی که پیش از وقت مقرر به دنیا آمده ۲پافشاری ...
استل – پشت astel pesht روستایی از دهستان چهاردانگه ی هزارجریب ساری
شر دوستن sher davesten سرودن شعر
تلوت teloot از توابع گنج افروز بابل

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۹۷۳۱
mod_vvisit_counterديروز۱۳۰۱۹
mod_vvisit_counterاين هفته۲۲۷۵۰
mod_vvisit_counterاين ماه۱۸۷۹۸۶
mod_vvisit_counterجمع۱۶۲۸۸۹۵۵

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني