مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
کوب لمه koob lame ۱رفت و روب – خانه تکانی
کلگی kllegi ۱آنچه بر سر چهارپایان زنند و افسار را بدان متصل کنند ۲نوعی ...
بال – سر baal sar ۱بالای دست – بالای شانه ۲واحد اندازه گیری جهت تعیین مقدار ...
بشکوفتن beshkooftan شکفتن
دس مجی dassemeji چهاردست و پا راه رفتن
بوسته booste بوسه ماج
بخش baKhsh سرنوشت – بخت – اقبال
پایین بالا کاردن paaein baalaa kaarden ۱برآورد کردن ۲آمد و شد نمودن ۳سبک سنگین کردن و ارزش کاری ...
پرتال pertaal حشره ای که به بدن دام چسبد و خونش را بمکد کنه
دار کاش daar kaash خزه – خزه ای که روی درختان روید
بئینه baeie ۱شد ۲صوتی که پیوسته در خرمن کوبی و در خطاب به اسب ادا شود ...
وگ گی vage gi
دکن بکن dakan bakan حفاری ادامه دار – کندن پشت سرهم
خرماندو Khormaandoo نوعی خرمالوی وحشی که میوه ی قرمز رنگ دارد
بنه وازی bene vaazi ۱هدیه ۲گاو و گوسفند بخشیده شده
رپ rap پرتگاه
نیسان neysaan بارانی که به مدت بیست روز و پس از بیستم فروردین بارد و آنرا ...
تترستاق tate ros taagh تترستاق نور نام منطقه ای که از سه دهکده ی رزن،کرسی و تیرسا ...
پرز parez ۱پرهیز غذایی – اجتناب بیمار از خوردن برخی خوراکی های ناسازگار ...
پر هییتن par hayitan ۱پریدن – پرواز کردن ۲فرار کردن
سیاموس seyaa moos کفل سیاه – در مقام توهین و تحقیر به دختران گفته شود
کینک kinak ۱باسن به جلو دادن ۲حرکت کفل در مرد در عمل مقاربت
گو چر go char ۱زمینی که گاو در آنجا بچرد ۲علف چر گاوان
راستانکی raastaaneki براستی
سرکه ای بن که ای sar kaey benkaey لفظی منظوم برای هشدارکودکان و نوجوانانی که قصد چیدن گردو ...
صب sob بامداد
ور ساقی var saaghi ور+ساقیدر لغت به معنی:در کنار ساقی است و در موسیقی نام تکه ...
تنکا tonkaa نام قلعه ای قدیمی در تنکابن که در برخی از منابع از آن یاد ...
کمری kamari آدم سست و ناتوان در امور جنسی
خر مزه Khar meze خربزه
دار کاشم daar kaashem دار کاشم
چالس chaales نام بومی شهرستان چالوس
هداری hedaari ۱پیرامون – اطراف – حدود ۲روبرو
جیر کوه jir koo ۱روستایی از توابع رامسر ۲پایین کوه
اتنده شر atande shar این اندازه از سطح
چوآمخت choo aamekht کسی که به کتک خوردن عادت داشته باشد
خیطه خال Khayte Khaal ۱نخ خیاطی ۲اشاره به نازکی و درازی چیزی
کز kaz گس بدمزه
سیرآبی sir aabay نوعی خورشت که سیر از مواداصلی آن است
سنده sende مدفوع سفت و خشک انسان
لوتک بزوئن lootek bazooan ۱با نوک پا به چیزی یا کسی ضربه زدن ۲بی توجهی کردن
خلیج استرآباد Khalij esteraabaad خلیج استرآباد آرامترین لنگرگاه دریای خزر استاین خلیج از ...
کوسر koosar ۱خانه،ملک و دارایی در ییلاق را گویند ۲بالای کوه
بخ boKh بخور
کنا پیش kannaa pish ۱پرچین ۲پاشنه ی در ۳رسیدن به منظور ۴سامان – مرز
اگو o go ۱حیف و میل ۲آماده کردن خزانه شالی ۳آماده ساختن زمین شالیزار ...
دله مه dele me پرده ی نازک بخش داخلی پوست برخی درختان مانند توت و غیره
تله کنار tale kenaar پرچین کوتاهی که جهت هدایت پرنده به سوی دام در اطراف تله تعبیه ...
نشون neshoon نشان – علامت
کله کویی kole kooei نفهم و کند ذهن

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۶۴
mod_vvisit_counterديروز۸۰۴۰
mod_vvisit_counterاين هفته۴۶۶۷۱
mod_vvisit_counterاين ماه۱۴۹۰۱۰
mod_vvisit_counterجمع۱۵۶۰۳۲۷۲

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني