مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
گیسه دراز gise deraaz دو عصب موازی پشت که از گردن شروع می شود و تا پایین کمر ادامه ...
سرندون sarendoon لحاف – پتو
دکته dakete افتاده
کشیده بزان kashide bezaan سیلی زدن – کشیده زدن
برزو berzoo برزو نام شخص
مقر بیاردن mogher biyaarden با فشار کسی را وادار به اقرار کردن
چش بشورد chesh bashoord بی حیا – بی چشم و رو
ریگ چشمه rig cheshme روستایی در بیست و سه کیلومتری جنوب باختری شهرستان علی آباد ...
پاداش paadosh نوعی چرم چرمی ویژه ی دوخت و دوز کفش
اسدل osdol صندلی باشکوه و مجلل
خانیان Khaaniyaan از توابع دهستان سه هزار تنکابن
چچلا chechelaa چلچله – پرستو
دار بار daar baar حمل تنه های درخت به وسیله ی نفرات زیاد
پی آ pi aa ۱دو چوب محکم که دنگه مرزه بر روی آن قرار گیرد(در آسیاب آبی ...
هنیسک رو henisak roo مرتعی در روستای چتن نوشهر
پاشره paashere پا بر زمین کشیدن گاوان جنگی،پیش یا پس از نبرد
اشکاری گو eshkaari goo گوزن
قند ghend دفینه – کسی که چیزی با ارزش را در جایی دفن کند
چم cham ۱قلق – عادت ۲فنون کشتی ۳حالت خشکی در پوست بدن یا برخی اجسام ...
آسیوکلم aasiyoo kelem آس
پسنده pasande روستایی در عباس آباد که اکنون درون شهر جای دارد و سابقا شامل ...
په هاده pe haade ۱بازکن – بگشا ۲کنار بگذار
لپسنه lapsone پولی که خانواده ی داماد در هنگام بله گفتن به عروس دهند
دراز لادی deraaz laadi مسیر رودخانه
پیزه pize نهال نورسته ی گیاهان آماده نشا در خاک مانند بوته های بادمجان،گوجه ...
بزخو beze Kho میان خواب و بیداری
کیاس keyaas کرم برنج و لوبیا
دم کش هاکردن dam kash haakerden تشنگی بیش از حد احشام که در نتیجه،آب را به صورت غیرمتعارف ...
چرنیکه chernike از مراتع لنگای واقع در شهر عباس آباد
جمال لنگه jamaal lenge از توابع رامسر
کش درد kash dard درد پهلو درد کلیه
چش بکتن chesh baketen از چشم افتادن – طرد شدن
کنگ سپل keng sapel وبال – چیزی شبیه دم که بر پشت افراد آویزان شود و وبال گرددمانند:گیاه ...
زیل zil ۱سفت و محکم ۲صدای نازک
اونما oonemaa ۱از ماه های تبری – اولین ماه تبری ۲آنرا
کار ورین kaar verin کسی که در انتهای صف وجین گران یا دروگران قرار داردافرادی ...
حقنه هاکردن heghne haakerden اماله کردن سپوختن
قشنیک کلاچ ghashnik kelaach کلاغ سفید و سیاه
سینه sine ۱پستان،نوک پستان ۲لیفه ی شلوار ۳بخش جلویی پیراهن یا شلوار ...
بررر borrr برش
گندال gendaal ۱برآمدگی ۲تبر زدن تنه ی درختان ۳برآمدگی تنه ی درخت
هی لنگ hi lang چوب بلند و شاخه دار که از آن برای چیدن میوه استفاده کننده ...
لها lehaa پنج شاخه یا سه شاخه ی چوبی است که در خرمن کوبی کاربرد دارد ...
راسه دیم هاکردن raasse dim haakordan ۱یک طرفه نمودن ۲قطعیت دادن
ول آدم vel aadem آدم هرزه گرد
چرمه کر cherme ker گوسفند کبود رنگ و گوش کوتاه
بریم بردن berim borden بیرون رفتن
چپلیک chelik ۱نیشگون ۲بسیار کوچک – یک تکه از چیزی ۳واحد اندازه گیری
پانه فرو هاکردن paane fero haakerden ۱کنایه از:پدر کسی را درآوردن – دمار از روزگار کسی در آوردن ...
دز و بز dez o bez ۱دوست داشتن – با هم مدارا نمودن ۲تمام و کمال

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۴۸۱۰
mod_vvisit_counterديروز۵۳۹۹
mod_vvisit_counterاين هفته۲۴۶۲۹
mod_vvisit_counterاين ماه۱۴۶۷۳۷
mod_vvisit_counterجمع۱۳۵۶۲۷۰۲

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني