مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
تاسا taasaa ۱آن وقت – ساعتی پیش – چند لحظه پیش ۲تاکنون
پسر هدا peser hedaa آن که پسرش مرده باشد – پسر باخته – فرزند مرده
تبزه کا tabbazekaa قاپیدن
چچل chechel ۱آب باران که از ناودان ریزد ۲نیرنگ فریب
زال zaal از توابع بابل کنار بابل
اغوز – چالی aghooz chaali نوعی بازی با گردو که بازیگران در پای دیوار چاله ای کوچک حفر ...
برمه چش berme chesh ۱چشمان آلوده به اشک ۲حالت چشم ها پس از گریه
دست اول dast avvel نوبت اول – بار نخست
گله غوز gela ghooz فندوق
مار وردی maar vardi مادرزادی
پل pel نام دهکده ای در کوهستان واقع درحوزه ی شهرستان نور
دله دکتی dele daketi برگزیدن کاری یا چیزی از میان کارهای دیگر – انتخاب تصادفی ...
بولسک bolesk ۱ماده ی چسبناک روی کیسه ی دوغ که اگر پس از مدتی زیر و رو نشود ...
شا shaa پسوندی است برای بیان صفت لیاقت
دست کاپ dastekaap از فنون کشتی محلی که پس از اجازه ی میاندار و آغاز کشتی به ...
بتونسن battoonessan توانستن
ونی سوز veni sooz شاهی – ترتیزک
سنگ تج sange taj ۱نوعی پرنده ی تیزرو خزری ۲سنگ مخصوص تیز کردن چاقو،کارد و ...
چلوچلو – هاکردن chaloo chaloo haakerdan خرد و خمری کردن – درهم شکستن
زر زم zerzem زنبور
ببازین bebaaziyen ۱باختن در قمار یا بازهای دیگر ۲از دست دادن
پلا ممیج pelaa mamij کشمش پلو
تسنه انجیل tesne anjil گونه ای انجیر که میوه اش خوردنی نیست
سرپا sar paa پذیرایی کننده در مراسم عروسی و عزا
رادبون raadaboon در حال گذشتن از راه
دئین daeiyen ۱بودن ۲حضور داشتن
لاک تراشون laak teraashon ۱از توابع قره طغان بهشهر ۲از توابع چهاردانگه ی هزار جریبی ...
گیرما girmaa غده لنفاوی میان کشاله ران – شرم گاه
سراییل seraail مرتعی جنگلی در حومه ی شهرستان نوشهر
کل بردن kel boorden ۱به دنبال هم یا به ردیف رفتن ۲به جوش آمدن مایعات
آلش aalesh داد و ستد مبادله تعویض
گنج کلا ganj kelaa از توابع بندپی شهرستان بابل
اسماعیل کلا esmaail kelaa ۱از توابع دهستان گیل خوران قائم شهر ۲از توابع دهستان کیاکلای ...
وره په vare pe ۱نام مکانی در سوادکوه ۲به دنبال بره – حافظ بره
پفی pafi یکی از انواع گوناگون مرکبات – میوه ی سلف گریب فروت
اجک وجک ajak vajak آدم وارفته
تنگه ی لولیان tangeye looleyaan غاری در جنوب ارتفاعات کردکوی
ساج مج saaj mej پای گذرانده به سال نو معمولا چند روز قبل از عید،کدبانوی ...
ا سنگ o sang دره ای در کلاردشت چالوس
رش هکاردن rosh hekaarden ۱روان بودن – روان شدن ۲جنبش داشتن
پیم بور peyam boor از توابع کلاردشت چالوس
مسملک masmalek دستگیره – دست آویز
بوم boom ۱بام ۲صدای افتادن چیزی
او میس oomis جلبک روی آب
سیسه sise لثه
تال لی taal li ۱سوراخ ۲دزدانه نگاه کردن – سرک کشیدن
کوکنار kookenaar خشخاشگل خشخاش که از آن شیره ای سفیدرنگ استحصال شده و با جوشاندن ...
پس گیتن pas giten ۱پس انداز کردن ۲پس گرفتن
حرف گوش هکاردن harf goosh hekaarden حرف شنوی داشتن – گوش کردن سخن
کاکلی kaakkeli جا انداختن دانه در بافتنی – در رشته قرار دادن دانه و مهره،و ...

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۹۰۵
mod_vvisit_counterديروز۵۷۷۸
mod_vvisit_counterاين هفته۹۶۸۳
mod_vvisit_counterاين ماه۱۶۲۷۷۵
mod_vvisit_counterجمع۱۳۷۷۵۶۷۴

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني