مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
آینه –کا aayne kaa آینه ی کوچک
بالا – کال – نو baalaa kaal no منطقه ای بین راه بالا جاده و درازنو در استرآباد غربی
اکراس ekraas اکراس سیاه – از پرندگان
هرانگتن herangetan ۱آویزان کردن ۲شلیک کردن ۳خارج ساختن آب ماست ترش با آویزان ...
خوش خر Khosh Khor
بین وا binvaa مرتعی جنگلی بین شهرک دریا بیشه و روستای ونوش که به آن خوش ...
پنج انگوس panj angoos پنج انگشت – گیاهی است که مصرف غذایی دارد
چونک choonak فک بی دندان – دندان کشیده
تخته ماله taKhte maale ۱وسیله ای برای هموار کردن زمین زراعتی ۲از ابزار درودگری ...
بورسوری boor soori ۱گوسفند سیاه با پیشانی سفید۲گوسفند حنایی(این واژه در نقاط ...
افتو aftoo ۱رنگ بزرگ که برگردن گاو اندازند ۲ظرف آب
قس ghes قسمت
دوتن dooten دوختن
کنغدون kanghdon شاه دانه
رگه rage خط ممتد رگه مانند در سنگ و یا کوه و نظایر آن
بزی bezi ۱جدا ۲شاخص ۳بیگانه
ماکلی تپه maakeli tappe مرتعی در منطقه ی روستای کوهپر نوشهر
پی اله کو piela koo نام مرتعی در امل – پیله کو
حرفی harfi ۱هم کلام ۲پس از قهر طولانی آشتی کردن و با طرف مقابل هم سخن ...
جمالدین کلا jemaaldin kelaa از توابع دهستان نرم آب دو سر ساری
کشک سو kaske so ۱مخصوص ساییدن کشک ۲ظرفی گلی
بفهم befahm بفهم درک کن
تپی tapi
رسبا هکاردن resbaa hekaarden رسوا کردن
کرمی جن kermi jen ۱فرد مبتلا به کرم کدو ۲آن که آرام و قرار نداشتن و پیوسته ...
سر sar پیشوندی به معنی دوباره،در معادل فارسی
جورازارک joor azaarak روستایی از کلارستاق نوشهر
گینگنا gingenaa ۱تو دماغی حرف زدن ۲نوعی حشره که در مکان های بدبو پرواز کند ...
درکا derkaa ۱شخم عمیق ۲دره ی کوچک ۳جوانه ی تمشک ۴جویبار
چوپلانی choo pelaani روستایی از دهستان استرآباد شمالی گرگان
خارت خارت khaart khaart ۱صدای جویدن چیزی ۲صدای کشیدن چیزی روی زمین ۳صدای خرخر کردن ...
جزغاله – هاکردن jezghaale haakerden ۱سوختن ۲سوزاندن پرهای ریز مرغ پرکنده بر روی شعله ۳حالت سوزاندن ...
واوشیکا vaavshikaa
جان به سر jaan be sar جان به لببه تنگ آمده
لاچه تک laachche tek ۱دهان گشاد – دهان باز ۲به آدم دست و پا چلفتی می گویند
ارزا erzaa ۱زراعت دیر کشت – زراعتی که مدتی از زمان معمول کشت آن بگذرد ...
تندوک tendook بسیار تند مزه و پرمایه
درون کلا daroon kelaa از توابع دهستان بابل کنار بابل
سنگ سی sange si ۱از توابع دهستان لفور سوادکوه ۲از توابع دهستان بندپی بابل ...
دسته ماس daste maas ۱دستگیره ۲آلت دست بازیچه ۳بهانه
هپلکیه helikiye نوعی نفرین به بچه ها
هل بئیتن hol baiten شتاب کردن
اشتاس ashtaas از مناطق کوهستانی و ییلاقی در شاهکوه و ساور استرآباد
چو دستی choo dasti چوب دستی از درختل که دود خورده و روغن اندود شده باشد
سرخ گریوه serKh gerive از توابع دهستان چهاردانگه ی هزارجریب ساری
اسپه – یی espei سفیدی
مارجان maarjaan ۱مادرجان ۲از نام های مازندرانی برای زنان
چط cheta چه طور
جنت رودبار jannet rood baar از دهستان های کوهستانی رامسر
پچ پچه pech peche ۱در گوشی صحبت کردن ۲نجوا

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۱۱۹
mod_vvisit_counterديروز۴۷۴۲
mod_vvisit_counterاين هفته۳۱۱۹
mod_vvisit_counterاين ماه۱۰۴۵۷۲
mod_vvisit_counterجمع۱۳۲۵۴۹۱۲

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني