مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
شاش بن shaash ban نوعی بیماری که به بند آمدن ادرار منجر شود
کارتن kaartan عنکبوت
چرخیته کینگ charKhite king هرزه گرد
دلیتی delayti جدی – جدی به دل گرفتن
کل کش kal kash ۱قله ی کوه ۲جاده ی مالرو ۳زن باره
لته کومه late koome از توابع چهاردانگه شهریاری بهشهر
خدخدکا Khed Khedekaa پارتی بازی – باپایمال کردن حق دیگران از افراد فامیل حمایت ...
کرش koresh جای موقتی گوسفندان،گوساله ها و بره ها
سازه کتین saaze katin دسته ی جارو
زن خاس zene Khaas خواستگاری
هزوئن hezooen ۱انداختن ۲چیزی را در جای خودش قرار دادن
ززم zezem زنبور عسل – زنبور
تا taa ۱یک رأس گاونر برای شخم زدن ۲لاغر و نحیف
مولی mooli چشمه ای در روستای یخکش بهشهر
تاگنده taagende کلاف نخ و کاموا
متکه matke نام آبادیی از کاری چی بابل
لپر leppar بزی که گوش های پهن و بلند دارد
روک روک rook rook آوای جویدن و شکستن قند
کشئیر kashayr ۱بغل کن ۲از مراتع مشهور در کوهستان های تنکابن
گارا گار gaarraa gaar پشت سرهم و با شاب
بنه وار bene vaar ۱ریشه نژاد ۲ازدیاد نسل
سرجر دینگوئن sar jer dingooan ۱صرف نظر کردن – سکوت کردن ۲سر در لاک خود فرو بردن ۳پایین ...
گریوده gerivde از توابع بندپی واقع در منطقه ی بابل
بجنگیین baengiyen جنگیدن – ستیز کردن – نبرد کردن
ارقه arghe ۱قراضه ۲لباس مندرس و نامناسب ۳لاابالی ۴پالان ساییده و هفت ...
چام زن سنگی chaam zen sengey سنگی که برای استراحت موقت در مسیر راه بر روی آن نشینند
مم خر تو mam Khar to آن که بور و شرمنده شده باشد – آدم انگشت نما در بدی و زیانکاری ...
دس بدس das be das ۱دست به دست ۲یکی پس از دیگری
آش مالی aash maali ظاهرسازی چاپلوسی
هرتتوک hertetook آویزان شدن از چیزی
قرا gheraa اسب سیاه رنگ
ورگ verg گرگ
لس چکن laschaken وراج – پر حرف
در بایس بویین dar baayes baviyen به هم نیازمند شدن
پاداش paadosh نوعی چرم چرمی ویژه ی دوخت و دوز کفش
بوش boosh بازکن
ساور کلاته saaver kelaate روستایی در سه کیلومتری شمال شهرستان علی آبادکتول
رز بکشین raz bakesheyan کنایه از:رگبار شدید و باران بی وقفه که به ساقه ی درخت انگور ...
ولگ سری valge sari از تکه های سازی مربوط به موسیقی غرب مازندران که با نی چوپانی ...
چنگل آش changel aash آشی که مواد اصلی آن چغندر باشد
چفت کلا cheft kelaa از توابع دهستان بالاتجن قائم شهر
رزه پول reze pool پول خرد – سکه
دمیش – دغلتی damish daghelti کثافت
اجیکک ajikak آلت تناسلی پسر بچه
کریب kerib ۱بزرگ،خان ۲خویشاوند،فامیل
بتراشتن beteraashten تراشیدن
پلادکوسر pelaad koosar روستایی در منطقه ی دره ی دلیر چالوس
سرجو serjo آب قره قروت
کفلم مال kaflem maal کف اندود
پرت pert لفظی به هنگام مسخره کردن – شیشکی

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۱۳
mod_vvisit_counterديروز۳۲۹۲
mod_vvisit_counterاين هفته۱۴۷۳۳
mod_vvisit_counterاين ماه۱۳۶۸۴۱
mod_vvisit_counterجمع۱۳۵۵۲۸۰۶

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني