مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
قرتنگ ghertang حنجره
پوست فک pooste fek پوست بید که جوشانده اش برای رفع تب سودمند است
پی لینگ pey ling ۱پشت پا زدن ۲فنی در کشی لوچو
بشلق boshlogh عبا – محرف با شلق به معنای ردا و بالاپوش
لپسنه lapsone پولی که خانواده ی داماد در هنگام بله گفتن به عروس دهند
کاچک بزئن kaachek bazoen پاشاندن خاک و خل به وسیله ی مرغ و پرنده
کر برجی ker barji گوسفند سیاه نر با شکم سفید یا حنایی و گوش کوتاه
قند امبور ghand amboor انبر قندشکن
پلنگ مول palenge mool مول پلنگ
بنگر سلا bengar selaa از توابع دهستان گنج افروز بابل
نر تیلا ner tilaa قلابی چوبی و بلند که جهت انداختن به پای برخی گوسفندان و جداسازی ...
سوات sevaat در جنوب شرقی کوه لی پشت سنگ سوات استچنین گویند که سوادکوه ...
تیله نو tile no از توابع کلباد بهشهر
مارو بز maaroo bez بز پیشانی سفید
هاردن haarden آوردن
بروز – بموئن berooz bemooen اقرار کردن – از راه عنف و فشار وادار به اعتراف شدن
لت زن lat zan کسی که شالیزار را پیش از نشای برنج صاف و هموار کند
بهشته پاپلی beheshte paapeli کنایه از:شخص بسیار پاک درست کار و بی گناه
تویدره tovidarre از توابع کلاردشت چالوس
سر در بیردن sar dar beyardan ۱تولیدمثل کردن ۲از اقران و امثال پیشی گرفتن – قابلیت رقابت ...
گوش هب goosh hab اریون
دغ ماس degh maas پارچه ای که برای برداشتن ظروف داغ به کار رود
رم rom ۱شاخه ی نازک درخت ۲چوبی بلند که با آن گردو را پایین ریزند ...
گتی گتی هاکردن gati gati haakerdan ۱بزرگی و سروری کردن ۲لاف زدن – حرف های بیهوده زدن
بالستی – هکارده baalesti hekaarde آستین بالا زده
شاوار shaavaar کوهی در جنوب باختری شهرستان کتول با ارتفاع ۳۹۴۵متر
له le ۱ته نشین شدن ۲سیل
شل خایه shel Khaaye بی اراده و نااستوار – سست اراده – دمدمی مزاج
سگ واش sag vaash علفی هرز که در لابه لای نهال شالی ریشه دوانده و پخش شود
گال دینگئن gaal dingoen سرخ شدن – گل انداختن صورت
الم – دلی alem deli درختچه ای جنگلی
چوب پا choob paa
وولی گله vavli gele مرتعی در شیرگاه سوادکوه
شال چم بزان shaal cham bezaan راه رفتن دالبری – زیگزاگ راه رفتن
آب انبارمله aab enbaar male از محله های قدیمی شهرهایی که آب انبار مرکزی شهر در آن واقع ...
چنک channek یک دسته پشم یا پنبه که برای ریسیدن جدا شود
خرخری Kher Khery کسی که خر و پف می کند
بیشه bishe جنگل – جنگل انبوه و پردرخت
رو داشتن roo daashten ۱رونق داشتن – گرمی بازار کار ۲وقیح بودن –رو داشتن
پشمروک pesh merook بی حال و بی جان
کفشگر بزوئن kafshgar bazoen چرخاندن کفگیر در ظرف غذا
خوردکش Khoord kesh ادرار شاش
دنگ راس بویین dang raas baviyen دنگ راس بویین
پسن pesen بوگندو
ور فس var fes ۱کسی که کنار آدم می خوابد
پرمیک permik ۱مرتعی در مسیر مالروسی سنگان به کجور ۲وچراگاه جنگلی در مسیر ...
غرچ غرچ gherech gherech صدای دندان به هنگام جویدن
عرب خیل areb Kheyl ۱بخش بهنمیر بابل ۲از توابع دشت سر شهرستان آمل ۳از توابع ...
هلی اشکنگ hali eshkenek نوعی پرنده که کمی از سار کوچک ت است،نوک آن کلفت و برگشته ...
برجوک barjook ۱ آبله گون ۲رنگ خرمایی گوسفند ۳زندگی

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۶۶۵
mod_vvisit_counterديروز۷۷۵۴
mod_vvisit_counterاين هفته۲۱۱۳۵
mod_vvisit_counterاين ماه۱۷۸۳۹۷
mod_vvisit_counterجمع۱۴۳۹۰۲۸۳

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني