مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
شلغم shalghem شلغم
کالوک kaalook کاسه کوچک
پنج کیله ای panj kilai نوعی قرارداد کشاورزی که در آن کارگر تمام کار بهار و پاییزه ...
رج په raj pe ۱تعقیب نمودناز روی نشانه ی پا در پی چیزی بودن ۲تعقیب کردن ...
سیم sim ۱کفک روی نان – عفونت – کفک ۲کورک – دمل
دمنی domeni دمنی
فیروز جا ثابت firooz jaa saabet از توابع بندپی بابل
دنگالک dangaa lek تحریک کردن
جنی jenni آدم رام نشده – وحشی – عصبانی
کوه هارون koohe haaroon کوهی در هفت کیلومتری جنوب شهرستان علی آباد کتول به ارتفاع ...
توزه toze کارمزد
بریم – ور berim var ۱بیرون از خانه ۲اسبی که در خرمن گاه در مدار بیرونی خرمن می ...
جوزی jowzi از رنگ هاست
پاگیر paa giri دامن گیر شدن
هولی hooli آب تنی
جوهرکلا joohar kalaa نام دهکده ای در ناحیه بیرون بشم ازدهستان کلارستاق چالوس ...
دتا dettaa دوتا
انارز anaaraz مرتعی در حومه نوشهر
د تخته de taKhte تا خوردن و روی هم قرار گرفتن پارچه از سمت پهنا
سرکو sar koo ۱سرزنش سرکوفت ۲هاون چوبی
قلقلی جانما gholgholi jaanemaa مرتعی از توابع شهرستان بهشهر
مرده merde مرده – بی جان – نوعی بازی که در مراسم عروسی انجام گیرددر ...
بنه چکن bene chaken آرواره ی پایین
زبون zeboon زبان
اندوارندا endaa varendaa انا ورانا
کرلی بن karli ben نام آبادی از دهستان فیروزجاه بابل
پی چکل pey chekel ۱با پا خاک را جستجو کردن ۲کنار زدن خاک توسط مرغ ۳جستجو کننده ...
مرغی morghi مرغی از دیگر زبان های قراردادی مردم منطقه بوده که از خانواده ...
پشته وند peshte vand ۱شاخه ای نازک و منعطف که به جای طناب برای بستن علوفه و سرشاخه ...
بشین بمان bashyan bomaan رفتن و آمدن – آمد و شد کردن
جیر دستانکو jir dastaankoo روستایی از توابع رامسر
جق jogh مرضی است که شخص مبتلا به آن هرچه غذا خورد سیر نشود – سیری ...
رد rad ۱دور کنار ۲مرتب – متوالی ۳رعد – صدای تندر
زغه دنگئن zeghe dengoen یادآوری کردن – به یاد آوردن
جور لتارسی joor lataarsi مرتعی جنگلی در مسیر مال روسی سنگان کجور
کرین karin از توابع گیل خواران قائم شهر
دریس deris اخگر آتش
جینگو jingoo مرتعی در کتول
کرند قشکه kerend ghashke اسب زرد رنگ با پیشانی سفید
لارو بسر laaroo besar نام مرتعی در آمل
ارزه پوش arze poosh دماغه و پایانه هر چیز
روکش rookash از توابع دهستان پایین خیابان لیتکوه بخش مرکزی آمل
او – کنس o kenes از انواع ترشی محلی که مواد آن ازگیل،آب و نمک می باشد
نوچه noochche ۱جوانه ۲شاگرد ۳پهلوان جوان و تازه سال
ور بخاردن var beKhaarden ۱روبرو شدن – مقابل شدن ۲ناراحت شدن – برخوردن
وردس خون vardas Khoon ۱وردست:در تداول کمک و دستیار آن که در زیردست کسی کمک به کار ...
کرپی kerepey مرتع و دره ای در کلرودپی نوشهر
جر بزوئن jar bazooan فریاد زدن – فریاد زدن از روی درد
سیر ریسه sir rise حلقه ای که از مجموعه ی چند سیر درست شده آن را به دیوار آویزند ...
بخوندسن baKhoondessen خواندن – آواز و ترانه خواندن

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۸۰۶۶
mod_vvisit_counterديروز۷۵۰۹
mod_vvisit_counterاين هفته۱۵۵۷۵
mod_vvisit_counterاين ماه۱۷۱۱۲۹
mod_vvisit_counterجمع۱۵۶۲۵۳۹۱

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني