مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
تیم tim ۱دانه – بذر – تخم ۲تبار – نژاد – دسته ۳یک عدد نشای آماده ...
سر گلی sar galli اضافه بر سازمان – بیش از مقدار مقرر
تیب تاپلی tib taapeli رنگارنگ
برف – چال – سی barf chaal si از توابع دهستان بندپی بابل
شیریند او shirind ow آب شیرین
غرچ غرچ gherech gherech صدای دندان به هنگام جویدن
زر اناز zer ennaaz زیرانداز – تشک
ترزیه tarziye تعزیه
بسوبمال basoo bomaal ۱بزک کردن دختران و زنان ۲آرایش غلیظ توام با وسواس ۳شستشوی ...
مافور maafoor پوزه
حمبم سر hambom sar مکان و محل حمام
آرم aarom آرام آهسته
تمشون لم tameshoon lam ساقه های تمشک
ددیم de dim ۱دورو – دو طرف ۲نوعی دراز کشیدن
گوش کنی goosh keni زیرگوشی حرف زدن درگوشی گفتگو کردن
شرن sharen آدم شرور و جنجالی
دپیچ dapich ۱پیچ ۲بزن
چیسه chisse چین و چروک
گله زئن gole zaan کوزه زدن به قصد حجامت
بپنو bapnoo بران – بتاز
اله – چکوک ole chak ook آبله رو
توک توک tok tok آخرین آب خرمالو
خال زن Khaal zan چوبی در آغل برای آویزان کردن سرشاخه و علوفه برای استفاده ...
بترکانیین bater kaaniyen ترکاندن – دوشقه نمودن
استلخ – سر estalKhe sar ۱از توابع دهستان شهرخواست ۲روستایی از دهستان بندرج و شهر ...
بسوسن basoossan ساییدن تیغه ی داس و تبر و ابزار دیگر بر سنگ و به منظور تیز ...
بندد کتن bend daketen ۱از میان رفتن ۲به دام افتادن ۳روی هم قرار گرفتن لایه های ...
دلنگ دولنگ deleng dooleng ۱اسم صوت برای بیان صدا ۲صدای زنگ
خارمیون khaarmeyoon از توابع دهستان شهر خواست منطقه ی ساری
چم cham ۱قلق – عادت ۲فنون کشتی ۳حالت خشکی در پوست بدن یا برخی اجسام ...
تل tel ۱نوعی درخت از تیره افرا که در ارتفاعات روید ۲شکم برآمده ...
اشچال ashchaal نام مرتعی در آمل و در آلاشت سوادکوه
لاک تردین laak tardin خراط
بزمینیان bezminiaan روستایی از دهستان دشت سر آمل
خسه Khasse خسته
اورکا oorkaa ۱دره ی کوچک ۲دره ای در نزدیکی سات روآر قائم شهر
آندو کو andoo koo روستایی از شهرستان رامسر
مرجو marjoo عدس
بشن bashen بریز
تشکل خنه tashkel Khene اتاق نشیمن که در گوشه ای از آن اجاق هیزمی تعبیه شده باشد
ارجی arji روستایی از دهستان جلال ازرک بابل
آش مال aashmaal ظاهرساز چاپلوس متملق
خرس گوشی Kherse gishi همان قصرکشه است به معنای دامنه ی قصر که منطقه و مزرعه ای ...
رته rote ۱آت و آشغال ۲خس و خاشاک ۳خرت و پرت
وریج verij ۱گریزنده ۲بگریز ۳این واژه به گونه ی پسوندی کاربرد دارد
دب کر deb ker ۱صخره ی بزرگی در یکی از مراتع کجور که شبیه دیوی است که سوار ...
دور کلک devar kalek نردبان دو طرفه و ثابت در پرچین جهت عبور و مرور
بابولات baaboolaat روستایی از دهستان زوار تنکابن
چماز چال chemaaz chaal ۱از توابع دهستان ولوپی سوادکوه ۲نام مرتعی در پرتاس سوادکوه ...
هکره hakere

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۱۳۰
mod_vvisit_counterديروز۶۹۰۶
mod_vvisit_counterاين هفته۱۰۰۳۶
mod_vvisit_counterاين ماه۱۸۸۳۵۶
mod_vvisit_counterجمع۱۴۸۴۱۳۱۲

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني