مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
پی کاپ pey kaap پشت پا انداختن فنی در کشتی محلی
آشیخ نیکه aashiKh nike نام بنایی است در دهکده رزن از تترستاق نور
تری تلی teri tali ۱قطعات تیغ گونه ی حصیر ۲چوب و تخته
قوزک ghozak گودی رودخانه – آبگیر
خرنرو Kher naroo کهی است به ارتفاع ۳۶۰۱ متر واقع در خطیرکوه در اطراف سوادکوه ...
هچی لینگ په hechi linge pe کسی که به بهانه ای قصد امتناع از کاری را داشته باشد و با دلایل ...
زور وری zoor vari به زور – زورکی
سرخ پل serKhe pel از توابع دهستان بهرستان لاریجان آمل
کندیل kandil نوعی سبد استوانه ای بزرگ که در آن غله ریزند
کلافه kelaafe کلاف و گلوله ی نخ
چاشم chaashm از توابع دهستان پشتکوه شهرستان ساری
سنگ پشته sang poshte از توابع رامسر
دلنگ و سلنگ deleng o seleng سلانه سلانه
سما گر semaa gar رقاص
ایاپر تیکاپر ayyaapar tikaapar از بازی های کودکانه:در این بازی دو نفر در مقابل هم بر روی ...
سیاپسکین seyaa peskin گوسفندی که خطی سیاه و سفید در دو طرف ران دارد
پف پف pof pof با احتیاط
تو بی یاردن too biyaarden ۱کژ شدن – تاب برداشتن ۲دل کسی را به درد آوردن
تراکنش teraakenesh ۱تیر کشیدن اعضای بدن – نوعی احساس درد ۲بالا و پایین کردن ...
جیر جار هکردن jir jaar hakorden
نالش naalesh ۱آه و ناله ۲ناله ی ناشی از درد بیماری
تج هاکردن tej haakerden تیز کردن
کلار kollaar موج و طغیان شدید آب
همرا دکت hemraa daket ۱دختری که به خاطر عشق خود از منزل پدری فرار کند و به محبوب ...
کارچنگوم kaar chengoom محل و جای دو سر نوهرد در کارگاه پارچه بافی قدیم
بوجیئن boojiyen جدا کردن – سوا کردن
ورمز آباد varmez aabaad از توابع فریم ساری
ملک چشمه malek cheshme مرتعی در نزدیکی روستای زانوس چالوس
خاک و خل Khaak o Khel گرد و غبار
خوتکا Khootkaa چهارتایی – نوعی پرنده آبی
گندلیک gendelik غلت خوردن
گوت گوته هکاردن goot goote hekaarden حرف را دهن به دهن کردن – یک کلاغ چهل کلاغ – نق نق زدن
دتی deti اصطلاحی در پارچه بافی سنتی که دو نخ از شکاف شانه ی کارگاه ...
دسی خرس dasi Khers ۱بازیچه – ابزار دست ۲آدم بسیار چاق و بد لباس
چغراد cheghraad قسمت نرم بینی – غضروف بینی
بی خو bi Khoo بی خواب
هزیر hezzer آبروی کسی را بردن – هتک حرمت کردن
اوزم oozem ۱گرداب ۲نقطه ای بلندی که آب از آن بیرون ریزد ۳آبگیر
که آ ke aa کی؟ چه وقت؟
تل مج tal mej تلخ مزه
خال کاچ Khaal haach
نون رزه noon reze خورنده نان – ریزه نان
کا دزوئه kaa dazooe انباشته از کاه
کرهی karehi شب صاف و مهتابی که در آسمان لکه های سفید ابر دیده شود
بکلانیین baklaaniyan ریختن
ورمز varmez گیاهی هرز که در کشتزار برنج روید
جا بیتن jaa bayten برای کسی جا در نظر گرفتن – جا شدن
سوتی sooti سوختگی
خشاوند Kheshaavand خویشاوند
پاره ببین paare babeyan پاره شدن

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۶۸۱
mod_vvisit_counterديروز۷۷۵۴
mod_vvisit_counterاين هفته۲۱۱۵۱
mod_vvisit_counterاين ماه۱۷۸۴۱۳
mod_vvisit_counterجمع۱۴۳۹۰۲۹۹

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني