مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
پخک peKhek سکسکه
چرخ هادان charKh haadaan ۱حول یک محور گرداندن چرخاندن ۲گردش دادن
درم daram
ترکمان ریش terkemaan rish دم اسبی – نام گیاهی با برگ های سوزنی و مطبق
تلم talem از توابع چهاردانگه هزارجریب ساری
مرغنه زردی marghenezardi زرده ی تخم مرغ
تولک بردن too lak borden زمان ریختن پر پرندگان و مرغ
مترامترا metra metraa آهسته آهسته – نرم نرم
چو بازی choo baazi ۱نوعی رقص ۲از انواع بازی های بومی
گاور gaavoor نام محلی در تنکابن که راه سه هزار از آن می گذرد
پش دمال pesh demaal پس و پیش – جلو و عقب
مول مولی mool mooli زیرکی به خرج دادن – با تظاهر به سادگی بهتر و آسانتر از دیگران ...
یاد بیاردن yaad beyaarden ۱به خاطر آمدن – تداعی شدن دانسته ها ۲به یاد آوردن
لچه پرتنک lochche perttonek گرداندن لب به نشانه ی نپذیرفتن چیزی یا خوش نیامدن از کار ...
الال elaal از توابع دهستان نرم آب دو سر ساری
دغلباز daghel baaz تقلب کننده – کسی که در بازی تقلب کند
اسب – چرا asbe char نام مرتعی در آمل
پلک pelak پل کوچک که با سنگ یک پارچه یا چوب ساخته شود
هلوآن halooaan روستایی از توابع سه هزار تنکابن
چارچنگ chaar chang حرکت روی زانو و دست ها به هنگام درد یا اضطرار
آلم چر aalem char چرای کشتزار توسط دام بعد از برداشت محصول
پیلم کوتی paylem kooti نام رمتعی در نزدیکی کیاسر ساری
افراجاری efraajaari ۱محل رویش افرا در جنگل ۲نام مرتعی در کجور
بف کلا bef kelaa روستایی از دهستان چهاردانگه سورتچی ساری
شق shaghgh سفت راست و محکم
برش barosh ۱بزن – با شدت و پیاپی بزن – با چوب بزن ۲امر به زدن درختان ...
بوشتن booshten ۱سوختن ۲به ناگهان از جای پریدن
تالان تالان taalaan taalaan ۱غارت – هرج و مرج ۲کلان کلان – خروار خروار
واچک vaachak از توابع تنکابن
سبیک سبیک بزوئن sebeyk sebeyk bazooan ول گردی کردن
گیلان شا gilaan shaa از پرندگان بومی منطقه
فرتی ferti ۱فردی که زود به خشم آید ۲کسی که رفتارش ثبات ندارد
جنگ jang ۱پیکار – مبارزه – دعوا ۲زنگ فلزات
کشه لا kashelaa کشاله ران
کچب مله kacheb male از توابع چهاردانگه ی هزار جریبی ساری
سرین serin روستایی نزدیک آلاشت سوادکوه
کیلکا kilkaa نوعی ماهی ریز دریا
قلادوش ghelaa doosh نام قلعه ای قدیمی که خرابه های آن در نزدیکی دهکده ی پلور ...
چله شور chele shoor غسل روز چهلم پس از زایمان
آوسن بین aavessen bayyen ۱آبستن شدن ۲باردار شدن
آبادی aabaadi روستا ده آبادی
گالوج gaalooj جوال دوز
بال – بکت baal baket ۱توان از دست داده – نیازمند به کمک دیگران ۲تنگدست
پلنگ لره palange lere پلنگ تلی پلنگ تله
برار زه beraar ze برادر زاده
لیسک lisek ۱حلزون ۲آذرخش
گلک gelek طایفه ای در منطقه ی سوادکوه
اون دیم oon dim ۱پس از آن – سپس ۲آن گاه ۳ظرف
بپاش bepaash ۱بپاش ۲کج باران
شا پلافه shaa pelaafe نام قلعه ای قدیمی در کجور که آثار آن بر روی کوهی به نام رستم ...

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۱۱۶
mod_vvisit_counterديروز۴۰۹۱
mod_vvisit_counterاين هفته۱۳۱۶۷
mod_vvisit_counterاين ماه۵۷۶۱۷
mod_vvisit_counterجمع۱۱۶۹۶۰۵۴

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني