مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
جوزا joozaa ناتنی
په دکتن pe daketen ۲معشوقی که بدون اجازه ی پدر و مادر به همراه عاشق روانه شود ...
شرپاس sherappaas صدای افتادن جسمی در آب یا جایی
چلخ بویین chelleKh baviyan ۱کز کردن – جمع شدن ۲افلیج شدن ۳شکسته شدن اعضای بدن و آسیب ...
سور بچاردانیین soor bechaardaaniyen مهمانی دادن
په بره pebare قسمت داخلی آغل بره که محل تجمع گوسفندان ندوشیده است
کله قد kole ghad نوعی ناسزا به افراد کوتاه قد
گوربن goor ben مرتعی جنگلی در راه مالرو سنگان به کجور
وهر veher ۱باز شدن حصار دور مراتع یا باغ ۲سوراخ – درز – شکاف
گگلی gegeli ۱از اجزا و لوازم گهواره ۲بسیار صمیمی و نزدیک
پاک سر paak sar خوشه بستن یکنواخت و کامل برنج در شالی زار
پوته مغز poote maghz کله خشک – تهی مغز
خوم Khoom ظرف بزرگ سفالی
دبک debak ۱دیو کوچک ۲نوعی گندم که خوردن آن گیجی آورد
بینگن bingen بینداز
قلاج نون ghollaaje noon نوعی نان ضخیم
او کشی oo kashi عمل قطع کردن آب شالیزار
دوک dook ۱برجسته – ناهموار ۲با سرعت راه رفتن ۳بلندی ۴راست
سرد او sard oo آب سرد
جولا joolaa ۱بافنده ۲نام طایفه ای بزرگ در رامسر
لت به سر lat besar ساختمانی که بام پوش آن تخته ای باشد
کپالینگه kopaa linge پایه ی ضخیم و ستبر کوپا که درگذشته فقط از چوب ساخته می شد ...
جریک پریک jerik perik صدای پرندگان کوچک مانند:گنجشک
دبچیین dabchiyan ۱جمع و جور کردن ۲مرتب کردن
رسم rasm نام مرتعی در حوزه ی شهرستان آمل
دسکه ماس daske maas چوب بالای پادنگ که پادنگ کوبان برای حفظ تعادل آن را نگه می ...
تلاشا telaashaa مرتعی در روستای شیرنوا ی کتول
خک Khek ۱شکم ۲در مقام تحقیر به شکم برآمده و بزرگ گویند
بوار bevaar ۱گریه کن ۲ببار
دار کنده daar konde
تلم کرک talem karek حلقه ای چوبی از شاخه های قابل انعطاف که به دور کندو پیچند ...
اوگردشی o gerdeshi ۱گرداب ۲آب گیر ۳نقطه ای از بلندای صخره که آب از شکاف آن به ...
کچه رک kache rek ۱نوعی ابزار در تراشیدن قاشق چوبی ۲وسیله ای برای بیرون آوردن ...
پچر pe char ۱مراتعی که ابتدا مورد چرای گوسفندان و سپس رمه های گاو قرار ...
پلج pelej ۱تاب خوردن ۲پیچ و تاب دادن
شر بت shar bet ۱شربت ۲نوعی علف هرز
رئو rao مگس سرکه – حشره ای کوچک
پر هایته par haayte پرگرفته – پرواز کرده
چشم نظر دئا cheshme nazer deaa دعایی که برای دفع عوارض چشم نظر خوانند
تلی ککه tali kake نام درختچه ای پرتیغ
گل به جار galbejaar بخش بالایی
انده ende ۱می آید ۲از مصدر پهلوی متن matan
جزپوست joz poost پوست سبز گردو
چسه chesse برای چه؟ چرا
سبک او sabakooo آب سبک و گوارا
قه gha ۱گریه ۲داد و فریاد
پرتودکته pertoo sakete ۱لب و لوچه آویزان ۲نگران ۳نومید و سرخورده
شیماله shimaale سرشاخه های درخت لیلکی و درخت گل ابریشم که در گذشته آن را ...
دانه بپاشتن daane bepaashten بذر پاشیدن
خون مال Khoon maal جای خون – نشانه ی خون

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۶۹۹
mod_vvisit_counterديروز۵۲۱۷
mod_vvisit_counterاين هفته۱۱۳۰۲
mod_vvisit_counterاين ماه۷۹۴۰۸
mod_vvisit_counterجمع۱۳۲۲۹۷۴۸

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني