مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
دس میراب das miraab آورنده ی آب – آب رسان
خادا khaadaa خدا یزدان آفریدگار
توتو toto آویزان – آویخته
ماکه maakke شیری غلیظ و مقوی که پس از زاییدن گاو دوشیده شود
شاکیله shaakile نهراصلی – جوی بزرگ
کلاگر kelaager کوزه گر
شیوار shivaar ۱دره ی کوچک – فرو رفتگی بین دو قطعه زمین ۲زه کش زمین باتلاقی ...
غو بردن ghoo borden ۱رها شدن تله ۲از کار افتادن
شل پتی shel pati آبکی و رقیق
خاش خند khaash khond خوش آواز
شونه کوه shoone kooh دره ای در بالای علم کوه به ارتفاع ۴۳۲۵در منطقه کلاردشت واقع ...
نق نقی negh neghi کسی که بسیار نق زند
بیری beyri از توابع دهستان بیرون بشم کلاردشت،عباس آباد
شورمس روآر shoormas rooaar از توابع پل سفید سوادکوه
جنیغ jenigh تخم پنبه روغن کشی که برای خوراک دام به کار رود
را را raa raa مخطط – راه راه
تاری مله taari male از توابع لاله آباد بابل
لپسنه lapsone پولی که خانواده ی داماد در هنگام بله گفتن به عروس دهند
آکوله سر aakoole sar روستایی در تنکابن
تیر و تار tir o taar
پنجیک panjik پنجمین شب تولد نوزاد که به طور معمول جشن گرفته می شود
چسکه cheske ۱خیلی کم ۲قطرات آب،ترشح قطرات آب،قطراتی که از سقف بچکد ۳مرز ...
موس پیزی moos pizi موس پیزی
گت لوه gat lave دیگ بزرگ
کود هاکردن kood haakerden روی هم انباشته کردن
پره pare ۱تیغه ی چوبی ۲اولین اتاق تالار ۳ایوان ۴هرچیز دم دستی
سر بور sar boor از توابع دهستان زوار تنکابن
ویشار vishaar هوشیار بیدار
تلخن telKhan ۱خوف کردن – پنهان شدن از ترس ۲شکمو
پیش بن pish ban ۱تکیه گاه – نقطه اتکا ۲کمک – یاور ۲ پیش بند
کاب بزوئن kaab bazoen ۱حرکت سوار،هنگامی که پاشنه ی پا به شکم اسب بزند دا اسب به ...
خیارلم Kheyaar lam خیارلم
بنفش تپه benafsh tappe روستایی در فاصله ی دوازده کیلومتری جنوب غربی بندرگز که نام ...
پرزین par zin خار و خاشاکی که در پشت بند و سد جمع شود
بیم bim ۱آسمان کم ابر ۲رطوبت ۳سرزمین ملک
شمیون shamyoon از توابع بندپی بابل
مخش هکاردن maKhsh hekaaeden ۱کار شگفت انگیز کردن در ورزش ۲تمرین کردن ۳قدم رو کردن سرباز ...
قداره ghedaare ۱نوعی تاوه ی بسیار بزرگ با دو دسته ی کوتاه در طرفین ۲کاسه ...
کوه گندی koohe goendi کوهی در شش کیلومتری جنوب خاوری روستایالسان به ارتفاع ۲۶۱۰متر ...
خورد مار Khoorde maar نامادری – زن بابا
کر لت ker lat تخته سنگ بزرگ
حروم – لاقمه haroom laaghme لقمه حرام – آدم حرام خوار
خر گس Khar ges ۱درهم ۲گردن کج ۳آسیب دیدگی گردن که کج شدن آن را در پی دارد ...
جرد و برت jerd oo bert پاره پوره
آغوزک aaghoozek علفی تیغ دار که صحرایی است
غرباش بزه gharbaash baze نوعی نفرین
کله کشی kele kashi ساخت و احداث جوی آب جوی درست کردن
اسبیهن esbihen از فرآورده های لبنی مانند:ماست و پنیر
گوش پرغالی goosh par ghaali نشنیده گرفتن – تظاهر به نشنیدن
دقیشتن daghishtan سینه خیز رفتن

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۹۳
mod_vvisit_counterديروز۳۱۰
mod_vvisit_counterاين هفته۵۰۳
mod_vvisit_counterاين ماه۵۰۳
mod_vvisit_counterجمع۱۱۵۶۳۲۸۱

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني