مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
شا کرم shaal kerm نوعی علف صحرایی شبیه ارزن
پیر سری pir sari سرپیری
گم بویین gom baviyen گم شدن
گره کنیف gare kanif
کاشدال هکاردن kaashdaal hekaarden کشتار کردن – سر بریدن جانور
وز vez ۱صدای کوتاه و ناچیز مثل صدای بال مگس ۲کفک غذا
چنک chank مژده
تندیک tandik نوک و منقار پرندگان
بور boor زمینی که چندسال شخم نشده باشد
شاب به شاب shaab be shaab قدم به قدم – گام به گام
جک jek ۱نیرو – توان
شست کلا shast kelaa نام مکان و رودخانه ای که از ارتفاع ۱۹۰۰ متری کوه های قل بلاع ...
بنوم bannoom بندام
اسپرز esperez ۱روستایی از دهستان میان دو رود ساری ۲از توابع دهستان اندرود ...
چپون سری chapoon serey مرتعی جنگلی در حومه ی نوشهر
بنه – تق bene tegh بن کار
جدلوک jadelook جرزن در بازی – جرزننده – جدل کننده
پرکوه par kooh از توابع دهستان بندرج شهرستان ساری
بنجوسن benjoossen ۱پودر کردن – ریز کردن ۲جویدن ۳ایجاد دعوا و درگیری ۴توبیخ ...
سرشت sarosht ۱رمیده ۲گوسفندی که دفعتا از روی ترس از گله بگریزد
تورک toorak تبر کوچک
زا گو zaa goo گاو شیرده
چپش chapesh بزغاله ی نر و بالغ نشده
رز رز rez rez ۱خرد خرد ۲جو پوست گرفته
وینگوم vingoom ۱بادنجان ۲گردوی بزرگ
بی وخت bivaKht ۱بدهنگام ۲ناگهان
هزئن hezoen ۱قرار دادن ۲گذاشتن ۳در پوش دیگ را بر روی آن نهادن ۴فرو کردن ...
ماس مالی maas maali کارها را سرسری و با بی دقتی انجام دادن
کیجاجانک kijaa jaanek ترانه
پرزین parzin ابزاری آهنین و مشبک که در جوی تعبیه کنند تا خاشاک پشت آن ...
شاکیله shaakile یکی از نهرهایی که به خلیج استرآباد ریزد
غافل ghaafel ۱آرام – ساکت ۲بی خبر
گردله gerdele گرد و مدور
ارش aresh واحد طول به اندازه ی نوک انگشت وسطی دست تا آرنج
کل آکردن kel aakerden شخم زدن
دو دله do dele به هنگام دویدن
بز می تا bez mi taa ۱ریسمان ۲نخی از جنس موی بز
واجبی vaajebi نوره داروی نظافت موهای زاید
شد هکاردن shed hekaarden فاسد کردن
تینه tine از روستاهای بخش دلارستاق آمل
ارکه – ما arke maa از ماه های مازندرانی مطابق با فروردین ماه خورشیدی
زولنگ انار zooleng enaar از انواع غذاهای بومی که از دانه ی انار ساییده شده و برگ سبزی ...
بکا bakkaa ۱نوعی سوسک ۲نوعی موریانه ۳حشره به زبان کودکان
هپل هپو hapel hapo ۱نامرتب در پوشیدن لباس – وارفته ۲پهلوان پنبه
شش shesh ۱رودخانه ای که در اثر گرما خشک شود ۲جگر سفید – شش ۳از بیماری ...
دکو dekoo
سرینگه saringe چشمه و مرتعی در نزدیکی لاشک کجور
کئی مسما kaei mosammaa خورشتی از کدوی سرخ کرده،تخم مرغ و گوجه
گته پل gate pal گل بابا آدم خود رو و جنگلی
رخه reKhe ریشه – ریشه ی درخت

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۷۶۴۲
mod_vvisit_counterديروز۷۴۴۵
mod_vvisit_counterاين هفته۳۵۷۶۶
mod_vvisit_counterاين ماه۱۱۲۹۸۱
mod_vvisit_counterجمع۱۵۷۹۳۴۱۱

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني