مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
هور هور hoor hoor ۱گریه کردن – اشک ریختن فراوان همراه با فریاد و ناله ۲صدای ...
پا بند paa band از توابع دهستان چهاردانگه ی هزارجریب ساری
وارنگ vaareng
قلماق ghalmaagh استخوان ران
سفالی sofaali ساقه های برنج دسته شده که دانه های آن را تکاندن و بر زمین ...
آب نوس aabe noos چیزی که بسیار خیس است و آب از آن می چکد
مترز matarz نام محلی در قسمت شمال غربی کلاردشت در مسیر تنگ راه
چلکن chelken چرکین – چرکی
گارگار gaar gaar ۱صدای آتش تند – گرگر آتش ۲پیوسته – پیاپی
سرخن کلاته sorKhan kelaate روستایی در شرق گرگان
بین baeyen شدن بودن
درزنان توهدائن darzenaan tohedaaen نخ سوزان را تاب دادن
تس بن داشتن tes ban daashtan سست بودن
شتل بازی –هکاردن shatel baazi hekaarden جرزنی کردن
سوت سر soot sar از توابع دهستان کسلیان قائم شهر
ا غلد o ghald جای ورود آب به کرت شالیزار
سر سیکا sar sikaa صدر اتاق
اون کتره on katre آن بار – آن دفعه
مهیج mahij کشمکش
دنگ dang ۱چخماق تفنگ ۲آبدنگ
کل گاک kal gaak از مراتع لنگا واقع در منطقه ی عباس آباد
قیل ghil ۱اسب سفید با خال های سیاه ۲قیر
اون وخت oon vakht آن زمان – آن وقت
خف بییردن Khaf biyarden در اثر خفگی مچاله شدن
نترس maters آدم بی باک – شجاع
حصبه نو چاقی hasbe noo chaaghi ۱بیماری حصبه ۲نوعی نفرین که براساس آن برای مخاطب آرزوی دچار ...
ترکنش terekenesh ترکنش
کوس بزئن koos bazoen فشار آوردن،زور زدن،کسی را در برابر معذوریت اخلاقی قرار ...
واش ورین vaash verin ۱داس علف تراشی ۲نام مرتعی در آمل
کالم kaalom طویله
پش بیموئن pesh bimooan ۱روی دادن – رخ دادن ۲قاطی کردن – دیوانه شدن ۳جلو افتادن ...
پس کفا دوسن pas kafaa davessan بستن روسری از پشت
مافوری هاکردن maafoori haakerdan پوزه بند زدن بر چهارپا
کشیده kashide ۱سیلی ۲آدم بلندقامت
گهون gehoon نوعی گیاه خاردار که جهت افروختن آتش مورد استفاده قرار گیرد ...
کمش komesh ۱نفس نفس زدن ۲به سختی نفس کشیدن
زئن zaen زدن
ورشت varasht از روستاهای لفور سوادکوه
لنگ به تش leng be tash دراز کردن پا به سوی آتش به هنگام خوابیدن
نرکل nar kal ۱ بز نر ۲گوزن نر
زگ زگ zeg zeg اندک اندک
اهوی ehoy یا – ایا نوعی صدا زدن که از اصوات است
کوکده kookede از توابع لیتکوه واقع در منطقه ی آمل
شا شالک shaa shaalek ۱آهسته آهسته راه رفتن ۲مراقبت کردن از اموالی که پنهان نموده ...
الکایی elkaai از خاندان های مقیم در روستاهای ناندل دلارستاق آمل
گینگنی gin geni ۱تودماغی حرف زدن ۲نوعی زنبور
شو کور sho koor شب کور – کسی که در شب بینایی کافی ندارد
سگ وان sag vaan نگهبان سگ – سگ بان
استیرد – کلا estirde kelaa روستایی از دهستان بیشه بابل
بی مار bi maar بی مادر – یتیم

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۷۶۷
mod_vvisit_counterديروز۲۹۴۰
mod_vvisit_counterاين هفته۶۰۰۲
mod_vvisit_counterاين ماه۸۱۱۳۱
mod_vvisit_counterجمع۱۳۳۶۸۴۹۴

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني