مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
کشتله keshtele از توابع گنج افروز بابل
دس پاچه das paache ۱دستپاچه ۲وارفته
بکش bakesh ۱وزن کن ۲نقاشی کن ۳به طرف خود بکش ۴هیاهوکننده – جنجالی ۵دلال ...
مول مولی mool mooli زیرکی به خرج دادن – با تظاهر به سادگی بهتر و آسانتر از دیگران ...
وجین هکاردن vejin hekaardan علف های هرز مزرعه را پاک سازی کردن – وجین کردن
ودد vaded غده ی چربی
هاتل بن haatel ban ۱دو چیزی که اتصال کمی به هم داشته باشند تماس نه چندان محکم ...
مبارک با mebaarek baa مراسمی که در آن خانواده ی داماد پس از بله گرفتن به اتفاق ...
کاتم سری kaatem sari پارچه ای که در قسمت انتهای موی بافته شده،با مو بافته شود ...
جان – سر – وشت jaan sar vasht از جان گذشته
لات لنگا laat langaa از توابع لنگای عباس آباد
سگ باد sag baad گرفتگی ماهیچه ی پا
هوایی hevaaei ۱پوچ و بی معنی ۲از مرز متعارف خارج شدن ۳آدم سر به هوا
پایین مرگو paaein margo از توابع دهستان بندرج ساری
دار زله daar zele برفی که روی شاخه های درخت بماند و یخ بزند
ویل vil ۱پافشاری ۲رها هرزه افسار گسیخته
سلیاکتی salyaaketi از توابع دهستان ناتل کنار نور
اغر oghor ۱طرف – سوی ۲پرسش از قصد مسافرت مخاطب
ماره maare ۱بزرگ،سرور ۲هریک از چند گردوی شمرده شده که کنار گذارند و ...
خرزا Kher zaa خواهر زاده
دان daan مخفف دهان
خشک کل Khoshke kal سرشاخه های خشک درخت
منات menaat ۱نوعی گردن بند ۲نوعی سنگ قیمتی
توپ گاندله toop gendele
په بییتن pe baeiten ۱پی گیری کردن ۲از هم گشودن ۳باز کردن چیز بافته شده
کل به کل هدائن kal be kal hedaaen دو نفر را به جان هم انداختن ایجاد دعوا و درگیری
کرات کتی بن karaat keti ben از توابع میان رود پایین شهرستان نور
کین kin ۱نشیمن گاه – کون ۲پایین هر چیز ته
دزر کلا dezerkalaa روستایی در بلده واقع در حوزه ی کجور
بولنی boolenni لگدمال شده
ارازجوش eraazjoosh ۱اندوه ۲غصه ۳حسرت حرص و جوش خوردن
قداره ghedaare ۱نوعی تاوه ی بسیار بزرگ با دو دسته ی کوتاه در طرفین ۲کاسه ...
غال غال ghaal ghaal جوش جوشش
هکی شئن hekisheen بر روی زمین کشیدن
اسبه اسبه هاکردن esbe esbe haakerdan ۱متمایل به سفیدی ۲نمایان شدن جسمی که بواسطه ی دوری راه قابل ...
بیلانگ bilaang ۱بزرگ ۲درشت
هائیت haait ۱گرفته شده ۲خریده شده
هدهیر hada hair بده،بستان
افرایی afraai ۱محل رویش درخت افرا در جنگل ۲نام مرتعی در کجور
پلاسمه pelaasme پوست خشکیده ی توام با خون بر روی زخم
پیل pil ۱پول ۲پل(کتول)
تونگلی – دار – داز toongeli daar daaz داسی که دماغه ی بلند و نوک تیز دارد
یک کوم yak koom ساختمانی که شیروانی آن شیبی یک سویه دارد
سلات sallaat سرباز روس – سالدات
شخ کاردن sheKh kaarden ۱فریب دادن ۲راضی نمودن
تش پشتی tash poshti کنده ای بزرگ که در پشت آتش قرار دهند
لب لبو lab laboo ۱تمشک ۲نرم – ملایم ۳خیلی چاق و شلخته
ابییا abiyaa نام پرنده ای است که زیست گاه آن جنگل های نیمه تاریک و مرطوب ...
خیار درجن Kheyaar darejen خیار خردخرد شده که برای سفره آماده باشد
نشا بموئن neshaa bemooen رشد بذر در خزانه و آماده شدن برای نشا

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۳۴۴
mod_vvisit_counterديروز۳۳۱۴
mod_vvisit_counterاين هفته۱۸۷۳۷
mod_vvisit_counterاين ماه۷۴۴۱۶
mod_vvisit_counterجمع۱۱۹۲۰۵۶۸

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني