مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
تینوک taynook گوساله تازه به دنیا آمده
سال ون saal van پیشانی بند
درزنی ورزنی هکاردن darzani varzani hekaarden دزدیدن – کش رفتن
سنگ گیرن sang giron به قصد خارج کردن مواد خارجی از گلوی طفل،نزد طبیب بومی رفتن ...
یه کش ye kash یک بار
بیدار هکاردن bidaar hekaarden ۱بیدار کردن ۲سرپا کردن
کریس karis منطقه ای از رودخانه که آن را با ترکه های چوب محدود کنند تا ...
مردها mardhaa نام یکی از اقوام ساکن در تبرستان پیش از ورود آریایی ها
نکره nakare ۱خشن ۲زشت – ناموزون
بربیموئن barbimooan توانایی داشتن – از پس کاری برآمدن
تنه ور tane var ۱نزدیک شدن به اشخاص ۲اطراف بدن
سییو کمر siyo kamer به گاو سفیدی گویند که کمر آن سیاه رنگ باشد
پقه لوم peghe lom ترکه ی کمانی شکل تله ی پرنده که نقش نگاه دارنده ی نیروی محرکه ...
ناخون naaKhoon نخون
آتیش بکوئشتن aatish bakoshten خاموش کردن آتش
جزر jazr شکنجه – محرف زجر رنج و عذاب
نگین دار nagindaar از انواع گوشواره
چپ چدار chap chedaar بستن یک سدت و یک پای ستور به هم،به گونه ای که نتواند بگریزد ...
شاه علمدار shaah alamdaar کوهی با منطقه ای تاریخی در کلاردشت
او خئس o khoes ازماک
فلم falm گیاهی ییلاقی که دارای دوبرگ پهن در نزدیک زمین و یک ساقه ی ...
شال بک خربزه shaal bok Kharbeze نوعی خربزه
زاما سلام zaamaa selaam نوعی آداب زمان نامزدیبراساس این رسم،پس از مراسم نامزدی،مادر ...
مادکتی maa daketi ماه گرفتگی
زینه ولک هاکردن zine valk haakerden آماده کردن اسب برای سواری – زین و یراق کردن
بلمک balmak خزه ی درختی
کلچور بین kalchoor bayen کنایه از:به پایان رسیدن کاری
خورده برار Khoorde beraar برادر کوچکتر
رباپلی ro baapeli پروانه ای که به رنگ قهوه ای سوخته و یا روشن که در باور عامه ...
شهر یوش shahrvash پسر هزار اسپ از شاهان پادوسبانی رستمدار تبرستان که مدت بیست ...
ایوا ivaa از توابع دهستان میان رود بالا در شهرستان نور – نام دهکده ...
ملیجه malije گنجشکدر بهشهر به مورچه گویند
زام zaam زایمان
زپچ zapech زردنبو
ا – زی o zi ۱کنایه از هم خوابگی زیاد ۲زیر آبی رفتن
تلم tolom گاو ماده ی جوان – گوساله ماده
رزان rezaan ۱از توابع دهستان بیرون بشم چالوس ۲نام مرتعی در آمل
یک پر yak par رشد مرحله ای برنج
وشنن veshennen ۱باز کردن هر چیز ۲باز کردن دسته های شالی بعد از مرحله ی اول ...
سرجه کلا sarje kelaa از توابع دهستان بندپی بابل
سخت کش saKhte kash ۱زه و هر چیزی که به دشواری کشیده شود ۲آدم مقاوم و پایدار
هترک heterk بنشین – از روی تحکم،امر کردن به نشستن
ماس و دو maaso doo ماست و دوغ
خوشه تک Khooshe tek نیم خوشه ی شالی
شالینگ چال shaaling chaal از توابع بندپی بابل
خریس Kheris مرتعی در نزدیکی امام زاده حسن سوادکوه
کاوی ون kaavi von به کسانی گفته شود،که در نقاط مرتفع و دور از آغل مراقبت رمه ...
خرابی Kheraabi ۱ویرانی ۲زباله – آشغال
کلپت kalpat ۱نان برنجی ۲فرصت طلب
دسله desele از توابع دهستان چهاردانگه ی ساری

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۶۲۹۲
mod_vvisit_counterديروز۶۲۶۲
mod_vvisit_counterاين هفته۳۷۷۷۶
mod_vvisit_counterاين ماه۱۹۰۸۶۸
mod_vvisit_counterجمع۱۳۸۰۳۷۶۷

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني