مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
رخ کن raKh kan رخت کن حمام
پرجن – بزوئن parjen bazoen الک کردن
کل هدائن kal hedaaen
گپه گپه gappe gappe آوایی که از گفتگو پدید آید
مغر پران maghez paraan ابزاری رشته رشته و چرمی که بر پیشانی اسب بندند تا حیوان از ...
تیر تیره tir tire نوعی بازی است که در مراسم عروسی و درون خانه انجام شود
آسونی aasooni به راحتی آسانی
کی kay ۱چه وقت کی ۲بازی سرگرمی
تپ تپ tap tap از اصوات است مانند:برخورد کف دست با آب راکد – کوبیدن متوالی ...
کلوته kaloote کلاه ویژ ای که بانوان بر سر گذارند این کلاه جنبه ی تزیینی ...
سیدک sayyedak خروس کولی نوعی پرنده مهاجر
گوش بنی goosh bene عمل سر بریدن گاو گوسفند در جشن ها و عروسی ها
چنگل مزور changel mezavvar نوعی خورشت که با چغندر درست شود
مانه هکاردن maane hekaarden ۱نازیدن به چیزی ۲زیاد به خود بالیدن
نم بزوئن nam bazooen ۱باران کوتاه مدت ۲نم زدن
گینگنا gingenaa ۱تو دماغی حرف زدن ۲نوعی حشره که در مکان های بدبو پرواز کند ...
زرگر مله zarger male از توابع ازرک جنوبی بابل
بجی bajji بپر
دناین danaayan نهادن
لپلم laplem از ارتفاعات بخش یانه سر واقع در هزار جریب بهشهر
برازه – تا beraaze taa نخی که گوشت را جهت خشک کردن بر آن می آویختند
اشچال ashchaal نام مرتعی در آمل و در آلاشت سوادکوه
خرمنی چال Khermani chaal از توابع دهستان زیرآب سوادکوه
جازن دنگ jaa zan dang چکش چوبی که دنده های آهنی به آن وصل است و با آن برنج را کوبند ...
هداشت hedaasht ۱واداشتن ۲تکیه کردن
سبوک سنگین sabook sangin ۱سبک و سنگین ۲ارزش گذاری براساس حدس و گمان
شی ور shi var دختر دم بخت
سیا هلا seyaa helaa چوبی که به طور مورب در پشت بام خانه های روستایی قرار گیرد ...
رکنده rekende رنده کننده
کفتر کار kafter kaar کوهی در شمال خرکشت که از شمال به رود نکا و از مغرب به رود ...
پیدابک peydaabak مرتعی در روستای لاشک کجور
زنجیرک zanjirek چرخ ریسک
پارین paarin ۱پیراز سال – دو سال گذشته ۲واژه ی پار و پیراز در نقاط مختلف ...
کتل گالی kotel gaali کنده ای مخصوص و بزرگ جهت گذاشتن در کنار اجاق،برای سوختن ...
غرشل هکاردن ghershel hekaarden چیزی را با ضربه ی سریع بریدن
تیت دار tit daar درخت توت
دخسو daKhesoo حالت خمیده – دولا شده
سرا کوگر sara koo gar
کشافه kashaafe ۱هم ارزش،هم اندازه ۲قالب
گردم جار gerdeme jaar ۱چهارزانو ۲شستن با پاهای جمع شده
په سی pe si آخرین برداشت
مرداویج بن زیار mardaavij ebneziyaar
غلطنه ghalotone جریمه تاوان عمل اشتباه
تولان toolaan باغ و زمینی که از زراعت خالی باشد
غج غج ghaj ghaj پرنده ای به سان کلاغ
نپسی nepsi چرت
نچه neche نی کوچک با شکافی مخصوص که دلاکان در قدیم اطفال را با آن ختنه ...
شیریند او shirind ow آب شیرین
تلوس پلوس taloos paloos خوراکی های بی ارزش و علوفه هایی که حیوان از سرناچاری خورد ...
کیماز kimaaz زمینی که یک سال قبل شخم خورده و آماده ی کشت باشد

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۵۷۳۰
mod_vvisit_counterديروز۷۸۳۵
mod_vvisit_counterاين هفته۵۷۳۰
mod_vvisit_counterاين ماه۱۸۰۶۴۶
mod_vvisit_counterجمع۱۶۵۲۹۰۹۳

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني