مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
لاپ و لیپ laap o lip ۱پاره پوره ۲نیمه های فراوان – قطعه قطعه
بز می جوال bez mi jevaal ۱کیسه ی پشمین از موی بز ۲جوال
النگه alenge استخوان ران
کوه مجل koohe mejel کوهی در کلاردشت چالوس به ارتفاع ۲۷۳۳متر
چیش chish صوتی برای متوقف کردن اسب
درد dard ۱گردش کن – دور بزن ۲بازگرد
چرمه کر cherme ker گوسفند کبود رنگ و گوش کوتاه
بم بی bem bay بلند کن
کرش keresh از اصواتکشیدن چیزی بر روی زمین
جم هکاردن jam hekaarden جمع کردن – گردآوردن
درم derem واحد وزن به اندازه ی دو سیر
شیش هکاردن shish hekaarden فریب دادن و برانگیختن کسی برای دعوا لج بازی
خال هکاردن Khaal hekaarden ۱بریدن شاخ و برگ درختان برای خوراک دام ۲برگ کردن شاخه های ...
شوپر پری sho par pari خفاشاز پرندگان پستاندار که اماکن قدیمی و متروکه زیستگاه ...
کور kaver کویر
پیرزا pirzaa فرزندی که بلافاصله پس از بچه ی قبلی به دنیا آید
چنک channek چنده
وارنگو vaarangoo نوعی سبزی خوراکی خودرو
شا اندازی کاردن shaa andaazi kaardan پز دادن و زیاده روی در خرج کردن
چرخی باد charKhi baad از انواع بادها محلی – گردباد
کنه kenne کنده ی درخت
چرچال che chaal مستراح
همیشکی hamishaki همیشه – همواره
تک تا بوسنیین tek taa booseniyen ۱روزی کسی را قطع کردن ۲از وجهه انداختن کسی
کوپری koopperi دسته جمعی – باهم
اشکار پیشه eshkaar pishe از توابع دهستان بندپی بابل
کنل kannel کندو
خوم Khoom ظرف بزرگ سفالی
سنگ ریزه sang rize از توابع دهستان اسفیورد شوراب ساری
چناشک chenaashak از روستاهای کوهسار فندرسک استارآباد
پلشافه pel shaafe استخوان های قفسه ی سینه – دنده
اشر ashaar نام دهکده ای در کوهستان نور
بپرنیین bappereniyen ۱پرتاب کردن ۲دک کردن – با حیله گری کسی را از دایره کاری خارج ...
تش دکتن tash daketen ۱آتش گرفتن ۲سرایت آتش از جایی به جایی دیگر
اسمالیلم esmaa lilem از ارتفاعات بخش یا نه سرواقع در هزار جریب بهشهر
تس بندلو tose band loo گیاهی انگلی و پیچیده شبیه تاک
چاخنی chaaKheni مرتعی در پرتاس سوادکوه
ارفه ده arfe de از روستاهای بلوک دوآب بالا واقع در راستوپی سوادکوه
رخت تنک کر raKht tanek kar ریسمانی که برای خشک کردن لباس مورد استفاده قرار گیرد
کلات kalaat از توابع خرم آباد تنکابن
هئن heen غریدن
اشکمی eshkemi شکمو – شکمباره
خوردی دریا Khoordi deryaa دریاچه
بئو بشنو baoo beshno گفت و شنود
سوبییتن so baitan سوهان زدن – تیز کردن
هزئن hezoen ۱قرار دادن ۲گذاشتن ۳در پوش دیگ را بر روی آن نهادن ۴فرو کردن ...
زی سر zi sar متکا – بالش
گلییه تا geliye taa ۱کلاف کردن نخ ۲یک رشته نخ
بیشتن beyeshten ۱گذاشتن ۲فرو کردن در چیزی ۳نزدیکی کردن و سپوختن
چرتک chertok پاشیدن – پاشیده شدن

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۸۱۷
mod_vvisit_counterديروز۷۱۷۶
mod_vvisit_counterاين هفته۳۲۵۵۰
mod_vvisit_counterاين ماه۱۲۸۵۵۵
mod_vvisit_counterجمع۱۴۵۵۴۰۵۲

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني