مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
تتم کیسه totem kise کیسه ای کوچک که به عنوان ظرف توتون چپق مورد استفاده قرار ...
تب بازی tab baazi ۱توپ بازی ۲ربودن نگهانی جسمی از دست فردی دیگر
اسب – چرا asbe char نام مرتعی در آمل
بند band ۱مستقیم به طرف چیزی یا کسی رفتن ۲بی محابا گذشتن ۳طناب رخت ...
بنگارسن bengaarsson چوب های نازک که برای افروختن آتش به کار رود
بجو bajo بجو امر به جویدن
ترش چنگلو tershe changeloo نوعی آش ترش مزه که با بنشن،کدو،برگ چغندر و سیب زمینی پخته ...
بپلاس – بویین bepelaas baviyan پژمرده شدن – پلاسیدن
تجن tejen ۱نام رودخانه ای در شهرستان ساری که از کوه های البرز سرچشمه ...
شی shi ۱شوهر ۲می رفتی
ساج saaj خط ریش
داله daale ۱نوک پستان گاو ۲حلقه ها و پولک هایی که بر گردن آویزند
تپاتیپ tepaatip سر و صدئای ناشی از شتاب زدگی در انجام کار
تراکنش teraakenesh ۱تیر کشیدن اعضای بدن – نوعی احساس درد ۲بالا و پایین کردن ...
بری beri بره
شار بان shaar baan نوعی بیماری گوسفند
دس بوک das book سوت زدن به کمک کف دو دست و دهان
داغ مال daagh maal اثر سوختگی
شونگ shoovang بانگی که شب پاها برای دور کردن حیوانات آسیب رسان به مزرعه،ادا ...
هی هکاردن hey hekaarden ۱دور کردن و رماندن ۳تأسف خوردن
گرمرود garme rood از توابع کلیجان رستاق شهرستان ساری
پچل pachel کثیف و ژنده پوش
درس ببین dores babeyan درست و راست شدن – کامل شدن – اصلاح گشتن
هنه هنه هکاردن hanne hanne hekaarden ۱ناله کردن ۲نفس نفس زدن
هداشت hedaasht ۱واداشتن ۲تکیه کردن
ممزمون mamzemoon از منظومه های موسیقیایی و حماسی مازندران
بن زا ben zaa طنابی است که هنگام گستراندن دام برای صید مرغابی از قسمت ...
خرم Kharrem ۱هم سنخ – هم پایه – هم ارزش ۲مناسب
رزن razen از توابع دهستان تیرستاق نور
سرآر sar aar بخور
زمه زز zeme zoz گریه و زاری با صدای بلند
تش او tash o تش او
کچ رستاق kachrestaagh از توابع چهاردانگه ی سورتچی ساری
چوپل choo pel پل چوبی
چه بزوئن che bazooen زور زدن پیاپی هنگام شکم روی و زایمان
عجوج مجوج ajooj majooj عجیب غریب
ولا ولا شین velaa velaa sheyan گشاد گشاد راه رفتن
وجا دره vejaa darre مرتعی در زرین گل کتول
چش نظر chesh nazer چشم زخم
چپش chapesh بزغاله ی نر و بالغ نشده
پت و پل pat o pel حرارت – گرما
چادرباف chaader baaf نوعی از بستن چادر
یک دفه yak dafe یکدفعه – به طور ناگهانی – ناگهان – یک بار
خاشکه مر Khaashke mar مارخشکیدر مقابل مار آبی جلگه های شمال البرز که آبزی نیز ...
نی ni نی چوپانی استرآبادی که در شکل و ساختمان این ساز و نوع نواختن،به ...
تمشا temshaa ۱تماشا – تماشا کردن ۲به نمایش نیز گفته شود
کدیر سر kodir sar از توابع کلرودپی واقع در منطقه ی نوشهر
پر بزان par bezaan پر زدن – پرواز کردن
انار مرز enaar marz از دهکده های منطقه ی گیل خواران قائمشهر
یاره – دم yaare dam غروب

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۴۲۱۶
mod_vvisit_counterديروز۷۵۰۹
mod_vvisit_counterاين هفته۱۱۷۲۵
mod_vvisit_counterاين ماه۱۶۷۲۷۹
mod_vvisit_counterجمع۱۵۶۲۱۵۴۱

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني