مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
کل عثمن kole osmon عثمن لنگ – نوعی تشبیه موهن
چوخر سواری choo khar savaari از انواع بازی های بومی استدر این بازی بچه ها،دو چوب بلند ...
سیکازمی sikaa zami مرتع و کشتزاری در نزدیکی نارنج بن نوشهر
لته late باغچه – باغ کوچک و محصور که بیشتر برای سبزی کاری و صیفی کاری ...
په گویی pe gooi پس خوانی کردن در نوحه
این ور in var این طرف – این سوی
تمیزکش خانه tamiz kash Khaane اتاقکی در حمام عمومی که داروی نظافت را در آن جا به بدن مالند ...
اونچی oon chi آن چه
پس بنیشتن pas banishten پس نشستن – عقب نشینی کردن
گرختن goroKhtan گریختن – فرار کردن
جن کوب jen koob چوبی که برای جلوگیری از نشت باران بر پشت بام های گلی کوبند ...
خلنگ – کنا Khelang kennaa ۱چوب چنگک دار جهت آویزان کردن لباس ۲چوب لباسی گالشی
چال بازی chaal bazi تیله انجام گیرد
پیشه پیشه pishe pishe ۱کنجکاوی کردن ۲از چیزی سر درآوردن
سیب بکشیین sib bakeshiyen صدای بلند جانوران
خوردکی Khoordeki بچگی – از بچگی – از کوچکی
لوش تخت loosh taKht صاف کردن زمین شالی زار به وسیله ی تخته یا وسیله ای مشابه ...
آلم aalem ۱ساقه های بازمانده پس از دروی غلات ۲زمینی که هرسال و بدون ...
خرخر Khor Khor لولو که موجودی خیالی جهت ترساندن کودکان است
مانه بسوت maane basoot قله ای در ارتفاع ۳۶۱۵ متری کلاردشت چالوس
تبچی tabchi طبال – طبل زدن
شلی sheli از سرشاخه های رودخانه ی تجن واقع در شهرستان ساری
یشماق yashmaagh عرف آهتسه صحبت کردن عروس نزد اقوام شوهر که به مدت یکسال ادامه ...
سلقه saleghe سلیقه
هست hest ۱بایست ۲بلندشو
خش کفل Khosh kafel خوش باسن
لاپاشمه laapaashme گشاد و شل
کین لس kin les چاپلوس – متملق
جن پری jenne pari جن و پری – اجنه
دو بی doo bay ۱بدو ۲امر دویدن
لار اوسر laar o sar ۱نام دهکده ای در کلارستاق نور و کجور ۲نام روستایی در عباس ...
بتسانیین botsaaniyen ضربه زدن
فسک داشتن fesk daashtan رازداری
مهر ومار mahr o maar
چاک سر chaak sar ۱کنار دریا ۲مدخل ورود رودخانه به دریا ۳مکان یا محلی که در ...
هکه ای hekkeI ۱متلون ۲دگرگون مزاج
رج هکاردن raj hekaarden ۱نشان کردن ۲نشان چیزی را گرفتن ۲درست کردن کاری یا چیزی ۴پیدا ...
لسه lase ۱میانه ی شکم و ران ۲جای شل
کفتل زنی kaftelzani از بازی ها:نوع بازی:پسرانهتعداد نفرات:دو نفر یا بیشتر(اختیاری)ناحیه ...
کلاچ kelaach ۱حیوان دو رنگ ۲هر چیز زشت و بدقیافه
دل بردن del borden غش کردن – بی حال شدن
کنگل kangal گیاه کنگر
در کشین dar kasheyan ۱خارج ساختن – بیرون آوردن
ازازیل azaazil وارد – خبره
زاغ آفتاب zaagh aaftaab آفتاب تند
کف گلز kafgelez کف کردن دهان در حالاتی مانندترس و غش
مرم دره merem darre دره ای در منطقه هزارجریب بهشهر
جزدار بن jozdaarben ۱روستایی در قائم شهر ۲دهکده ای از بیرون بشم نوشهر ۳روستایی ...
گندماک gandemaak ۱زگیل ۲برجستگی های کوچک و دان دان در بدن
سر لنگ sar leng ساق پا

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۸۶۴
mod_vvisit_counterديروز۷۵۲۴
mod_vvisit_counterاين هفته۹۳۸۸
mod_vvisit_counterاين ماه۱۸۴۳۰۴
mod_vvisit_counterجمع۱۶۵۳۲۷۵۱

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني