مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
زون دگاردانیین zevon degaadaaniyen موضوع سخن را عوض کردن
او ا oo a از ادات تعجب
غرنش ghornosh بانگ خر
کر بور ker boor گوسفند بی گوش و سیاه رنگ
بال اشکن baalesheken کار را ناتمام رها ساختن – کار نمیه تمام
چهارده chehaar de روستایی در سدن رستاق غربی شهرستان کردکوی که در محل به چاردی ...
ره re سوراخی در ته تنور یا کوره برای مکش هوا
سیا او seyaa ooo آب معدنی که از زمین های جنگلی جوشد
شغاله sheghaale گردوی بزرگ در گردوبازی
لوچه – ترکاردن loochche tarkaarden از چیزی کمی نوشیدن
خفه بویین Khafe baviyen ۱خفه شدن
کرکرا ker keraa مار از تخم درآمده – بچه مار زرد رنگ – نوعی مار که ریز جثه ...
خورد فنی Khoord feni فردی که بینی کوچکی داشته باشد
نوم nom نام
وختی vaKhti وقتی
کل پیج kal pij چوبی که روی بند یا طناب لباس به عنوان قیم گیر دهند تا با آن ...
کیله لو kile lo کنار جویبار
کنار بین kenaarbayyen زایمان کردن
قوشچی ghooshchi از دهات واقع در منطقه ی بابل
پلیس بیته palis bayte پایان یافتن اندک چیزی که باقی مانده باشد
چلینگر chelinger چلنگر
دودمون doodmoon دودمان
وونگ voong بانگ – بانگ گاوان
روجن rujen ۱پنجره ۲روزنه
کشته قد keshte ghad واحدی است به طول یک کشت که با آن ریسمانی به طول حدود دومتر ...
پنی peni آدم خشن و بداخلاق
هدی دینگئن hedi dingoen به هم آوردن دو چیز و پوشاندن چیزی با چیز دیگر
نقره – پل neghre pel رسمی در مراسم عروسی که براساس آن به هنگام عبور عروس از هر ...
هرسا heressaa ایستاده – استوار
کاکل kaakkel بالا و انتهای درخت یا هر چیز دیگر
ترجی قله terji ghalle
آروسک بازی aaroosek baazi عروسک بازی
زیره zire زیره – زیره ی کوهی
دربدر dar bedar ۱نگران – آشفته ۲آواره
کت فیل kate fil پرتاب کردن
واسنه واسنه vaasne vaasne ۱زمینی که کلوخ های بزرگ داشته باشد ۲کلوخ بزرگ
کول اسپن kool espan مخلوط گلپر و اسپند که برای جلوگیری از چشم زخم می سوزانند ...
پرام گو poraam goo ۱گاو بی شیر ۲گاو بی گوساله ۳مرتعی در کوهستان عباس آباد تنکابن ...
بن قت ben ghat ۱بطورکلی قطع کردن – پاره شدن کامل ارتباط ۲ریشه کن ساختن ...
چپل chapol بزیک ساله
خرس لش Kherse lash
دزماهی dez maahi ماهی پخته شده در دیگ – ماهی بخارپز
راستی بئوتن raasti baooten راست گفتن – سخن گفتن از سر صدق و درستی
چش بزوئن chesh bazoen ۱منتظر ماندن ۲چشمک زدن – اشاره با چشم ۳حساب بردن ۴تحریک ...
جزکرات joz keraat از درختان جنگلی
اسفناق esfenaagh اسفناج
فرهم ferham فراهم – آماده شده
چچم chechem ۱گاورس ۲کوچکترین جنبش – تکان مختصر ۳گیاهی علفی و یک ساله ...
دس بنگتن das bengetan دست انداختن – مسخره کردن
برمستن baremesten رمیدن

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۶۵۷۵
mod_vvisit_counterديروز۷۶۱۸
mod_vvisit_counterاين هفته۵۰۰۰۴
mod_vvisit_counterاين ماه۱۳۵۱۳۸
mod_vvisit_counterجمع۱۵۰۰۹۷۲۰

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني