مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
مزقون mozghon ساز ادوات موسیقی
مار په maar pe خوبی و خصلت مادر را به ارث بردن
بسکله بسوت beskele basoot مرتعی در راستوپی سوادکوه
لوات که levaat ke بخشی از خیش
ونگ رس vange res فاصله ای که صدا به آن برسد
میست بازی mist baazi مشت بازی – مشت زنی
ورنام var naam از توابع چهاردانگه ی سورتچی ساری
سک sek سک
قد دلایی ghda delaaeI قامت خم شده – خمیده
تلک talk ۱برفی که در اثر عبور افراد فشرده و سفت شود ۲قسمتی از مزرعه ...
کوهی خیل koohi Khel از توابع گیل خواران قائم شهر
شر تلک shar talok اهل دعوا آشوب طلب کسی که به دنبال شر می گردد
دریو دیم deryo dim ساحل دریا
تلی شیش tali shish نوعی جارو از شاخه های خاردار که از سرشاخه های انار درست شود ...
پلاش بزوئن pelaash bazooen دو پستان بز یا گوسفند را هم زمان هم دوشیدن
بنجوسن benjoossen ۱پودر کردن – ریز کردن ۲جویدن ۳ایجاد دعوا و درگیری ۴توبیخ ...
پمبه جار pambe jaar مزرعه ی پنبه کاری
برس baras ۱بیماری برص ۲لک های روی پوست
کپری وند keperi vand ور آمدن شالی
دل نکشیین del nakshiyen رضایت نداشتن – مایل نبودن
مرمه mar mere مهره ی مار
رد کپلی rad kappeli جفت و جور در آمدن از روی شانس و اتفاق اتفاقی – شانسی – به ...
چایی چدبار chaaei chad baar بسته ی چای
این سر کت in sar kat این دفعه – این مرتبه
دور door گوهر در
زگ زگ zeg zeg اندک اندک
کالنگ بازی kaaleng baazi از انواع بازی های بومیروش بازی:در زمین مرطوب و یا زمینی که ...
خاش رو khaash roo خوش برخورد همیشه خندان و شاد
سی هائی si haaei از نام های دریای خزر در منابع چینی عهد مسیح
اسکیجک eskijak اسکجه
بن پک bannepek نام مرتعی در حوزه ی کارمزد سوادکوه
کوفا kofaa ۱تپه ،کوه ۲دسته های شلتوک یا گندم چیده شده با نظم خاص بر ...
سرتلار sar telaar منزل گاه و استنگاه دامی در جنگل یا کوهستان که در بالا دست ...
آفتاب تیره aaftaab tire پرتو شدید آفتاب تیغ آفتاب
گوزگوزی gowz gowzay کوچک اندام و پرفیس و افاده
املا amlaa مرتعی در بین راه لاسم و نوا در منطقه آمل که آثار قلعه ای قدیمی ...
چپرسر chaper sar کنار چپر نزدیک چپر
کئو تریک kao terik ۱از سرمای شدید کبود شدن – از ضربه ی شدید سیاه شدن ۲میوه ی ...
چک مال cheka maal گوسفندی که چوپان اصلی همراه آن نبوده و نزد چوپان دیگری نگهداری ...
لشت بزئن lesht bazoen ۱چوب را از درازا به گونه ی ورقه ای بریدن ۲قطع کردن شاخه با ...
اجارستاق ejaarestaagh روستایی از دهستان کلیجان رستاق ساری
دشت desht ۱درست ۲همه – کامل – تمام
اشکم لغد eshkem laghed ۱سرزنش ۲لگدی که به شکم زنند
ززه zoze ۱زوزه ۲صدای سگ و شغال در اثر گرسنگی و درد کشیدن
پت پلت peto palet چپ احول
کاشتی kaashti کشتی
چش بن چکاک chesh ban chekaak
قلمه کتی ghaleme keti نام آباد از دهستان فیروز جا واقع در منطقه ی بابل
کناری بین kenaari bayyen تمام شدن – به پایان رسیدن – نوعی نفرین که در مقام و به معنی ...
توزه toze کارمزد

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۷۹
mod_vvisit_counterديروز۸۷۸۳
mod_vvisit_counterاين هفته۹۰۶۲
mod_vvisit_counterاين ماه۱۳۰۵۱۰
mod_vvisit_counterجمع۱۵۸۱۰۹۴۰

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني