مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
ویون کله viyon kele تپه ای در سوادکوه
پلا پجی pelaa paji ۱پلویی که بچه ها به عنوان بازی بپزند ۲پلو پختن،برنج پختن ...
کله سری kale sari قله ای به ارتفاع ۳۰۵۰متر در کلاردشت
شر خون sher Khoon شعر+خون نقالحافظان و قاریان اشعار محلی که گاهی از صدای خوش ...
ناودون naavdoon ناودان
خاله دتر Khaale deter ۱ خاله دتر ۲ خال دتر
بن هایتن ben haaytan ۱بلند کردن ۲شالوده ریختن
هوجی hooji ۱انتخاب کردن ۲سوا شده ۳جدا کردن
تله بیشتن tale beyeshten دام گذاشتن
چوسر دنگ choo sar dang مترسک
مرجی marji عدس
دراز دمباله deraaz dembaale ادامه دار طولانی
تالا taalaa گوسفند ماده ی شاخ دار
ناترج naaterej اهل روستای ناتل کوهستان کلاردشت
اینجور اینجور injoor injoor به این شکل – به این گونه
چپلیک chelik ۱نیشگون ۲بسیار کوچک – یک تکه از چیزی ۳واحد اندازه گیری
چچر chachar گوی و توپی که در گذشته در نوعی بازی محلی به کار گرفته می شد ...
شیوار سری shivaa sari جشنی که چوپانان به مناسبت تولد گوسفند کرم رنگ پیشانی سفید ...
نشمارس neshmaares نشمرده
همار هاکردن hemaar haakerdan ۱هموار کردن – صاف کردن ۲آباد کردن زمین های بایر و آماده ...
دست کاپ dastekaap از فنون کشتی محلی که پس از اجازه ی میاندار و آغاز کشتی به ...
توقدار tog daar درخت داغداغان
سف saf درختی است که در ارتفاعات روید و از برگ آن برای غذای دام استفاده ...
دارمبک daar ambek از انواع قارچ
ملکی maleki گیاهی شبیه اسفناج است که در پلو ریزند – نوعی گیاه صحرایی ...
چوغا chooghaa ۱چوخا ۲پارچه ی پشمی دست بافت برای کت و یا شلوار
دل دکتن del daketen نظر کسی را جلب کردن
اوارد evaard از توابع دهستان یخکش بهشهر
کتاره ketaare قداره
تته بورد tate bord دشنامی برای مردگان به معنی فروتر رفته،زیرتر رفته
تون ton ۱رشته ی نخ ۲نخ پشمی یا ابریشمی
پیرکیی pir kaei از ارتفاعات بخش یانه سر واقع در هزارجریب بهشهر
توله tavele تخم ابریشمی که برای پرورش سال بعد،کنار گذارند
شپری shepperi ۱انبوه درختچه ۲نهال گیاه ۳سرشاخه های نازک و خشک گیاهان
اشکام eshkaam شکم – شکمبه
چغور chaghoor لاغر اندام و بلند قد
بی در بلا bidar belaa آواره
جمرد jemerd ۱نام قله ای در عباس آباد ۲نام محلی در داکوه تنکابن
گیرا giraa سگ نگهبان – سگی که به افراد غریبه حمله کند
درج doroj گرفتگی عضله
پیله هاکردن pile haakerdan ۱تاول زدن – جمع شدن آب یا چرک ۲کینه کردن
کمن komen کسی که به سختی تنفس کند
انشتا aneshtaa انجیشتا
تب بازی tab baazi ۱توپ بازی ۲ربودن نگهانی جسمی از دست فردی دیگر
میز میز miz miz ناله ملتمسانه ی سگ و گربه
نوندی novandi ۱محل قرار گرفتن ناودان ۲مرتعی در روستای التپه ی بهشهر
پروار par vaar پلوار
روشناباد rooshnaabaad ۱امام زاده ای بین گرگان و کردکوی – روشنوا ۲دهستانی در کردکوی ...
پلنگان palengaan قلعه ایست در شبه جزیره میانکاله ی بهشهر
برش برش barosh barosh باشتاب و عجله ی فراوان

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۵۷
mod_vvisit_counterديروز۲۴۲۶
mod_vvisit_counterاين هفته۱۳۳۸۵
mod_vvisit_counterاين ماه۴۰۹۳۸
mod_vvisit_counterجمع۱۱۶۱۱۶۱۰

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني