مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
اولیا خون oliyaa khoon در شبیه خوانی به همه ی کسانی که در نقش یاران و دوست داران ...
دار کول daar kool پوست درخت – پوست تازه ی درخت
وکه وکه هکاردن vakke vakke hekaarden گفتگوی پر سر و صدا
بدی بشناسیه badi beshnaasiye ۱از پیش همدیگر را شناختن ۲آدم آشنا و از پیش شناخته شده
پن پلی pan pali نوعی بام پوش گیاهی شبیه گاله
سیاوش کلا seyaavash kelaa از توابع نرم آب دوسر بهشهر
بوریشتن bavrishten ۱سرخ کردن ۲برشته کردن
کلیج کوه kelij kooh از توابع شهرستان رامسر
بن بزان ban bezaan ۱شکسته بندی کردن ۲بند زدن ظروف چینی
واشییه vaahiye مانند شبیه
ونوشه مار vanoosheh mar گیاهی خودرو،شبیه بنفشه با گلها و برگ های درشت تر از آن که ...
تغاری teghaari تغار گلی که درون آن کشک را پهن کرده و می سایند
دانکا daanekaa تخم پنبه ی جدا نشده از وش
جزکتی jez keti نام مرتعی در حومه ی شیرگاه
بیر bir خاکستر داغ
دار غاز daar ghaaz ۱با کلان ۲مرغ ماهیخوار – قره غاز
خارکلا khaarkelaa از روستاهای شهرستان علی آبادکتول
یوز yooz یوزپلنگ
خونی علف Khooni alef نوعی علف هرز با ساقه ی نیمه سرخ
سپک sepek جست و خیز حیوان
کشی keshi ۱بیگانه ۲کاسب و دهقانی که در محل کار خود غریب باشد
توبییت too bait ۱رشته های نخ تابانده شده ۲نام مرتعی در اندارکل شیرگاه سوادکوه ...
چار پوک chaar pook نوعی حالت خوابیدن
بی لوت biloot ۱هوای به هم خورده و ابری ۲آدم ژولیده و آشفته وضع
مسکلا mes kelaa ظرف مسی بزرگ با لبه ی پهن که در آن شیر یا آب ریزند
چش به چش chesh be chesh ۱پر رویی کردن ۲نادیده گرفتن بسیاری از نکات
کرر kerar گوسفند خرمایی رنگ با سری راه راه
پاشاک paashaak ملات ساختمان
وشون veshoon آن ها
این لنگ اون لنگ هکاردن in leng oon leng hekaarden این پا آن پا کردن(در اثر هیجان و اضطراب)
وزرندنئن vazerandeneen پاره کردن – جدا کردن – گسلاندن
لمچه lemche غذای غیر مأکول در اثر ماندن یا کپک زدن
گال سر شور gaal sar shoor ۱گل ختمی – گل سرشور هم گویند ۲سفیداب
کرکره ker kere ۱وسیله ای منحنی شکل که پس از شخم زدن زمین،جهت هموار نمودن ...
بل bel از توابع دهستان بالا میان رود نور
ساربن saarebon شتربان – ساربان
پا به ما paa be maa ماه آخر حاملگی
کیوسیه kiyoosiye از شاخه های سلسله ی آل باوندکیوسیه منسوب به کیوس برادر انوشیروان ...
بم بکت bem baket نوعی نفرین به دختران و زنان به معنی:ریشه ات قطع شود
لوچو loochoo ۱سر به سر گذاشتن ۲کسی را باد کتک گرفتن
اسپرز esperez ۱روستایی از دهستان میان دو رود ساری ۲از توابع دهستان اندرود ...
موچ هدائن mooch hedaaen نهیب زدن به اسب برای پریدن و یا حرکت سریع
شهر shahr ۱شمشاد ۲آبادی بزرگ ۳پر جمعیت
خرن Kharen ایوان – سکو
کلاغ گیر kelaagh gir
واوج vaavej ۱بباف ۲بافتن سبد از شاخه های نازک درخت
رزه پول reze pool پول خرد – سکه
نر ماده nar maade دو قطعه چوب مخصوص که با استفاده از آن ها گاو را اخته سازند ...
ناکس naakas پست و دنی – فرومایه
مش حال mesh haal مش+حال در لغت به معنی حالت میش است و درموسیقی مازندران نام ...

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۰۷
mod_vvisit_counterديروز۷۶۱۸
mod_vvisit_counterاين هفته۴۳۶۳۶
mod_vvisit_counterاين ماه۱۲۸۷۷۰
mod_vvisit_counterجمع۱۵۰۰۳۳۵۲

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني