مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
پنو peno ۱پناه گرفتن ۲راندن و هدایت کردن حیوانات ۳کوچ دادن ۴نگهبانی ...
قرچماق ghorchomaagh ۱خودسر بی قانون – قلچماق ۲زورمند
ککی kakki ۱گل شیپوری – نیلوفر وحشی ۲نام پرنده ای است که به دلیل آوای ...
ور هم کار var hamkaar دو یا چند نفر که در کنار هم در مزرعه کار کنند
پرسون پرسون persoon persoon پرسان،پرسلن – پرسش متوالی و مکرر از اشخاص
بخاردن – او beKhaarden o آب آشامیدنی – آب خوردن
غلم ghalem معیاری است برای دانه های برنج
تال لگند taal lagend تشت برنجی – لگن برنجی
دس او dasso آبی که پیش و بعد صرف غذا با آن دست ها را شویند
زار خاری zaar Khaari ۱اندکی – کمی ۲به زور – به سختی
دس بی dasbay صرف نظر کن – در گذر
جابییت jaabait ۱جاگرفته شده ۲قالب شده
تیتار titaar ۱براق – منور ۲زلال
هتش hetosh بزن – کتک بزن
گزما gazmaa از توابع دو هزار واقع در منطقه ی تنکابن
اسپری esperi ۱نوعی پرنده ی سفید مهاجر ۲پرستوی دریایی
بلودار baloo daar در اصطلاح به کشاورز و برزگر گویند
تاشه کره taashe kere کره اسبی که هنوز شیرخوار است
نخ رجه naKh raje ۱مستقیم به طرف چیز یا کسی رفتن – بی محابا گذشتن ۲طناب رخت ...
تشه پشه tashe pashe هراس،دلهره،اضطراب ناشی از ترس و ناامنی
سر توک sar took باد زمستانی جنوب غربی که غالبا سردی برف ارتفاعات البرز را ...
پرپر بیتن par parebaytan ۱کنایه از:از کسی حمایت دروغین به عمل آوردن ۲کنایه از:خوشحال ...
کرد نشین kerde neshin مکانی در بین راه لفور به آلاشت سوادکوه
چش سیو گر chesh seyyoo gar ۱شعبده باز ۲حقه باز
هرت بخردن hert baKherdan ولو شدن – پخش شدن چیزی
زن اسا zenosaa زن استاد
ترش کنس tershe kenes ازگیل وحشی ترش مزه
دالانه daalaane راهرو – دالان
جزجز jezjez صوتی برای بیان صدای چیزی که در روغن داغ اندازند
دم دوستن dem savesten ۱تهمت زدن ۲اضافه کردن
نسق هاکردن nasagh haakordan تنبیه کردن
ویسر veysar ازتوابع خیررود کنار نوشهر
خرجو Khar joo ۱جوی خودرو ۲آزادی عمل موقت در برخی بازی های محلی
ایزی خل izi khel از توابع دهستان گیل خواران قائم شهر که به آن ریزی خیل هم ...
فسکن fesken کسی که تو دماغی صحبت کند
تلم talm ۱ران ۲تیر چوبی بلند و محکم
زیواری zivaari سهمی غیر از سهم اصلی
وسس veses زمین نرمی که در اثر بارندگی،گل آلود شود
اسبه برجی esbe barji گوسفند سفید با شکم حنایی رنگ
چپن چلخ chappon chaloKh ناقص مورد ضرب و شتم قرار گرفته
سرخو بزئن sarKho bazoen به خواب اندک فرو رفتن – چرت زدن
دتکه detakke تأخیر زمانی در انفجار چاشنی تفنگ که گاه موجب فرار شکار شود ...
مشقی mashghi نام تکه ای سازی در موسیقی مازندرانی است که در مراسم سرور ...
کله پکا kalle pekaa کنایه از:مردگان
چک بزان chek bezaan
لله گره lale gare لوله ی کوتاهی از جنس نی،جهت انتقال ادرار نوزاد در گهواره ...
خون دماغ Khoon demaagh خون دماغ – کسی که پیوسته دچار خون ریزی بینی شود
آییش aayish ۱زمین کشت نشده ۲کشتزار برنج
شنگی shengi نوعی سبزی کوهی که برگی مانند برگ سیر دارد و در طبخ برخی غذاها ...
شمس المعالی قابوس shamsol maaali ghaaboos از فرمانروایان ادب دوست و پر آوازه ی زیاری که مدتی بر گرگان ...

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۵۶۳
mod_vvisit_counterديروز۸۱۶۹
mod_vvisit_counterاين هفته۲۵۶۳
mod_vvisit_counterاين ماه۱۲۴۰۱۱
mod_vvisit_counterجمع۱۵۸۰۴۴۴۱

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني