مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
بنه bene بوته ی پیاز یا سیب زمینی و مانند آن
خاشکی Khaashki ۱گونه ای بیماری که پوست بدن چروکیده و پوسته پوسته شودخشک ...
ول تک val tek ۱کج منقار ۲کج دهان – اعوجاج و ناراستی در لبها و دهان
تاسایی taasaaei چند لحظه پیش
قله ghele دژ قلعه
تیر بوشائن tir boshaaen تیر انداختن – تیرانازی
شاهکام shaahkaam مرتعی از توابع شهرستان گرگان
چفت سر – سرخ ولیک chaft e sar serKhe valik از توابع دهستان چهاردانگه ی سورتیچی شهرستان سای
هلساگ halsaag چند لحظه ی پیش
شاد بویین shaad baviyen افشان شدن پشم و موی
جرکشیین jor kashiyan بالا کشیدن
ورزا خسون verzaa Khesoon مرتعی در حوزه ی لفور سوادکوه
چمنه chamene ریسمانی که با آن شاخ گاو و گوساله را بندند – کمند
ساکو saakoo کوه صاف بدون درخت
اله جارکشی ele jaar kashi یارگیری برای دعوا – قوم و خویش و ایل را وارد دعوا کردن
خطر Khatar گیاهی است که در مزارع گندم روید و دانه های آن سیاه رنگ و ریز ...
سنگ چالک sang chaalak از توابع دهستان ناتل رستاق نور
این وری in vari از این طرف – این سو – از این سو
کور کیو koor kiyo مرتعی در گرجی محله ی بهشهر
گلگلی gelgeli قلقلک
وته vatte آویزی از ریسمان که خوراک را در آن می نهادند تا فاسد نشود
سرنگ serong فریاد شادی
لت زن lat zan کسی که شالیزار را پیش از نشای برنج صاف و هموار کند
انبس anbes امس
پتک پتک petek petek پاورچین پاورچین
کلچال kel chaal اجاقی که با گل و سنگ ساخته شود
آبستن ببین aabesten babeyan زمان دانه بستن گندم و برنج ۲آبستن شدن
حقنه haghene از روی تمسخر به آدم کوتاه قد گویند
ممدجاری mamed jaari مرتعی در پرتاس سوادکوه
پشت پیکی pesht peyki وارونه – معکوس
سیب چال sib chaal از روستاهای کوهسار فندرسک در شرق کتول
سنگ ری sang rey ۱مرتعی در کجور ۲پر سنگ و ریگ
دومین doomyan خرده برنج – نیم دانه
گاو پل gaav pol از توابع خرم آباد شهرستان تنکابن
کماجدان kemaajdaan ظرفی که نان برنجی را در آن گذارند
شان کندل shaane kandel موم کندوی عسل
کلین kelin ۱خاکستر ۲کرک ۳دودی که به هنگام روشن کردن بخاری،از آن برخیزد ...
تنک کاردن tanek kaarden پهن کردن – افشان کردن
کانجی – سفا kaanji sefaa سه پایه ای از دسته های کنجد جهت خشک شدن آن
شتر گردن sheter gerden شتر گردن
چل تاس chel taas جامی از مس که بر روی آن آیات قرآنی حک شده و در اولین استحمام ...
دشنون dashannoon محل ریختن
تیکش tikash نام روستایی از آبادی های گلیجان قشلاقی در تنکابن
اکیل akil قله ای به ارتفاع ۳۰۰۰ متر در کلاردشت چالوس
پلا دانه polaa daane پلاتیم
جور کوپر joor koopar روستایی در ییلاق کجور
گل هدائن gel hedaaen ۱زیرگیاهی گل ریختن ۲نشا کردن ۳فرو کردن قلمه یا شاخه ی گل ...
چگ chag پا
بنن bannen بند شلوار
دنگه پل dange pel

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۰۷۴
mod_vvisit_counterديروز۳۶۳۳
mod_vvisit_counterاين هفته۱۲۸۸۵
mod_vvisit_counterاين ماه۷۷۵۰۱
mod_vvisit_counterجمع۱۵۳۳۳۴۵۳

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني