مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
اشتوج لات oshtoj laat از توابع دهستان دو هزار تنکابن
قن خاکه ghan Khaake خرده قند
قملک بزان ghomlak bezaan حرکت دادن تعمدی و آگاهانه کفل به هنگام راه رفتن
زرد اهل zard ahel ۱پری شاهرخ – انجیرخوار ۲نام عملی:otiooos orioos
شنی sheni از ارتفاعات بخش یانه سر واقع در هزارجریب بهشهر
چایی سوس chaaei soos تفاله ی چای
ده چله de chele به حمام رفتن زائو،ده روز پس از زاییدن
زر zar ۱زهر سم ۲سخنان زیاده و باطل ۳کشت و زرع
کر کر کاردن ker ker kaarden ۱بلبل زبانی کردن ۲کرکر کردن،خندیدن
جفته – بزوئن jefte bazooan جفتک زدن
آلم کلا aalam kelaa ۱روستایی در ناحیه ی کجور ۲روستایی در لفور سوادکوه
چشمو چین cheshmoo chin مهره ای آبی رنگ که برای دفع چشم زخم به لباس بچه ها آویزند ...
تام پلا taampelaa کشمش پلو
پینیک pinik وصله
خدی Khedi خودی – خویشاوند – آشنا – خودمانی
بلستن balosten پارس کردن
تخته تراش taKhte teraash درودگر
آشکنی وسنی aashkeni vasni گیاهی هرز که خوراک دام است
میش mish ۱گوسفند ماده ۲موش
جراسک jeraasak حشره ای سبز رنگ شبیه ملخ و کوچکتر از آن
آسوخراب کان aaso Kheraab kaan حیله گر موذی –دو به هم زن
پایین – میرکلا paaein mirkelaa ازتوابع دهستان گنج افروز بابل
رمنده ramende رم کننده
شوره shoore لکه های سفید خشک شده ناشی از عرق بدن بر روی لباس – شوره – ...
بالاشو baalaa –shoo بالا رونده
دل مونی del moni آرزوی انجام نشده – آروز درونی – آنچه در دل به عنوان یک آرزو ...
پتو pato آب داغ
بن سه ben se نوعی سیب زمینی وحشی که با آن ترشی تهیه کنند
چنگر chenger پاره کن
دله dele داخل – درون – میان – وسط
بج bej ۱کرت برنج کاری که در اثر جذب حرارت و آب ور آمده باشد ۲شلتوک ...
جو کر jo kar ساقه های درو شده ی جو که دسته دسته شده باشد
اردم بن ardem ben روستای واقع در شهرستان رامسر
وسی سر vessiye sar از توابع خانقاه پی قائم شهر
کرخه کرخه karKhe karKhe اتلاف وقت
رجون rejoon ردیف – ردیف شده
گابزه یره faabzire نوعی گیاه شبیه زیره که خوراکی نیست
گو په دویین go pe daviyen ۱پیوستگی دو کار به گونه ای که انجام یکی به آن دیگر متکی باشدگره ...
بیشل bishel ۱جلگه ای در مسیر راهپیش آواز که طوایفاوزیج(ساکن و اهل اوز)و ...
سرج seraj ۱کشک ۲قره قروت
خاشکه چو Khaashke choo چوب خشک
تاوستان taavestaan تابستان
سرارم saraarem سرپرست
پرتاس pertaas کسی که سخن را خام و نسنجیده زند و از ایراد هر حرف نابجایی ...
گزونه gazoone نوعی درمان قولنج یا سردرد که با شاخ گاو یا کوزه انجام می ...
تنبوران tanbooraan مرتعی در روستای نرسوی کتول
یخ چا yaKhe chaa گودال بزرگی که در آن برف و یخ را کوبیده و نگهداری کنند و در ...
کشته قد keshte ghad واحدی است به طول یک کشت که با آن ریسمانی به طول حدود دومتر ...
رخن پخن reKhen peKhen جای ریخت و پاش شده – مکان در هم ریخته
دوج dooj ۱نخ تابیده ۲فعل امر از دوختن:بدوز ۳دوزنده ۴محل زخم بهبود ...

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۲۷۸
mod_vvisit_counterديروز۶۷۵۳
mod_vvisit_counterاين هفته۲۴۸۳۵
mod_vvisit_counterاين ماه۱۲۰۸۴۰
mod_vvisit_counterجمع۱۴۵۴۶۳۳۷

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني