مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
شودماله sho demaale پایان شب – اواخر شب
گوشواره gooshvaare از توابع پشتکوه ساری
تک تک هاکردن tektek haakerden از روی بی میلی غذا خوردن
خره Khare جمع کردن چوب در یکجا برای سوزاندن یا ساختن بنا
تغاله teghaale حلقه ای چوبی یا فلزی که در طناب کشی استفاده کنند
جم بخر jem baKher تکان بخور – حرکت کن
ابدین idin روستایی از دهستان عشرستاق هزارجریب بهشهر
بوشه boshe ۱تیراندازی کن – پرتاب کن ۲بازکن
کاپیش kaapish آبدزدک
سرخ لا serKhe laa پارچه ای قرمز رنگ که بر سر عروس اندازند
تفت کلاک taft kellaak ۱برخاستن بخار از زمین ۲جوش و خروش – شدت خشم و غضب ۳تب و تاب ...
او بکنی o bakkeni ۱جایی که آب آن را کنده و گود کرده باشد ۲شکاف زمین
پیت سر pit sar بی شعور – عقب مانده ذهنی
اسرو asroo اشک چشم
انگاره – بیتن engaare baytan شروع کردن – آغاز کردن
سو په soo pe طرف روشنایی – سمت نور
بچکیسن bachkissen چروکیدن و ترکیدن پوست دست و صورت در اثر سرما و خشکی هوا
پموک pemmook ۱قاصدک ۲بسیار نرم
قناس ghenaas بدشکل – بی قواره – چیزی که ناراست باشد
بوتن booten کندن از ریشه درآوردن
بشی دره bashi darre از توابع بخش کلاردشت
رس دکشیین res dakshiyen ۱به نخ کشیدن ماهی و یا برخی اقلام نباتی و غذایی ۲ردیف کردن ...
مزدی گر mezdi gar کارگر روز مزد
پشت پلی peshte pali ۱تن و بدن ۲پشت و پهلو
خارت بکردن khaartbakerden صدای ته حلقی
پابن بیین paa ban babeyan ۱گرفتار شدن ۲پای بند گشتن
پتکله patkele ۱نام مرتعی در چهاردانگه ی ساری ۲محل رویش افرا
چل کینی chel kini پیاپی زاییدن – بی انقطاع فرزند آوردن
گرک garek ۱آویزی که از علف های هرز تهیه می شود و برای نگهداری و حفاظت ...
بفروش bafroosh بفروش
ویس ویس هکاردن vis vis hekaarden ویس ویس کردن پرنده و مرغ
داغ ببیین daagh babiyan ۱بسیار گرم شدن ۲سوگوار شدن
ور ون var van ۱تنگ پارچه ای که با آن نوزاد را به گهواره بندند ۲تنگ اسب
سرسینه sar sine بخش فوقانی بدن
سنگ خار sang Khaar کسی،که با ابزارهای گوناگون مانند پتک یا ابزارهای منفجرکننده،سنگ ...
تریر terir از توابع کوهستان غرب چالوس
خارده khaarde ۱خوراکی – خوردنی ۲علوفه ای برای دام
بلمک واش balmak vaash پیرزنا رشک
سیر سیر sir sir لفظی که به هنگام نزدیک شدن زنبور گویند تا زنبور دور شود
هوا بییتن hevaa bayiten ۱مغرور شدن ۲فاسد شدن غذا
گس ندائن ges nedaaen ۱بی اعتنا بودن – اعتنا نکردن ۲تسلیم نشدن
در بردن dar borden ۱گریختن – رفتن ۲هدر رفتن ۳چرخانیدن
خرتو Khertoo نام آبادی ای از دهستان فیروزکوه
رونی revoni تکه ای است سازی مربوط به سرنا – این قطعه هنگام حرکت عروس ...
تواری tevaari طایفه ای – فامیلی – تباری
ا شله o shele ۱پخته شده ی و رسیده ۲له شده ی میوه جات
دس همالنی das hemaaleni آستین بالا زده
قرچماق سر gharchemaagh sar گیاه مردابی که در گذشته دانه ی آنرا جهت تهیه ی ساروج به کار ...
خرمایی چم Khaarmaayi cham ۱کسی که صورتی خرمایی رنگ دارد ۲هر چیزی که رنگش مایل به خرمایی ...
بابلکان baabolkaan ۱روستایی از دهستان لاله آباد بابل ۲بابلکانی از خاندان های ...

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۶۶۱
mod_vvisit_counterديروز۴۴۴۱
mod_vvisit_counterاين هفته۱۷۶۹۴
mod_vvisit_counterاين ماه۱۵۳۴۴۹
mod_vvisit_counterجمع۱۳۹۶۴۸۸۰

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني