مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
مس mas ۱فربه ۲مست – احساس سرمستی ناشی از سلامت کامل مزاج و روزگار ...
ایشالاهی ishallaahey به امید خدا – انشا الله
اچار ochaar ۱کلید ۲آچار
کلاج خاسه kelaaj Khaase از توابع چهاردانگه سورتچی ساری
خد خده هاکردن Khed Khede haakerden چند به نفع خود و با تبانی و زد و بند سر قضیه ای را هم آوردن ...
دله بردن dele borden ۱داخل شدن ۲فرو رفتگی اشیا در اثر ضربه
منگلی mongeli گندم نرسیدای که بریان شود
البیس elbis ۱حلزون ۲برق ناگهانی در کتول
وچه vache بچه
چک سر هرسائن chak sar heressaaan سرپا ایستادن – قیام کردن
کلباد kolbaad نام قریه ای است نزدیک بهشهراین روستا در آخرین حد شرقی بهشهر ...
دس برسانیین das baresaaniyen ۱دست رساندن برای انجام کار ۲با زیرکی از چیزی سهم بردن ۳کار ...
کاردی مله kaardi male از محله های قدیمی شهرستان آمل
جیرسی کا jir sikaa بخش پایینی اجاق
مارانی پلا maaraani pelaa غذایی که برای صبحانه ی شب زفاف از خانه ی مادر عروس به خانه ...
نر nar میل جنسی گوسفند ماده نسبت به جنس نر
چام chaam رفع خستگی – استراحت موقت در نیمه ی راه یا هنگام کار
تلار کتی telaar keti مرتعی جنگلی در حومه نوشهر
فشت fesht آوای گذشتن سریع چیزی
کلچور بین kalchoor bayen کنایه از:به پایان رسیدن کاری
کلاگر مله kelaager male ۱از توابع علی آباد قائم شهر ۲از توابع بابل
پمه چله pamme chele ساقه و شاخه های خشک شده ی بوته ی پنبه که برای سوخت تنور به ...
غبی ghebi غیبی
لمه سویی lamesoei نمدمالی – جرفه ی نمد مالی
پلاسنه بن pelaasne ban مرتعی جنگلی در کجور
دار کاردن daar kaarden ۱دار زدن ۲آویزان کردن
اوز oz از توابع دهستان اوز رودسفلی نور
ور – بیتن varre bayten ۱از کسی جانب داری کردن ۲اصابت کردن ۳به مقصود رسیدن
نواخشک nevaaKheshk نام مرتعی در سوادکوه
بخا beKhaa ۱طلب کن – بخواه ۲طلب کار – بستانکار
شر sher ۱شعر ۲شیر – سلطان جنگل ۳شیر آب و غیره
کله کشی kele kashi ساخت و احداث جوی آب جوی درست کردن
تیرنگ تکی tireng teki ته چین قرقاول که آن را با برنج و شیر پزند
خدا گو Khadaa go نوعی سوسک
عرب خیل areb Kheyl ۱بخش بهنمیر بابل ۲از توابع دشت سر شهرستان آمل ۳از توابع ...
بالا دوش baalaa doosh سمت بالا
شکه shekke ۱شقه نیمه ی لاشه ی حیوان ۲رشته
نمت مال namat maal نمد مال – آن که نمد درست کند
پکال pekaal کوتاه – کوتاه قد
تلاری telaari ۱آلونکی که بر روی چهارپایه استوار است و در مزارع برای دیده ...
حرف بیاردن harf biyaarden کسی را به حرف آوردن – کسی را وادار به سخن گفتن نمودن
رمندیک ramendik رم کننده
شاه نپار shaah nepaar مرتعی در کدیر نوشهر
منال mennaal نام مرتعی در آمل
چالاییت chaalaaeit زمینی که در آن چاله و گودی باشد
مر ملا mar melaa مار و دیگر خزندگان
پکره pekere مکانی در نزدیکی سنگرخ شهرستان سوادکوه
حساب بوردن hesaab baverden حساب از کسی بردن – ترسیدن
گف gaf گپ حرف
درزنه dar zane ۱چشمه ۲درآمد ۳بیرون می زند

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۵۳۴۷
mod_vvisit_counterديروز۷۴۷۴
mod_vvisit_counterاين هفته۲۷۹۲۴
mod_vvisit_counterاين ماه۲۰۲۸۴۰
mod_vvisit_counterجمع۱۶۵۵۱۲۸۷

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني