مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
هفت رنگ haft rang سهره – نوعی پرنده است
خرمونی Khermooni خرمالو
خردیک Khordik کوچولو
اتکه at ke ۱بسیار کم ۲کوچک
ویک ویکه زن vik vike zan نق نقو
سراج محله seraaj mahle از توابع دهستان گیل خواران قائم شهر
تلی گلند tali galend مزرعه ای در شمال شرقی بالا جاده کردکوی
چالک ده chaalek de از توابع دهستان یخکش بهشهر
آستونه aastne از محله های قدیمی شهرستان بابل که امام زاده ای نیز در آن ...
افکل afkal نام پرنده ای که زیستگاه آن حاشیه رودها و مزارع می باشد
امبار – سر embaar sar از توابع دهستان گیل خوران قائم شهر که به آن انبار سر هم می ...
صرفه sarfe سود
حمبم سر hambom sar مکان و محل حمام
اوزار oozaar ۱پارچه ای دست بافت برای روانداز چادرشب ۲سفره ۳غم و غصه
چپر chapar ۱نردبانی که از شاخه ی بلند و پرشاخه ی درخت،ساخته شود و برای ...
انجیلی گل anjili gol گل آزین و سنبله ی درخت انجیلی
اوهانی ohaani ۱موجود خیالی ۲و نیز به دارویش (به سبب هیات و لباس غیرمتعارف ...
جزی بزی هاکردن jezi bezi haakerden گفتگو کردن – داغ شدن گفتار – با سر و صدا حرف زدن
پاجا paajaa از توابع دهستان چهاردانگه سورتچی ساری
سطلچه satel che مشربه ی مسین که برای خیساندن تنباکو به کار رود
باغروکالک baaghro kaalek محصولات نامرغوب جالیز که در پایان فصل باغداری به حال خود ...
پلنگان اسل palengaan assel آبگیری است در شبه جزیره میانکاله ی بهشهر
لر lar ۱لاغر – کوچک – باریک اندام ۲آدم بی ثبات
کرک چر واش kerk chare vaash گیاهی بوته مانند،که ماکیان به چرای آن رغبتی وافر دارند
چنه بکشیین chane bakeshiyen پرچانگی کردن
ایزوا izevaa از آبادی های دهستان لاویج نور
پناس panaas پس آب – فاضلاب
بیمسندیین bimesendiyen ۱ادب کردن – تربیت کردن ۲تیمار کردن
یک او yak o آبیاری اول زمین و مزرعه
سرشاخه sar shaaKhe شاخه ی بزرگ درخت که از آن هیزم گیرند
خی بینج Khi binj نوعی برنج نامرغوب
کایر kaayyer کاگر قرضی کار در برابر کار و بدون دریافت مزدنوعی تعاون و ...
بپیس bapis ۱بپوس ۲کلمه ای در تحقیر ۳پوسیده
ورف و وارون varf o vaaron برف و باران توام
زفتول خیار zaftool Khiyaar ۱خیار بزرگ
پسون pessoon ۱پستان ۲لیفه ی شلوار
فن باز fan baaz فریب کار – نیرنگ باز
مملوک mamlok انباشته – پر
نتاق nattaagh ۱زیرک – چالاک ۲حراف
زغوم zaghghoom هر چیز تلخ و بدمزه
نوسربند noo sar band نام مرتعی در آمل
خشکه سوت Kheshke soot سوختن اشیا،نباتات یا جانداران بی واسطه ی آتش و تحت شرایطی ...
موچ mooch صوتی که به علامت توقف موقت بازی بکار می رفته است
زوان دار zevaan daar ۱سر و زبان دار
پشت کو هدائن peshte koo hedaaen کنایه از:به قدرتی متکی بودن
زاله zaale زهره کیسه صفرا
بپوک bapook خوراکی شامل گندم یا برنج بریان و گوشت و پیاز چرخ کرده و تفت ...
مینس mines مونس همدم مهربان
بم bem بالا
وشمگیر voshm gir از فرمانروایان زیاری که از ۳۲۴ تا ۳۵۷ هـق به مدت سی و سه سال ...

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۵۶۱
mod_vvisit_counterديروز۳۷۹۹
mod_vvisit_counterاين هفته۳۵۶۱
mod_vvisit_counterاين ماه۷۳۵۵۶
mod_vvisit_counterجمع۱۱۷۱۱۹۹۳

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني