مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
لمباره lembaare زیاد – فراوان – انباشته
باقله baaghale از توابع دهستان خانقاپی شهرستان قائم شهر
شال بامشی shaal baamshi ۱گربه ی وحشی
سینگانه singaane سنگدان پرنده
زن مار بدیین zan maar badiyan دیدار مادر خانم توسط داماد و دوستانش در سه روز بعد از جشن ...
دوش کل doosh kel چوبی کوتاه که بر دوش نهند و کوله بار را بر آن آویزند
پس نماز سر pas nemaaz sar غروب – پس از نماز شامگاه
نیم ور بین nim var ۱با کسی رابطه متعارف را بهم زدن ۲خارج شدن از راه مستقیم مراوده ...
تمبلی بویین tambeli baviyen مرحله ای از رشد برنج در شالی زار
والیکا vaalikaa نام ارتفاعی در سوادکوه
اسیو – گردن asyoo gerden از انواع توکا
بندار bendaar ۱ارباب ۲معامل،کسی که کشاورز با او به طور دائم به معامله ...
ریخ رو riKhe ro اسهال
رگ reg دام گذاری
اکر ekar ۱مرتعی در حومه ی شهرستان تنکابن ۲آثار قلعه ای قدیمی در حوالی ...
دلایتی delaayti با میل – دلخواه
سمبش sembesh نوعی نفریننوعی زخم که در کف پا ایجاد شود
توق جاری togh jaari منطقه ای که محل رویش درخت داغداغان باشد
تینک چی tinak chi مسئول گرمابه
جغوک jaghook ۱درگیری ۲گلاویز شدن
داماد پییر daamaad piyer ۱پدر داماد ۲ساقدوش
قوش ghoosh پرنده ای شکاری – باشه – سنقر
خو مرغانه Khoo merghaane ۱آدم کوتاه قد ۲نوعی گیاه ۳نوعی ناسزا
دمک demek ۱وبال ۲مزاحم
اراسه سر eraase sar از مراتع لنگای عباس آباد تنکابن
ارکه – ما arke maa از ماه های مازندرانی مطابق با فروردین ماه خورشیدی
پرک پسو parek pasoo خار و خاشاک
پلنگ تله paleng tale ۱تله ی مخصوص برای به دام انداختن پلنگ ۲مکانی در منطقه ی سوادکوه ...
تفنگ دار tofang daar ۱ژاندرام – تفنگ دار
انجار enjaar اجار
خر Khar ۱استخوان کتف ۲گلوگاه – خرخره ۳خر
حلال هکاردن helaal hekaarden ۱حلال کردن – ذبح شرعی کردن ۲بخشیدن
لته کومه late koome از توابع چهاردانگه شهریاری بهشهر
خنی Kheni چشمه
گارسنه gaaresni گرسنگی
بالا – زغال – منزل baalaa zeghaal menzel از توابع دهستان گیل خواران قائم شهر
رسکت resket از توابع دهستان پریم ساری
تابسونی taabessooni فصل تابستان – منسوب به تابستان
سراو sar oo زمینی که آبش به طور مستقیم از نهر اصلی تأمین گردد
پس انگتن pas angetan ۱پچه پس انداختن و زاییدن ۲چیزی را پس از خود به یادگار گذاشتن ...
خمار Khemaar نامی برای اسب و قاطر
شل و ول shel o vel ۱بی حال –وارفته ۲بی حرکت – کج
چنگ cheng ۱فلج شدن و جمع شدن اعضای بدن در اثر گرفتگی عضلات ۲مجموعه ...
خلوک Khelook کسی که آب بینی اش آویزان است دماغو
اژدها ezhdehaa اژدها
لگند lagend لگن
اروس داماد aroos daamaad از سرچشمه های رودخانه ی فریم واقع در دودانگه ی هزارجریب ...
تیله – بن tile ben از توابع نرم آب دوسر ساری
اویا ooyaa از اصواتی که گالش ها در جنگل یکدیگر را با آن صدا کنند
تمون هاکردن tomon haakordan به انجام رساندن – تمام کردن

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۲۴۳
mod_vvisit_counterديروز۶۴۴۷
mod_vvisit_counterاين هفته۲۸۴۶۵
mod_vvisit_counterاين ماه۱۸۱۵۵۷
mod_vvisit_counterجمع۱۳۷۹۴۴۵۶

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني