مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
عرق aragh ۱تقطیری که از بعضی گیاهان و میوه های بدست آید بیشتر شکل آب ...
سحر خونی sahar Khooni مقامی آوازی و سازی مربوط به کمانچه که از موسیقی مذهبی سایر ...
شل shel ۱فلج شل ۲سست شل لق ۳خیس
دس پنجه هدائن das panje hedaaen ۱نوبت دادن ۲فرصت دادن
سیرک sirek از گیاهان است – سیر – سیر کوهی
تالی taalli ۱نگاه دزدانه – سرک کشیدن ۲نوعی بازی کودکانه
تیم کنی tim kani کندن نشا از خزانه
سیا دشتین seyaa dashtin از توابع فریم ساری
بالنگ baaleng خیس کرده ی دانه های ریحان کوهی که به عنوان ضماد به روی تاول ...
زمره هادائن zemere haadaaan خیره شدن با تشر و ترش رویی
جوزنگ jozeng هاون
کمائوش kemaaoosh ۱نوعی سبزی خودرو که در مناطق ییلاقی روید ۲نوعی قارچ
سرخو sarKhoo از روستاهای کوهسار فندرسک استارآباد
مرزناک دشت marznaak dasht از توابع بندپی بابل
اوتل oo tel ۱میوه ی آب لمبو شده ی جالیز ۲جسم خیسی که آب از آن بچکد
غج ghaj ۱دانه های برخی گیاهان که در برنج،گندم و یافتشود ۲ناخالصی ...
اسبه – سرت esbe saret توکای خال خالی
سر مراقی ser meraaghi پارچه ای که به انتهای دامن زنان دوخته شود
بریم بردن berim borden بیرون رفتن
چادرشوی هردیم سرخ chader shoye hardim serKh چادرشب چهار تخته ای است که چهار ردیف پارچه در عرض هم دوخته ...
کله ملق kalle mallegh معلق شدن – سکندری رفتن
چش دوس chesh daves ۱چشم بستن – چشم بسته ۲چشم پوشی و اغماض
بالا – دزا baalaa dezaa از توابع دهستان کلیجان رستاق ساری
دار کنل daar kannel کندوی عسل که از تنه ی درختان سازند
گالش بنه gaales bene جایگاه گالش ها
سرخس sarKhos نوعی شیرینی محلی خانگی
دسیر dassir پارچه یا نمدی که برای گرفتن جسم داغ به کار رود
چن چربازی chan char baazi از انواع بازی های بومی
می فرفری mi ferferi پیچیده موی – دارای موی مجعد
اله – چکو ole chakoo آبله رو
گرم دکتن garm daketan
سه دمبل se dambel نفر سوم در بازی
بامشی – غاز baamshi ghaaz آنقوت – پرنده ای قهوه ای رنگ از غاز کوچکتر که در دشت های ...
تازندنئن taazendeneen تاختن – تازیدن
بن پک bannepek نام مرتعی در حوزه ی کارمزد سوادکوه
نرکو narekoo ارتفاعی در سوادکوه
مرد مزیر mardemezzir مرد جوان
پلی هکاردن pali hekaarden ۱یک سو شدن ۲کندن ۳از پا انداختن حریف ۴این طرف آن طرف کردن ...
پفه – پفه pofe pofe ۱صدای نفس کشیدن در موقع غذا خوردن ۲غذا را با ایجاد سر و صدای ...
رس ros قدرت – نیرو مایه
خرپنو Kharpenoo ۱گیاهی است که در کوهستان روید ۲کر ناشنوا ۳بلبل کر
تنک هکاردن tanek hekaarden پهن کردن – گستردن
اه اه ah ah از اصوات در بیان نفرت
آغوزهال aaghooz haal نهال گردو که به صورت ترکه است و هنوز تناور نشده است
چن chan چند
پلهم چال pelhem chaal گودالی با پوشش انحصاری گیاه آقطی
بنجی benji برنجی
الین elin روستایی در قائم شهر
پش گردن pesh gerden گلو
لنه بین lanne bayyen خیس شدن

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۸۱۷
mod_vvisit_counterديروز۷۱۷۶
mod_vvisit_counterاين هفته۳۲۵۵۰
mod_vvisit_counterاين ماه۱۲۸۵۵۵
mod_vvisit_counterجمع۱۴۵۵۴۰۵۲

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني