مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
خرابه شهر Kharaabe shahr محل شهر قدیمی تمیشه که اکنون در غرب کردکوی قرار دارد
ورا ورا varaa varaa ۱کم کم ۲آهسته آهسته
بپوسی bapoosi ۱پوسیده ۲چوبی که جهت شکل دادن دلخواه آن را مدتی در آب خیسانند ...
پلت داربن pelet daarbon یکی از روستاهای تنکابن
آجنگوله aajan koole بقعه ای قدیمی در تنگه ی جواهرده
لمارون lemaaroon روستایی در منطقه ی درازکلای بابل
زرد تک zardetek خوشه ی برنج نرسیده
او – آینه o aayne ۱آرایش ۲آراستن
نال بن naale ben ۱زیر ایوان – زیر تراس ۲پای سکو و حیاط منزل
دار دنییه daar deniye ۱بی قرار ۲در کاری سر رشته نداشتن
یک کله تو yak kalle to از فنون کشتی محلی استپس از اعلام آغاز مبارزه توسط میان دار ...
چاک بزه chaak baze مرتعی از توابع دهستان کوهستان غرب کلاردشت
سه فصل انجیل se fasle anjil درخت انجیری که در سال سه نوبت میوه دهد
مغ magh سوراخ حفره
چرب هاکردن charb haakerdan چرب کردن
او تو o to آب و تاب دادن در صحبت
خون تمون Khoon temoon خون بها – دیه
ادب – چال adab chaal مستراح
لپک بزوئن lapek bazooen نوعی از نشستن – با کپل روی زمین پهن شدن
کرات قدرت keraat ghedrat از توابع بندپی واقع در شهرستان بابل
پی چیئن pey chian باز نمودن گره و رشته های درهم پیچیده
سرشن sar shan لبالب – لبریز
کروبکشیین koroo bakeshiyen ۲به مرحله ی بذر دهی رسیدن گیاهانی مانند کاهو اسفناج ۲رشد ...
لسک کلی lesek keli لانه ی حلزون
انگتابرود angetaa berood روستایی از دهستان لیتکوه آمل
خشتابی Kheshtaabi عشق بازی
چاازی chaaozi ۱زمینی که از آن آب سرد فوران کند ۲نشای برنج که در اثر سردی ...
تا به تابهیین taa betaa bahiyan ۱برابر شدن ۲به پایان کار رسیدن
بی رزم birazem بی حال سست
چک chek ۱تپه ی کوچک ۲پلکان زمینی
حلق میز halghemiz خفه شدن در اثر بسته شدن حلق
تپه سنگر tappe senger تپه ای در روستای دولت آباد از دهستان مذکوره ی ساری
پیکا pikaa ۱استخوان پا از زانو تا لگن ۲پایه ی چوبی برای ساختن پرچین ...
پلو peloo زمین گود
اسخون زیک ossoKhan zik ۱رماتیسم ۲درد استخوان و مفاصل
بازی – حال baazi haal ۱یکی از تکه های موسیقی چوپانی مازندران و به معنی حالت بازی ...
لت let ۱مسیر خط سیر ۲آنچه که در مایعات ته نشین شود – رسوب
این ولا in velaa این دفعه
سرگب sare gab سر حرف – آغاز سخن
تراب سره teraab sere از توابع بندپی بابل
دنن کشون dannon kashon مراسم سوردهی در زمان دندان در آوردن کودک
و بکشییه va bakeshiye گرسنگی کشیده – رنج کشیده
یک رنگ yak rang بی ریا – صاف و ساده – صمیمی
دگرسن dageressen برگشتن
بپاتن bepaaten ۱افشاندن – پاشیده شدن ۲متلاشی ساختن
سو راغون sooraaghon روغن نذری
چاروک chaarook ۱چاره – علاج ۲کسی که در برابر سرما ناتوان باشد ۳در سانسکریت ...
رخت رو roKhte roo
گرجی محله gorji mahalle نام مکان و رودخانه ای که از ارتفاعات ششصد و پنجاه متری دامنه ...
کل گا kel gaa کارگاه ابریشم بافی

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۳۴۹
mod_vvisit_counterديروز۳۵۲۰
mod_vvisit_counterاين هفته۱۰۵۲۷
mod_vvisit_counterاين ماه۷۵۱۴۳
mod_vvisit_counterجمع۱۵۳۳۱۰۹۵

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني