مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
قلماق ghalmaagh استخوان ران
تسی tesi پولی که دلال قمار از قماربازان می گیرد
کتل گالی kotel gaali کنده ای مخصوص و بزرگ جهت گذاشتن در کنار اجاق،برای سوختن ...
لاک و لوه laak o lave لاوک و دیگ – به مجاز،همه ی ابزار آشپزخانه را گویند
ری rey یک من برابر با دوزاده کیلو
بن لتر ben latar مرتعی در حوزهی شهرستان نوشهر
خداد Khoddad خداداد نامی برای مردان
ملافه melaafe ملحفه
غلوش ghaloosh نام مرتعی واقع منطقه ی سوادکوه
پلنگ دره palenge dare نام مرتعی در منطقه ی آمل
ایف یه ifyah از اصوات به هنگام ابراز انزجار از بوی ناخوش
خندش Khondesh آواز
ادایی زن adaaei zan زن دایی
آبسکون aabeskoon قسمتی از شبه جزیره ی میانکاله که هم اکنون به زیر آب رفته ...
باخاردن baakhaarden خوردن
ولشه veleshe ریزش گل و خاک
پاره پندلیک paare pendelik پاره – چیز کهنه و مندرس
سربوت sar boot ۱اضافه بار ۲پرداخت قیمت اضافی کالا،در معامله ی جنس به جنس ...
لله دوین lale devin از روستاهای سدن رستاق واقع در استرآباد
شبکلا shab kelaa ۱از توابع کلیجان رستاق ساری ۲نوعی کلاه
نومزه دار noomze daar دختر یا پسری که نامزد کرده باشد
لچارتی lechaareti هوای همیشه بارانی که زمین را گل آلود کند
یه دفه ye dafe یکباره – ناگهانی
زینه zine مرتعی در روستای لاشک نوشهر و کوهستان عباس آباد
بمسن bemesen بیاموز
یاسه – مال – بین yaase maal bayyen لبریز بودن آب در جوی
توتوهدائن too too hedaaen ۱کسی را به منظور عبرت و تنبیه با خشم تکان دادن ۲تکان دادن ...
شن جوش shan joosh موم حاصل از جداسازی عسل و شان
ترشه مازو tersh e maazoo
گچ دره gach darre مرتعی در روستای میان رستاق شهرستان کتول
آویش aavish دم کرده ی آویشن برای رفع سرماخوردگی
تیلن هکردن tilen hakerden گل آلود کردن آب
پشت وال pesht vaal ۱بالا و پشت نهر ۲نهر پشت زمین
پیش پنجه pish panje پیش نوبت بودن آبیاری زمین
سوم doom
ا کش o kash آبکش – از وسایل آشپزخانه که جنس آن معمولا از مس،روی،پلاستیک ...
تریسه tarise ماده گاوی که زایمان اولش باشد – گوساله ی ماده یک تا دو ساله ...
شیوار shivaar ۱دره ی کوچک – فرو رفتگی بین دو قطعه زمین ۲زه کش زمین باتلاقی ...
گت gat بزرگ
باقله baaghale از توابع دهستان خانقاپی شهرستان قائم شهر
کل گردن kel gerden گردن کوتاه
شاهمراد محله shaahmoraad mahalle از توابع جنت رودبار تنکابن
تراپرا بویین teraa peraa baviyen ۱پراکنده شدن – پخش شدن ۲پاره پاره شدن
موره داغ moore daagh نوعی داروی گیاهی – گندواش را پخته و جهت مداوا در محل درد ...
سرتیر sar tir ۱تیر وسط اتاق که زیر پلور گذاشته شود ۲ستون حمال
النجه alenje نوعی پارچ خوراکی که در اطراف و بدنه درخت افرا روید
تلم کته telem kete گوساله ی کوچک ماده
کر مازو kar maazoo از انواع درخت بلوط
غار چماق ghaar chemaagh کنایه از تنومند و قوی
دل واز del vaaz ۱دست و دل باز،بخشنده ۲دلگشا

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۴۰۶۱
mod_vvisit_counterديروز۳۲۹۲
mod_vvisit_counterاين هفته۱۸۴۸۱
mod_vvisit_counterاين ماه۱۴۰۵۸۹
mod_vvisit_counterجمع۱۳۵۵۶۵۵۴

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني