مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
هاخونسن haaKhoonessen به نرمی کسی را فراخواندن – فرا خواندن
سلات sallaat سرباز روس – سالدات
کشیده kashide ۱سیلی ۲آدم بلندقامت
شق بویین shagh baviyan ۱راست و محکم شدن ۲صاف شدن
آلاغاز aalaaghaaz پرنده ی دریایی و مهاجر به اندازه ی غاز،اردک مهاجرآلاغاز ...
کوفتی koofti ۱کسی که آثار ضرب و جرح و با بیماری بر تنش باشد ۲کسی که مبتلا ...
پزیل pezil از بالا پاشنه ی پا تا زیر گودی پشت زانو
پاتن paaten ۱پاشیدن ۲پاشید
راک رن raake ran وسیله ی که ته دیگ را با آن تمیز کتند
بر ber ۱شیره ۲اهرم ۳عددچهار
بادیون دشت baadyoon dasht نام مرتعی در آمل
چیله chile چوب نازک – خرده های هیزم
اندنا andenaa لک لک
سرتهی sartahi ۱واژگون ۲شرمندگی
الوند alvand نام محلی در حوزه ی خانقا پی سوادکوه
پرکاردی per kaardi آزموده – با تجربه
شی تونک shitoonek ۱شیطانک ۲از ادوات متصل به سازهای زهی زخمه ای
آلم چال aalem chaal نام مرتعی در حوزه ی کارمزد آلاشت سوادکوه
ترک اسل tork assel آبگیری در شبه جزیره ی میان کاله
پئیز کل paeiz kel شخم پاییزه
مستکی masteki ۱جایی که گیاهان چسبنده،فراوان روید ۲نوعی گیاه چسبناک ۳شیره ...
قناس ghenaas بدشکل – بی قواره – چیزی که ناراست باشد
دزن بزن dazen bazen ۱زد و خورد ۲انباشته – پر
ناور naaver از ارتفاعات بخش یانه سر واقع در هزارجریب بهشهر
لیلرد leylord نام محلی در ناییج نور
کوتر koter ۱کبوتر ۲کبوتر جنگلی
خیس هادائن Khis haadaaan خیساندن – خیس دادن
راهکلا raah kelaa از توابع دهستان جلال ازرک جنوبی بابل
بنیار beneyaar تکیه گاه
هوسین havesiyan گسیختن – بیشتر در مورد رگ و پیوند انسان گفته شود
پر زور per zoor انبان پر از گندم یا جو
ته – ترا te taraa مانند تو – از تو بالاتر – در مقام تهدید و تحقیر گفته می شود ...
وازنش vaaznesh ۱حالت تهوع – استفراغ ۲انبوهی ازدحام ۳کنار نهادن
دونای زرین کتاره doonaaye zarrin ketaare کنایه از:آدم آگاه و گوینده ی سخنان ارزشمند
وراق veraagh ۱آزمند ۲پرخور
کال kaal ۱میوه ی نارس ۲برنجی که خوب دم نکشیده باشد ۳خشکی – خشکی میان ...
میار کلا miyaar kelaa از توابع ولوپی قائم شهر
قماق ghemaagh خیلی چاق
کت دوس kat daves بسته شده – کسی که دست هایش بسته شده باشد
کوا kevaa از توابع دهستان چهاردانگه ی شهرستان بهشهر
رخی بزوئن roKhi bazoen قل دادن روی زمین
کس گربوک kos gar book نوعی مهره ی سفید از بقایای جانوران دریایی که به منظور دفع ...
متیل metil آستر بالش
ا اه a ah از اصوات نشانه ی افسوس
هیشتنگلا hishtangelaa صوتی برای به خود آوردن کودک
سرخ پل serKhe pel از توابع دهستان بهرستان لاریجان آمل
یه ye هنگامی بکار رود،که واژه ی قبل همراه با کسره ی اضافی ملکی ...
قجلیک هادائن ghajilak haadaaan قلقلک دادن
او – آرون o aaron نام مکانی در سوادکوه
عسلی مهز asseli mahaz زنبور عسل

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۴۰۰۲
mod_vvisit_counterديروز۶۸۸۱
mod_vvisit_counterاين هفته۴۵۲۲۴
mod_vvisit_counterاين ماه۱۵۴۳۳۷
mod_vvisit_counterجمع۱۴۳۶۶۲۲۳

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني