مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
توقه کا towgheh kaa کودکان به تقلید از رانندگان اتومبیل رینگ خالی از لاستیک ...
ملیجه melije مورچه
چلکه پیست بویین chelke pist baviyen خیس خوردن لباس و تن
پلنگ کینه palenge kine پلنگ غز
پیش کن pish kan ۱بالکن ۲عمل سم زدن گاو یا اسب به هنگام خشم و مبارزه جویی
دولچه doolche تاس حمام
دماسن demaassen گیر کردن – چسبیدن
کن دکتن ken daketan از صخره ی بلند افتادن
چبکی chabaki با دست چپ
ترک tarak ترک شکاف
دبه در بییار dabbe dar biyaar اعتراض کن
چاله زمی chaalezami ۱مزرعه ای کنار کوهپر کلاردشت ۲زمینی بدون ارتفاع و مسطح
چومخ choo mekh میخ مخصوص طناب دام صید مرغابی و اردکهای هوایی و مهاجر که ...
جرید jarid ۱شیشه ی خرد شده ۲ریز – خرد
دنقول کا danghol kaa نوعی بازی کودکان و نوجوانان – در این بازی به حکم قرعه چشم ...
جیر شیین jir shiyan پایین رفتن
وتوره vatoore هذیان – بیهوده گویی
پمبه گاله pambe gaale ۱یک بسته پنبه ی بدون تخم ۲سبک مانند پنبه ۳پنبه به صورت وش ...
ترنه مار tarne maar ۱گاو تازه زاییده،حیوان تازه زاییده ۲اولین زایش
بتجسن bateejessan ۱کاری را پی گیری کردن یا درباره ی آن سخن گفتن ۲تلاش بی اندازه ...
گه ge بند استخوان لگن
کروز karooz شعله
شیتونک shitoonek
پیر گرد کو pir gerd e koo کوهی در ارتفاعات جنوبی گرگان به ارتفاع ۳۲۰۴متر
چاچ دمال chach domaal ۱بخش میان ناودان شیروانی تا دیوار خانه ۲قسمت انتهایی دیوار ...
کنگ خر kenge Khar چهارپایه ی کوچکی که بر روی آن نشینند و نشا را از خزانه جدا ...
لت هاکردن lat haakerden تخته کردن چوب
کی kay ۱چه وقت کی ۲بازی سرگرمی
دکاشتکا dekaashtekaa نوعی بازی با گردو
پسک pask ضایعات چوب که هنگام برش به صورت تخته های بی شکل درآید
ماس خاری maas Khaari ماس خاری
تل واش talvaash گیاهی است،بوته ای که بسیار سمی است
گردیگ gerdig ۱معلق زدن ۲معلق شدن
کلوان kalvaan اتاق پذیرایی،اتاق میهمانی
چش دام chesh daam صدای شلیک تفنگی که باروتش نمور بوده و خوب عمل نکند
تجاک tajaak پرش متوالی و متناوب پرندگان بر روی زمین
لنگی lengi ۱لنگ حمام ۲در مقابل تقسیم منافع،نگهداری گاو را به دیگری ...
اولی ooli ۱کرت های شالی کاری – کرت های کوچک و بزرگ بی شکل ۲برکه ی عمیق ...
شی پیر shi piyer پدر شوهر
فسکن fesken کسی که تو دماغی صحبت کند
مییه miye پستان زن شیردهی که در اثر بدن خوابیدن سفت شده باشد
ور اون دیم var oon dim ۱آن طرف ۲از آن پس
دس بکت das baket ۱از کار افتاده ۲وامانده
مورندین mooren din از تپه های تاریخی نزدیک دهکده ی ولاشد بهشهر
خاص پر Khaas par ماهی کوچکی که قابل خوردن است
هوشت hoosht ۱اشاره ی بی ادبانه ۲لفظی برای آگاهانیدن کسی به این منظور ...
خاش قل khaash ghol خوش پیمان – متعهد
لش lash ۱لاشه ۲افسار ۳روباه ۴دروازه ی چوبی
شفت چم sheftcham
تبز tabbez چوب دست مخصوص چوپان

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۴۶۹۵
mod_vvisit_counterديروز۷۱۵۶
mod_vvisit_counterاين هفته۱۱۸۵۱
mod_vvisit_counterاين ماه۱۷۹۹۶۲
mod_vvisit_counterجمع۱۳۹۹۱۳۹۳

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني