مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
هی رت heyrat نام روستایی در کجور
سه مه se me زنبورهای عسلی که در دفعه ی سوم از تخم بیرون آیند
زنجفیلی zanjefili به رنگ زنجفیل
سر و ور هاکردن sar oo var haakardan ۱ورانداز کردن ۲تعیین ارزش کردن – تخمین قیمت ۳نوازش کردن ...
میش تک mish tek آن که با اکراه غذا خورد بد غذا
گرزمون garzemoon از توابع مسکوره ی شهرستان ساری
چو چون کله choo choon kalle چوب نیم سوخته ی اجاق
سد مران sad meraan نام روستایی در غرب گرگان
سوچلا soochelaa ۱نوعی قرق شکنی در شکار پرندگان در آب بندان ها ۲نوعی شکار ...
چراغ دادو cheraagh daadoo از توابع دهستان زیر آب واقع در حوزه ی سوادکوه
پرس هدائن peres hedaaen ۱بسنده بودن ۲ایجاد مانع کردن
چشم نظر دئا cheshme nazer deaa دعایی که برای دفع عوارض چشم نظر خوانند
دغمسه daghmase گرفتاری – تنگنا
اشکلک eshjelek ریسمانی که با آن شاخ گاو را بر پایش بندند تا ایجاد خسارت ...
فلیک دماسن felik demaassen گیر کردن آب دهان در گلو
لنبر lanber پلیکان – پلیکان سفید
پی کش هاکردن pey kash haakerdan ۱واپسین دم – آخرین نفس ۲پک عمیق به سیگار یا چپق زدن – هوا ...
دس ندائن das nedaaen ۱دست ندادن – فراهم نشدن شرایط ۲تسلیم نشدن – تحت اراده دیگری ...
سیومیا siyoo miyaa ابر سیاه
نیم چلک nim chelak واحد وزن بر مقیاس حجم ظروفی معین
خال چمنده Khaal chamende خال سیاه
درویش کلا darvish kalaa از توابع دهستان میان بند نور
چپرو chaperoo وارون قرار گرفتن اشیا و اجسام وارونه
پیلم کوتی paylem kooti نام رمتعی در نزدیکی کیاسر ساری
خیاط سر Khayyaat sar نوعی مراسم در عروسی که خیاط برای دوختن لباس به خانه ی صاحب ...
تپه شاه موزی tappe shaah moozi تپه ای باسانی در یساقی کردکوی
دپنوس dapennoos متراکم شده – چپانده شده – فرو کرده
هورتوک hortook ۱کته ۲روان – شل و آبدار
مجم majem سینی بزرگ مسی – مجمعه
چم هدائن cham hedaaen ۱گیر انداختن – به دام انداختن ۲عادت دادن رام کردن حیوان ...
ماش آش maash aash ماش آش از انواع آش های بومی است که مواد اصلی آن ماش،روغن،پیاز،برنج ...
را بوردن raa baverdan ۱روانه کردن و راهی نمودن ۲راندن
نوگردان noo gerdaan نام مرتعی در آمل
جغر هاکردن jagher haakarden لخته شدن خون
بز مو bez moo ۱ریسمانی از موی بز ۲موی بز
داپی daa pey کنار دیوار – پای ساختمان
گورکنار gavar kenaar ۱چوب هایی که دور تله پرندگان بر زمین فرو کنند تا پرنده به ...
کربارچی karbaarchi کسی که توده های بسته شده ی زراعت را از زمین به خرمن گاه می ...
نیین nayyen نشدن
تراب تله teraab tale داد و بیداد
بلوش boloosh ۱دانه ی گیاه تمشک ۲تمشک
هزار اسب hezaar asb نام مرتعی در آمل
زوما zoomaa داماد – شوهرخواهر – شوهر دختر
لمبر lombor قبا یا پیراهن
راهدار ویین raahdaar منتظر بودن
آوسن aavessen آبستن
پابه پا هکاردن paa be paa hekaarden ۱وقت تلف کردن – این پا آن پا کردن ۲معاوضه کردن ۳حرکتی حاکی ...
تل تلی tal tali تلخ مزه
پابند بویین paaband baviyen ۱درگیر شدن ۲گرفتار کار شدن
ازر ozer از بادهای شبانه روزی منطقه ی خزر جنوبی که شب هنگام از کوه ...

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۶۳۴۷
mod_vvisit_counterديروز۷۱۱۶
mod_vvisit_counterاين هفته۲۵۴۹۳
mod_vvisit_counterاين ماه۱۸۹۱۰۸
mod_vvisit_counterجمع۱۳۶۰۵۰۷۳

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني