مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
مالش هادان maalesh haadaan در لغت به معنی نوازش دادن و در اصطلاح کنایه از:تنبیه شدید ...
بنه بخردن bene baKherden ۱زمین خوردن در ورزش کشتی ۲ورشکستگی مالی
پرار peraar دو سال پیش
په قلتی pe ghelti حقه کلک
ایرزا irzaa ارزا
لمتکا lamtekaa نمد کوچک که معمولا مدور تزیین شده استلمتکا
تپ موس tap moos ۱باسن برآمده – باسن بزرگ ۲نوعی بازی
کشته کا keshte kaa از انواع گردوبازی که گردوها را دوتا دوتا روی هم قرار داده ...
شر شرانی sher sheraani ۱آبشار کوچک و مصنوعی ۲محل ریزش آب از ارتفاع
او دگیشتن oo dagishten ۱آب کشیدن ۲بالا آرودن آب از چاه یا قنات با سطل یا ظرف
الم – دلی alem deli درختچه ای جنگلی
غاز کته ghaaz kete جوجه غاز
کنگل بن kangel ben ۱از توابع ولوپی قائم شهر ۲مرتعی در راستوپی سوادکوه
للوک lalook ۱از توابع لاله آباد بابل ۲نام مرتعی در آمل
ونمه vaneme نام روستایی در نور
هف رنگی haf rangey ۱فنچ ۲مبتلا به فتق
مامرغ maa mergh مرغ تخم گذار
پرک پرک بزوئن perek perek bazoen ۱پلک زدن ناخواسته ۲صدای خاموش شدن چراغ ۳صدای بچه ها هنگام ...
آقادار aaghaa daar ۱درخت مقدس ۲نام مکانی مقدس در شیرگاه ۳یادگار کهن از احترام ...
پنداس pendaas ۱خار و خاشاک و اشیایی که موجب بند آمدن آب لوله و گنگ گردیده،در ...
دخوسئن daKhosaen پنهان کردن
رخ شور لاک raKh shoor laak تشتی سفالین که در وسط آن سوراخی است تا پس از شست و شو،پس آب ...
تره tare ۱تلخ ۲یکی از غذاهای محلی
شربانو shar banoo شهربانو نام زن
تش گزه tash geze ازگیاهان دارویی
پرچین – هکاردن parchin hekaarden پرچین کردن – محصور نمودن ملک،مرتع و زمین با حصاری از شاخ ...
گلپیر golepir نام قلعه ای قدیمی در شمال روستای دویلات از کوهستان نور
جزب jezbe بوی سوختن نمد
سوس در هکردن soos dar hekorden تهدید به قتل همراه با توهین
پیرعلم pir alem از محله های شهرستان بابل
مافور وند maafoor vand پوزه بند
بتاجندیین betaajendiyen تازاندان
تندیر tandir تنور
شیخ sheyKh از طوایف و تیره های ساکن در منطقه ی کتول
بام شی – خاسک bamshi khaasek سخت تن دریایی که عوام برای رفع چشم زخم بر پیراهن کودکان آویزند ...
کرکاس karkaas نام دهکده ای در منطقه ی عباس آباد
آی aay از اصواتی که به هنگام درد ادا شود
تو too درخت انجیلی
ازماک azmaak واژه ای برای پایان بازی
شنگ و شون sheng o sheven داد و بید شیون
کرماکچیک kormaa kechik قله ای در کلاردشت چالوس
موس و مله moos o male معطلی – اهمال نمودن در کار
تابهیین taabahiyen ۱خم شدن ۲تاخوردن
بدان bedaan دانسته باش – آگاه باش
پژن pozhen پرشکوه و پرهیبت
چپ هاکتن chap haaketan به دنده ی لج افتادن – لج بازی کردن
نرجانکا naare jankekaa گاو نر و جوان
خال بزوئن Khaal bazooan ۱با سرشاخه ی درخت مرز بین مراتع را مشخص کردن ۲بریدن شاخ و ...
جغوک jaghook ۱درگیری ۲گلاویز شدن
پائین اوریم روآر paain oorim rooaar از توابع دهستان خانقاه پی سوادکوه

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۴۳۲
mod_vvisit_counterديروز۷۷۳۰
mod_vvisit_counterاين هفته۳۹۸۹۵
mod_vvisit_counterاين ماه۱۳۵۹۰۰
mod_vvisit_counterجمع۱۴۵۶۱۳۹۷

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني