مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
پسمروک pesmerook زرد و زار – لاغر
پیش تر pishter جلوتر
لینگ ling از پاشنه ی پا تا لگن خاصره
پس کافل pas kaafel پشت کفل اسب
کرا جوب کنار karaa joob kenar از توابع خرم آباد تنکابن
چک سر هنیشتن chak sar henishten بر روی پا نشستن – چمباتمه زدن
خط Khat ۱جاده ۲خط – اتصال دو نقطه
کیابسر keyaabsar از توابع میانرود سفلای شهرستان چالوس
رمبش rembesh چرخاندن چوب کره گیری در کندوی چوبی گالشان که دار تلم نام ...
لسفیجان – خاجه lesfijaan Khaaje از توابع ناتل رستاق نور که نام جدید آن نوآباد است
اسپرز esperez ۱ نام مرتعی در آمل ۲نام گیاهی صحرایی
مجمه قیاردار majme gheyaar daar طبق مسین کنگره دار
کمونه kamoone چوب بلند خیش که به گردن حیوان وصل شود
پلخ peleKh ۱فشار آوردن ۲با شدت و همه ی عواطف کسی را در آغوش فشردن
سولاخه soolaaKhe سوراخ سوراخ کوچک
سمک samek نوعی گیاهی دارویی که به عنوان سودا مورد استفاده قرار گیرد ...
پشتیم پلی peshtim pali پشت و رو
تسن بئو tesen baoo حشره ای است – نوعی سوسک
گزگز هکاردن gez gez hekaardan مور مور کردن
بترشییه batershiye ۱ترشیده ۲تخمیر شده
مرکوئک markooek گونه ای کرم خاکی بزرگ و مار مانند به رنگ خاک
تش خنه tash Khene ۱محلی برای خشک کردن برگ های توتون ۲گلخن حمام
باله – همالنی baal hemaaleni آستین بالا زده
پی مج pey mej کسی که به دنبال دیگری راه رود
پتکا patkaa ۱هر ماده ای که در اثر پختن لهیده شده و به صورت شیره در آید ...
پجش pajesh قابلیت پخت
یافتی سگ yaafti sag سگ ولگرد
شمبیک shambik نوعی گیاه وحشی و خودرو شبیه شلغم
واری سره vaari sere از مراتع لنگای عباس آباد
بادنجان baadenjaan بادمجان
پیش بخردن pish baKherden ۱از جلوی کسی گذشتن ۲راه کسی را بریدن ۳جلوی راه کسی سبز شدن ...
سیوا هاکئردن sivaa haakoerdan سوا کردن – جدا کردن
چکل زرد کمر chekele zarde kemer کوهی که در سی و نه کیلومتری جنوب خاوری گرگان قرار دارد و ...
بیدار bidaar بیدار – آگاه – متوجه – بهوش آمده
ناور naaver از ارتفاعات بخش یانه سر واقع در هزارجریب بهشهر
لویز laviz سرکش
پجر pejer پس آب – فاضلاب – پس مانده آب روان
رز و رمان هکاردن rez o ramaan hekaarden ضربه زدن – داغان کردن – شکستن و خرد کردن
ده چال de chaal از مراتع لنگای عباس آباد
بمون bamon ۱توقف کن – بایست ۲بمان – اقامت کن
الا – نیم – لا elaa nim laa ۱خواب و بیداری ۲در نیمه باز
بقشتن bagheshtan سینه خیز رفتن خزیدن
آش بن aash ben له شده له و لورده
شال مرگی shaal margi تظاهر به مردن از روی ترس و به دروغ
لمبر په lember pe ۱بخش های پایانی هر چیز،کناره ی هر چیز ۲دامنه ی هر چیز
کارشا kaarshaa ۱کافی ۲کارساز
کول kool پوست،پوسته،تفاله ی هر چیز
چنه chone آرواره – لثه – چانه
شلوک shelook درست راه نرفتن به علت بیماری
کین شره kin shere حالت خزیدن بر زمین با سرین

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۴۷۴۲
mod_vvisit_counterديروز۵۶۹۰
mod_vvisit_counterاين هفته۱۰۴۳۲
mod_vvisit_counterاين ماه۱۲۷۲۲۰
mod_vvisit_counterجمع۱۳۴۱۴۵۸۳

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني