مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
بوار bevaar برنده شواصطلاحی در بازی
الخی – وان elKhi vaan مسئول تربیت اسب های سرکش و رام نشده – ایلخچی
چل دوک chal dook دوک چهارپر پشم ریسی
توم toom وقت – زمان
بلک بویین balak baveyan ۱درگیر شدن ۲جلوی راه کسی سبز شدن
رسیک بکشیین resik bakeshiyen رس بکشین
سیم بورد siyem bavard نوعی نفرین به معنی در روز سوم عزا،بمیری
بئوشتن baooshtan دوشیدن
سگ واش sag vaash علفی هرز که در لابه لای نهال شالی ریشه دوانده و پخش شود
سرانگتن sar engetan ۱بار گذاشتن دیگ غذا ۲به بالندگی و نهایت رشد و ثمرآوری رسیدن ...
رئیس کلا raeis kelaa ۱از توابع دهستان لفور قائم شهر ۲روستایی از دهستان لاویج ...
تقری taghari مرتعی در روستای شیرنوا ی کتول
سریکه serikke ۱اخگر – گل آتش ۲تکه ها و جرقه های آتش که به هوا رود
چش بیشتن chesh beyeshten ۱انکار کردن – منکر شدن تعمدی ۲خواستن
هتی هتی hati hati به این شکل – به این گونه
این وخت in vakht ۱این دفعه ۲این وقت
میون بار mion baar
په گویی pe gooi پس خوانی کردن در نوحه
په بوردن peboorden لاغر شدن – ضعیف گشتن
چارخنه chaar Khene تار و پود پارچه – چهارخانه
پاپلوس paapalos نوعی گیاه یا گل های زرد
لسک lesek ۱حلزون ۲برق ناگهانی
ولوجا valoo jaa از توابع میان دورود ساری
بشیره bashire ۱چهره ۲محرف بشره ۳خوی،اخلاق
قارسک ghaarsek از وسایل بافندگی سنتی
کلیک بخردن keliak boKhordan قفل شدن زبان و از سخن باز ماندن در اثر ترس و وحشت
پنج کیله ای panj kilai نوعی قرارداد کشاورزی که در آن کارگر تمام کار بهار و پاییزه ...
چکاد – بزوئن chakkaad bazooan ۱سیلی زدن – کشیده زدن ۲کف زدن
مله گرد male gerd ولگرد
کالیم kaalim از توابع خانقاه پی واقع در منطقه ی سوادکوه
سنگچی sangechi از توابع دهستان جلال ازرک جنوبی بابل
زم زوز zeme zooz گریه و زاری کودکان
رشه reshe ۱ترکیب ماک با شیر پس از مایه گرفتن،اولین شیری که پس از زاییدن ...
خری Kheri ۱آبله گون ۲رنگ خرمایی گوسفند
هاوریشت haavrisht ۱تفت داده شده – برشته شده ۲گندم یا برنج برشته و خشک شده
تا تله taattale نوعی گیاه هرز
تیم و تار timootaar پراکنده و متفرق
بهار کتی behaar keti مرتعی در حوزه ی علمده نوشهر
آبدنگ کرسام aabdang e kersaam روستایی از دهستان چهاردانگه ی سورتچی ساری
مملر mamlor احمق خنگ
پس pes فرد اخمو و ترش رو
قارنیان ghaaraniyaan این سلسله که از قدیم لقب جرشاه یعنی ملک الجبال به خود داده ...
کروچکه karoochke صخره
نبر naboor ۱کلفت ۲زشت – بدقیافه
تسم بکا tesem bakkaa سوسک سرگین بر
تک په teke pe دهان – لب – اطراف دهان
شیری برار shiri beraar برادر ناتنی
هنجر hanjer ۱جای گود ۲ادرار ۳بول
کویی با کله kooei bakkele نوعی گیاه وحشی که شبیه باقلا است و در کوهستان ها روید
تاوستان taavestaan تابستان

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۴۹۳
mod_vvisit_counterديروز۶۵۳۶
mod_vvisit_counterاين هفته۱۳۵۲۳
mod_vvisit_counterاين ماه۱۷۷۱۳۸
mod_vvisit_counterجمع۱۳۵۹۳۱۰۳

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني