مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
تب و تیپ tabo tip ۱تشر – تشر زدن ۲کتک زدن
پش ور peshvar ۱جلو – از روبرو ۲از طرف پشت(این واژه در مناطق مختلف دارای ...
ته – کندا – مه – کندا te kendaa me kendaa آواره
بازو baazoo چوبی به ابعاد تقریبی ده در بیست در چار چوب در
اوآردن o aarden مرتعی در راستوپی سوادکوه
آهه aahe گاله پوششی از ساقه های برنج و برای سقف خانه های سنتی مازندران ...
پابزه paabeze آبی که از زمین زراعی خارج شده به هدر رود
هتکلی hatkali الکی – سرسری – کار بی هدف
خته گارو Khategaaro خط و نشان کشیدن – تهدید کردن
حلوه – شیر halve shir ماست مخصوصی که از مخلوط شدن شیر گوسفند،ماست و شیره ی انجیر ...
میانه برو miyaane boro
هسکا کلا hessekaa kelaa
تیرکی مر tireki mar ماری سیاه و سفید که به سرعت حرکت می کند و پرش زیادی هم دارد ...
سال مج saal mej
لال پلا laale pelaa برنجی که در سنتی خاص و باستانی به نام تیرماه سیزه پخته شود ...
یاد بیاردن yaad beyaarden ۱به خاطر آمدن – تداعی شدن دانسته ها ۲به یاد آوردن
تی کلات tikelaat تی کلاد
کوسان koosaan ۱بقایای آتشکده ای از زمان کواذ ساسانی نزدیک روستای پی مد ...
لچ لچ lech lech صدای غذا خوردن
ولو veloo روستایی از دهستان عشرستاق بهشهر
کول بیتن kool bayitan به پشت گرفتن – کول گرفتن
پی pay در کارگاه بافندگی به محدوده ی کارگاه پارچه بافی گویند
پمبه زن pambe zan حلاج
سیوتیم siyo tim سیاه دانه
بازآمدن baazaamadan دو چوب شاخه دار بلند که بر آن سوار شده و راه روند
سنگ کتو sang katoo سنگلاخ – زمین پر از سنگ های ریز و درشت
دارمر daaremar از انواع مار که بر روی درختان ظاهر شود
گماشته gomaashte پادو نوکر خانه
لیچ و لچ licho lech دامنه
زیمبل زیمبو zimbel zimbo
دور دوره door doore دور زدن بی هدف – رفت و آمد بی هدف
ور فس var fes ۱کسی که کنار آدم می خوابد
شم کئو بوی sham kaoo bavi نوعی نفرین نگاه شود به پایانی همین اثر و مقاله ی برخی نفرین ...
لرد lerd درد مایع – لایه ی ته نشین رسوب ته نشین شده
سوویهیر soovihayr سوراخ کوچکی که از آن نور به داخل بتابد
خلیلی Khalili از انواع پای بند و فلک که جهت تنبیه رعایا به کار برده می شد ...
خلپه Kholpe تخم شنبلیله – شنبلیله
درماکوتی dormaa kooti کوهی در منطقه ی دلیر کوهستان غرب چالوس
جاندار jaandaar ۱ژاندارم – تفنگ دار ۲قوی – درشت
هکاردن hekaarden ۱کردن – انجام دادن ۲ساختن
درک darek ۱تخته ی تقسیم آب ۲محل تقسیم آب ۳درک – باداباد
سید خل seyd Khel از توابع چهاردانگه ی هزارجریب ساری
الو – گویی aloo gooi آلو ترش
زفرون zaferoon نام گاو زرد رنگ
جان کندش jaan kandesh جان کندن – جان دادن
ترش انار tersh enaar انار ترش یا انار وحشی که نام علمی آن granatoom oonicaa می باشد
شلکا shellekaa انجیر زودرس و نامرغوب
اخ تف aKhtof خلط – خلط سینه
چارده رودبار chaarde rood baar از توابع دهستان نرم آب دو سر ساری
مه me مال من – مربوط به من

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۶۱۷۳
mod_vvisit_counterديروز۷۷۷۶
mod_vvisit_counterاين هفته۵۱۷۰۸
mod_vvisit_counterاين ماه۱۷۳۱۵۶
mod_vvisit_counterجمع۱۵۸۵۳۵۸۶

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني