مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
انه ane مادر بزرگ
تک چال tak chaal روستایی در هزارجریب
اونه – ما oone maa از ماه های گاه شمار سنتی مازندرانی
بابولات baaboolaat روستایی از دهستان زوار تنکابن
رام ببین raam babeyan اهلی شدن و انس گرفتن
دشکنی deshkeni ۱شکست ۲شکسته
خرما Khermaa خرمالوی جنگلی – کلهو
او رنگ o rang ۱به رنگ آب ۲از روستاهای اطراف چالوس
دسکن سو deskene soo طحال گوسفند و گاو
پونچ poonch تار و الیاف
خلیلی Khalili از انواع پای بند و فلک که جهت تنبیه رعایا به کار برده می شد ...
هوله hoolle ۱عجله ۲زود
بوینا bavinaa از الفاظ اشاره به معنی:این را نگاه کن
فک چال کتی feke chaal keti خاک ریزی دست ساز به ارتفاع پنج متر و با مساحتی حدود پنج هکتار ...
پیش گوزک pish goozek اقدام به کاری و درماندن در انجام آن
پک پکی pak paky از انواع بازی های بومیاین بازی با گردو انجام می شود و بازی ...
هئن heen غریدن
هلیشت haliyasht از توابع بالا تجن قائم شهر
سیکا sikaa ۱اردک – اردک سرسبز ۲از توابع چهاردانگه ی هزارجریب ساری ...
مجمع سندلی majma sandali از انواع بازی ها ونمایش هایی که بندبازان بر روی طناب بندبازی ...
کش کنگ پر kash keng par نوعی فن کمر درکشتی سنتی لوچو
په وست pe vest پیوسته – مدام
ریس ris درختی که در تمام فصول سال سبز است و در صخره رویدچوبش بسیار ...
کرداب kerdaab از توابع چهاردانگه هزار جریب شهرستان ساری
درد dard ۱گردش کن – دور بزن ۲بازگرد
شل پت shel pat ۱خوراک رقیق و شل ۲تخم مرغ نیم پز
قلیان شور ghalyaan shoor چوبی که به انتهای آن پارچه یا نخی بسته شود تا به وسیله ی آن ...
درازنو deraaz noo منطقه ای در اطراف دهستان بابل کنار
بالا اشتوج baalaa eshtooj از توابع دهستان دوهزار تنکابن
جاوزه jaaveze بی قراری مرغ کرچ و تخم گذار پیش از گذاشتن تخم
کاچ kaach چماق
مقاش maaghghaash موچین
هازموئن haazemooan آزمایش کردن
زغه دکتن zeghe daketen ۱برانگیخته شدن ۲کسی را به یاد کسی آوردن و هوس دیدار را در ...
لچارتی lechaareti هوای همیشه بارانی که زمین را گل آلود کند
زردو zard o زرداب – آب چرکین که از زخم تراوش کند
پنجی panji ۱نوبت مرتبه ۲سهم پنج به یک در قرارداد کشاورزی
زنگ zang ۱زنگی که بر گردن گاو یا بز گله آویزند – زنگوله ۲بوی ماندگی ...
دونه بپاتن doone bepaaten بذر پاشیدن
بلفستن balefesten بلعیدن – غذا را به طور غیر مؤدبانه خوردن
میک بزوئن mik bazooen مکیدن
زنگیون zangiyoon از توابع ولوپی قائم شهر
گره هکردن gore hakerden ۱صدا زدن ۲با آوای رسا کسی را فراخواندن
بنه سنگ bene sang ۱سنگ زیرین آسیا ۲سنگی که روی آن ادویه سایند
چا chaa سرد سرما
خرمن سری Kharmen sari سرخرمن – مربوط به سرخرمن – مقداری از محصول که در سر خرمن ...
دلیتی delayti جدی – جدی به دل گرفتن
پلاخ pellaaKh صدای آب در موقع جوشیدن یا برخورد با سنگ
افرا – دار efraa daar درخت افرا
جریز حلوا jeriz helvaa از انواع حلوا

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۰۰۱
mod_vvisit_counterديروز۴۴۴۱
mod_vvisit_counterاين هفته۱۸۰۳۴
mod_vvisit_counterاين ماه۱۵۳۷۸۹
mod_vvisit_counterجمع۱۳۹۶۵۲۲۰

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني